دانشنامه › درمان های روانشناختی › داروهای روانپزشکی › داروهای تثبیت کننده خلق
تثبیتکننده خلق چیست؟ مقایسه نقش لیتیوم، والپروات، لاموتریژین و کاربامازپین در مانیا، افسردگی دوقطبی و پیشگیری از عود، با عوارض و پایش.
این صفحه برای آموزش عمومی است و جایگزین ارزیابی و تجویز فردی نیست. شروع، تغییر یا قطع دارو باید با نظر پزشک انجام شود.
مقاله هر دارو را برای نقش آن در فازهای مختلف، عوارض، تداخلها و پایش اختصاصی بخوانید. آنتیسایکوتیکهای مورد استفاده در اختلال دوقطبی در طبقه خود فهرست شدهاند.
دارویی که در مانیا مؤثر است لزوماً برای افسردگی دوقطبی همان اثر را ندارد و داروی مفید در پیشگیری از عود ممکن است برای یک فاز حاد انتخاب یکسانی نباشد. لیتیوم شواهد گستردهای در درمان نگهدارنده دارد؛ والپروات و کاربامازپین بیشتر در مانیا و برخی موقعیتهای نگهدارنده مطرحاند؛ لاموتریژین بیشتر با پیشگیری از عود افسردگی دوقطبی مرتبط است. شرح نشانهها و سیر اختلال دوقطبی نوع دوم به فهم زمینه این تصمیمها کمک میکند. کاربرد دقیق و تأیید رسمی باید دارو-ویژه باشد.
این عنوان داروهایی را کنار هم میگذارد که میتوانند بخشی از نوسانهای خلقی دوقطبی را درمان کنند یا از عود پیشگیری کنند؛ معیار و تعریف در منابع کاملاً یکسان نیست و اعضای این چتر اثر یا مکانیسم واحدی ندارند.
لیتیوم یون سادهای با اثرات چندگانه بر پیامرسانی درونسلولی، انعطافپذیری عصبی و ریتمهای زیستی است. سازوکار کامل آن هنوز به یک مسیر واحد فروکاسته نمیشود و نقش بالینی آن باید جدا از سازوکار توضیح داده شود.
والپروات، لاموتریژین و کاربامازپین از مسیرهایی مانند کانالهای یونی و انتقال تحریکی یا مهاری اثر میگذارند، اما نقش بالینی و عوارضشان مشابه نیست.
نام ضدتشنج یا اثر آرامبخش بهتنهایی شواهد اثربخشی در مانیا، افسردگی دوقطبی یا درمان نگهدارنده ایجاد نمیکند؛ همه داروهای ضدتشنج تثبیتکننده خلق محسوب نمیشوند.
این مقایسه برای فهم تفاوت نقش داروها در فازهای بیماری است، نه الگوریتم انتخاب یا تجویز.
لیتیوم در مانیای حاد نقش تثبیتشدهای دارد و شواهد گستردهای برای پیشگیری از عود مانیا و افسردگی دارد. در برخی شرایط ممکن است در افسردگی دوقطبی نیز نقش داشته باشد و شواهدی درباره کاهش خطر خودکشی وجود دارد. سطح دارو و وضعیت کلیه و تیروئید باید پایش شود.
والپروات در مانیا نقش شناختهشدهای دارد و برای برخی افراد در درمان نگهدارنده مطرح است؛ شواهد آن در افسردگی دوقطبی محدودتر و وابسته به راهنماست. خطرات مهم بارداری و رشد عصبی، تصمیمگیری تولیدمثلی را به بخش اصلی ارزیابی تبدیل میکند.
لاموتریژین برای درمان مانیای حاد مناسب نیست. در برخی راهنماها و کشورها برای افسردگی دوقطبی نقش دارد و بیشتر برای پیشگیری از عود افسردگی مطرح است. راش جدید نیازمند توجه پزشکی است.
کاربامازپین برای بعضی موارد مانیا یا درمان نگهدارنده استفاده میشود و نقش آن در افسردگی دوقطبی محدودتر است. تداخلهای فراوان، القای آنزیمی و نیاز به پایش خون، کبد و سدیم انتخاب را پیچیده میکند.
بعضی آنتیسایکوتیکها، از جمله کوئتیاپین، لورازیدون، اولانزاپین و آریپیپرازول، بسته به دارو در فازهای مشخص اختلال دوقطبی نقش دارند. مقاله هرکدام در طبقه آنتیسایکوتیک باقی میماند و در Loop Grid این آرشیو تکرار نمیشود.
