روان درمانی شناختی رفتاری یک روش واحد نیست، بلکه خانوادهای از درمانهای روانشناختی است که به پیوند میان معنا دادن به موقعیتها، هیجانها، واکنشهای بدنی و رفتار توجه میکند. این مقاله توضیح میدهد که هدف این رویکرد صرفاً «مثبت فکر کردن» یا حذف احساسات ناخوشایند نیست، بلکه شناخت چرخههای ناکارآمد و افزایش انعطاف در تفسیر و رفتار است. همچنین روشن میکند که مدلهای شناختیرفتاری، سازوکارهای پیشنهادی برای تغییر را مطرح میکنند، اما این سازوکارها همیشه بهصورت علّی و یکسان برای همه افراد ثابت نشدهاند. در ادامه، روند ارزیابی اولیه، ساختار معمول جلسات، تمرینهای رایج، و تفاوت میان شاخهها و پروتکلهای مختلف شرح داده میشود. مقاله به کاربرد این رویکرد در مشکلات گوناگون، سازگارشدن آن برای کودکان، خانواده، گروه و قالبهای آنلاین، و نیز فواید، بار درمان، محدودیتها و وضعیت شواهد علمی میپردازد. در سراسر متن تأکید میشود که برنامهریزی درمان و سنجش تناسب آن باید بر پایه ارزیابی بالینی مشترک، هدفهای فرد و شرایط واقعی زندگی انجام شود.