تشخیص اختلال دوقطبی بهتنهایی برای انتخاب دارو کافی نیست؛ مانیا، افسردگی دوقطبی و پیشگیری از عود هدفهای یکسانی نیستند. سابقه دورهها، پاسخ قبلی، عوارض و وضعیت جسمی نیز اهمیت دارند. برای مرور نشانهها و سیر دورههای مانیا، راهنمای اختلال دوقطبی نوع یک را ببینید.
تثبیت خلق به معنی بیاحساس یا یکنواختکردن شخصیت نیست؛ هدف کاهش دورههای بیمارگونه و کمک به بازگشت کارکرد است.
همه این داروها در مانیا، افسردگی دوقطبی و درمان نگهدارنده اثر برابر ندارند؛ حتی یک دارو ممکن است در یک فاز جایگاه روشنتر و در فاز دیگر نقش محدودتری داشته باشد.
همه داروهای ضدتشنج، تثبیتکننده خلق مبتنی بر شواهد نیستند. نام گروه دارویی یا ایجاد خوابآلودگی جایگزین شواهد فازمحور نمیشود.
بهبود فعلی به معنی ازبینرفتن خطر عود یا امکان قطع خودسرانه نیست. تصمیم ادامه درمان به الگوی دورهها، شدت، سابقه عود و تحملپذیری وابسته است.
سطح خونی دارو باید همراه زمان نمونهگیری، نشانهها، عملکرد کلیه، تداخلها، بیماری حاد و وضعیت آب و نمک بدن تفسیر شود؛ یک عدد منفرد برای خودمدیریتی درمان کافی نیست.
لیتیوم دارویی با دامنه درمانی محدود و نیازمند پایش منظم است. تغییر آب و نمک بدن، بیماری حاد و بعضی داروها میتوانند سطح آن را تغییر دهند؛ کلیه، تیروئید و کلسیم نیز در پایش اهمیت دارند.
والپروات در مانیا و برخی برنامههای نگهدارنده کاربرد دارد. تغییر وزن، کبد، خون، پانکراس و خطرات بسیار مهم بارداری و رشد عصبی باید در تصمیمگیری و پایش در نظر گرفته شوند.
نقش لاموتریژین بیشتر در قطب افسردگی و پیشگیری از عود آن است و برای مانیای حاد داروی مؤثری محسوب نمیشود. راش جدید، بهویژه همراه نشانههای عمومی یا درگیری مخاط، نیازمند ارزیابی پزشکی است.
کاربامازپین برای بعضی دورههای مانیا یا درمان نگهدارنده استفاده میشود، اما تداخلهای فراوان، خودالقایی متابولیسم و خطرات خونی، کبدی، سدیم و پوستی انتخاب و پایش آن را پیچیده میکند.
برخی آنتیسایکوتیکها در فازهای مشخص اختلال دوقطبی مؤثرند، اما در این آرشیو فقط بهصورت زمینهای توضیح داده میشوند تا مقاله دارو و فهرست طبقه آنتیسایکوتیک تکرار نشود.
«تثبیتکننده خلق» نام یک زیررده فارماکولوژیک یکدست نیست. هر ضدتشنج، آرامبخش یا آنتیسایکوتیک صرفاً با این برچسب وارد این آرشیو نمیشود و هیچ زیرآرشیو جداگانهای برای این تقسیمها ساخته نشده است.
این مقایسه رتبهبندی «بهترین تا بدترین» نیست. نقش فازمحور، عوارض، بیماریهای همراه، تداخلها، سابقه پاسخ و ترجیح آگاهانه فرد تعیین میکنند کدام گزینه در یک موقعیت مشخص مناسبتر است.
نقش برجسته لیتیوم در مانیا و درمان نگهدارنده است. پایش سطح دارو، کلیه، تیروئید و کلسیم اهمیت دارد؛ لرزش، پرنوشی یا پرادراری و خطر مسمومیت باید در زمینه بالینی بررسی شوند. تصمیم در بارداری و پس از زایمان دارو-ویژه است.
والپروات بیشتر در مانیا و برای برخی افراد در نگهدارنده مطرح است. وضعیت کبد و خون و نشانههای بالینی پایش میشوند؛ تغییر وزن، ترومبوسیتوپنی و عوارض کبد یا پانکراس اهمیت دارند. خطر تولیدمثلی آن بسیار برجسته است.
لاموتریژین بیشتر با افسردگی دوقطبی و پیشگیری از عود افسردگی مرتبط است. پوست، نشانههای عمومی و تداخلها بهصورت بالینی دنبال میشوند؛ راش جدی نادر اما مهم است و بارداری به ارزیابی و پایش تخصصی نیاز دارد.
کاربامازپین در برخی موارد مانیا یا نگهدارنده نقش دارد. خون، کبد، سدیم و تداخلها در پایش اهمیت دارند؛ راش، اختلال خونی و افت سدیم از خطرات مهماند و میتواند اثر بعضی روشهای هورمونی جلوگیری از بارداری را کاهش دهد.
لیتیوم، والپروات، کاربامازپین و بعضی آنتیسایکوتیکها میتوانند در مانیای حاد نقشهای متفاوتی داشته باشند؛ لاموتریژین برای درمان مانیای حاد مناسب نیست. این تفاوتها نسخه تجویزی یا الگوریتم درمان ایجاد نمیکنند.
افسردگی دوقطبی با اختلال افسردگی اساسی یکسان نیست و افتراق آنها بر انتخاب درمان اثر میگذارد. لاموتریژین در قطب افسردگی جایگاه روشنتری دارد؛ لیتیوم در برخی شرایط ممکن است نقش داشته باشد و شواهد والپروات محدودتر است. فقط بعضی آنتیسایکوتیکها برای این فاز شواهد یا تأیید دارند.
در پیشگیری از عود، نوع دورههای قبلی اهمیت دارد. لیتیوم شواهد گستردهای دارد، لاموتریژین بیشتر با پیشگیری از عود افسردگی مرتبط است و والپروات یا کاربامازپین برای برخی افراد مطرح میشوند.
تفاوت خطر تولیدمثلی میان داروها بزرگ است. والپروات هشدار بسیار برجستهای دارد و لیتیوم، لاموتریژین و کاربامازپین نیز به برنامهریزی و ارزیابی دارو-ویژه نیاز دارند؛ هیچ تصمیمی نباید صرفاً بر پایه نام طبقه گرفته شود.
عملکرد کلیه و تیروئید، کبد و خون، سدیم، آب بدن، بیماری حاد و داروهای همزمان میتوانند انتخاب یا پایش را تغییر دهند. تناسب یک دارو بدون این زمینهها قابل قضاوت نیست.
این گروه عارضه مشترک واحدی ندارد. لیتیوم میتواند لرزش، تشنگی، پرادراری، ناراحتی گوارشی یا تغییر وزن ایجاد کند؛ والپروات با مشکلات گوارشی، لرزش، خوابآلودگی، تغییر وزن یا تغییرات مو مرتبط است؛ لاموتریژین میتواند سردرد، سرگیجه یا دوبینی بدهد؛ و کاربامازپین میتواند سرگیجه، خوابآلودگی، عدم تعادل یا دوبینی ایجاد کند. راش در مصرف لاموتریژین یا کاربامازپین در بخش علائم هشدار ارزیابی میشود.
گیجی، عدم تعادل شدید، استفراغ مداوم، لرزش شدید یا کاهش هوشیاری در مصرف لیتیوم؛ زردی، درد شدید شکم، خونریزی غیرعادی یا خوابآلودگی شدید در مصرف والپروات؛ و راش همراه تاول، زخم دهان، تب یا درگیری چشم در مصرف لاموتریژین یا کاربامازپین نیازمند ارزیابی فوریاند. تب یا عفونت غیرعادی، کبودی، تشنج یا تغییر شدید خلق نیز باید سریع بررسی شود. این علائم برای خودتشخیصی یا تنظیم دوز نیستند.
لیتیوم به سطح خونی دارو و پایش کلیه، تیروئید، کلسیم، وضعیت آب بدن و تداخلها نیاز دارد. برای والپروات معمولاً وضعیت کبد و خون و خطرات تولیدمثلی بررسی میشود. کاربامازپین نیازمند توجه به خون، کبد، سدیم و تداخلهای گسترده است. در لاموتریژین، راش و تغییرات بالینی و نیز تداخل با والپروات یا القاکنندهها اهمیت دارد. برنامه دقیق پایش را پزشک بر اساس دارو و راهنمای محلی تعیین میکند.
داروهایی که دفع کلیوی لیتیوم را تغییر میدهند و کمآبی، تب، استفراغ یا تغییر شدید دریافت نمک میتوانند سطح لیتیوم را جابهجا کنند. کاربامازپین القاکننده قوی آنزیمی است و میتواند سطح بسیاری از داروها و اثر بعضی روشهای جلوگیری هورمونی را کاهش دهد. والپروات میتواند مواجهه با لاموتریژین را افزایش دهد. هیچ تغییر خودسرانهای انجام نشود و فهرست کامل داروها و مکملها بررسی شود.
پایدارشدن خلق بهتنهایی مجوز تغییر یا قطع دارو نیست. قطع یا تغییر سریع میتواند خطر عود مانیا، افسردگی یا بیثباتی خلق را افزایش دهد و وقفه در بعضی درمانها ممکن است پیش از شروع دوباره به ارزیابی تازه نیاز داشته باشد. تغییر دارو همچنین میتواند سطح خونی، تداخلها و بار عارضه را تغییر دهد. این صفحه برنامه قطع، تعویض یا شروع دوباره ارائه نمیکند.
تفاوت خطر میان این داروها بسیار بزرگ است. والپروات با خطر بالای ناهنجاریهای جنینی و پیامدهای رشد عصبی همراه است و برای افراد دارای امکان بارداری محدودیتها و الزامات جدی دارد. لیتیوم، کاربامازپین و لاموتریژین نیز به ارزیابی دارو-ویژه، برنامهریزی پیش از بارداری و پایش تخصصی نیاز دارند. بیماری دوقطبی درماننشده و دوره پس از زایمان نیز پرخطر است؛ با آگاهی از بارداری دارو را ناگهان قطع نکنید.
تشخیص دقیق و مشخصکردن فاز بیماری پیششرط درمان است. تأییدها و شواهد به سن و دارو وابستهاند. رشد، وزن، متابولیسم، آزمایشهای دارو-ویژه، خطر خودکشی و آموزش سلامت تولیدمثل برای نوجوانان مربوط باید در برنامه باشد و خانواده در پایش مشارکت کند.
کاهش عملکرد کلیه، کمآبی، تغییر سدیم، داروهای متعدد و حساسیت به خوابآلودگی یا عدم تعادل خطر را افزایش میدهد. عفونت یا بیماری حاد میتواند تعادل درمان، بهویژه لیتیوم، را تغییر دهد. پایش باید فردیتر باشد و تغییرات شناخت، راهرفتن و مصرف مایعات جدی گرفته شود.
چتری بالینی برای داروهایی است که در درمان یا پیشگیری از بخشهایی از اختلال دوقطبی نقش دارند؛ این داروها مکانیسم یا اثر یکسانی ندارند.
خیر. لیتیوم در مانیا و درمان نگهدارنده شواهد گسترده دارد؛ لاموتریژین بیشتر در قطب افسردگی و پیشگیری از عود افسردگی مطرح است و برای مانیای حاد مناسب نیست.
برای بعضی داروها سطح دارو، عملکرد کلیه و تیروئید، کبد، شمارش خون یا سدیم میتواند بر ایمنی و ادامه درمان اثر بگذارد. نوع آزمایش به داروی مشخص وابسته است.
خیر. خطر و شدت تغییر وزن میان داروها متفاوت است؛ والپروات بیشتر و لاموتریژین معمولاً کمتر با افزایش وزن مرتبط است، اما پاسخ فردی متفاوت است.
نه خودسرانه. قطع سریع میتواند عود یا بیثباتی خلق ایجاد کند؛ تصمیم و روند آن باید با پزشک باشد و این صفحه برنامه قطع ارائه نمیکند.
خیر. نام ضدتشنج یا اثر آرامبخش بهتنهایی شواهد اثربخشی در مانیا، افسردگی دوقطبی یا پیشگیری از عود ایجاد نمیکند.
برای آشنایی با گروههای اصلی داروهای روانپزشکی، کاربردها، عوارض و اصول پایش آنها.
برای شناخت طیف اختلالات دوقطبی، نشانهها، ارزیابی بالینی و مسیرهای درمان و پیگیری.
برای آشنایی با انواع اختلالات افسردگی و تفاوت آنها با افسردگی در طیف دوقطبی.