اختلالات علائم جسمانی و مرتبط زمانی مطرح میشوند که نشانه یا نگرانی جسمی با افکار، اضطراب یا رفتارهای افراطی و اختلال عملکرد همراه شود. اختلال علائم جسمانی، اضطراب بیماری، اختلال علائم عصبی کارکردی یا تبدیلی، عوامل روانشناختی مؤثر بر بیماری پزشکی و اختلال ساختگی در این خانوادهاند.
نشانههای فرد واقعی و رنجآورند و وجود یک بیماری جسمی این تشخیصها را خودکار رد نمیکند. در رویکرد جدید، تمرکز فقط بر «بیتوضیحبودن پزشکی» نیست؛ نحوهٔ اشتغال ذهنی، اضطراب، استفاده از خدمات و اثر بر زندگی بررسی میشود. در عین حال نباید بیماری جسمی تازه یا همراه نادیده گرفته شود.
این صفحه تفاوت الگوها، لزوم اتحاد درمانی و ارزیابی پزشکی متناسب، درمانهای روانشناختی و خطر آزمایشها یا مداخلات غیرضروری را توضیح میدهد.

در اختلال علائم جسمانی، یک یا چند نشانهٔ جسمی همراه با افکار، احساس یا رفتار افراطی دربارهٔ آن وجود دارد؛ علت پزشکی ممکن است وجود داشته یا نداشته باشد. در اضطراب بیماری، ترس از داشتن یا گرفتن بیماری جدی محور است و نشانهٔ جسمی معمولاً کم یا خفیف است؛ فرد ممکن است پیوسته مراقبت بجوید یا از آن اجتناب کند.
اختلال علائم عصبی کارکردی با علامت حرکتی، حسی یا حملهای ناسازگار با الگوهای شناختهشدهٔ عصبی ظاهر میشود و علامت عمدی تولید نمیشود. در اختلال ساختگی، جعل یا ایجاد عمدی بیماری برای پذیرفتن نقش بیمار است و با تمارض که انگیزهٔ بیرونی آشکار دارد تفاوت دارد. عوامل روانشناختی مؤثر بر بیماری پزشکی فقط زمانی مطرح میشود که یک بیماری جسمی واقعی تحت تأثیر رفتار یا هیجان بدتر شود.
پزشک همزمان دو خط را دنبال میکند: بررسی متناسب بیماری جسمی و شناخت الگوی شناختی–رفتاری پیرامون نشانه. نتیجهٔ آزمایش طبیعی بهتنهایی اختلال روانپزشکی را ثابت نمیکند و اطمیناندهی بیپایان بدون برنامه نیز چرخه را حفظ میکند.
بیماریهای غددی، خودایمنی، عصبی، عفونی و بدخیمی بر اساس نشانه کنار گذاشته میشوند. اضطراب و افسردگی، OCD، هذیان جسمی، حمله پانیک، اختلال بدشکلی بدن، اختلال ساختگی و تمارض افتراق داده میشوند. در علائم عصبی کارکردی، نشانههای مثبت ناسازگاری بالینی مهماند و صرف نبود یافته کافی نیست.
وجود برخی علائم بهتنهایی به معنای تشخیص قطعی نیست و ارزیابی حرفهای اهمیت دارد.
گاهی نشانهها و نگرانیهای جسمانی یا رفتارهای مرتبط با سلامت از نظر بالینی مهماند و ناراحتی یا اختلال قابلتوجه ایجاد میکنند، اما معیارهای کامل اختلال علائم جسمانی، اضطراب بیماری یا دیگر تشخیصهای اصلی این خانواده را ندارند. طبقههای باقیمانده اجازه میدهند دلیل مشخصِ این عدم انطباق ثبت شود یا، در وضعیتهای بسیار غیرمعمول با اطلاعات ناکافی، تشخیص نامعین به کار رود.
منبع نمونههای زیر را برای این عنوان ارائه میکند:
در این طبقه، نشانههای شاخص همین خانواده غالب و مختلکنندهاند، اما معیارهای یک اختلال مشخص کامل نیست. منبع استفاده از این عنوان را به شرایطی آشکارا غیرمعمول محدود میکند که اطلاعات برای تشخیص دقیقتر کافی نیست؛ بنابراین نباید بهعنوان برچسب پیشفرض پس از آزمایشهای طبیعی به کار رود.
وجود این طبقهها به معنای خیالی یا عمدیبودن علائم نیست و بیماری جسمی را نیز خودکار رد نمیکند. ارزیابی باید هم بررسی پزشکی متناسب را ادامه دهد و هم مدت، افکار و رفتارهای مرتبط با نشانه، اختلال عملکرد، داروها و مواد و افتراق با اضطراب، هذیان جسمانی، اختلال ساختگی و تمارض را بسنجد. نتیجه آزمایش یا اطلاعات آنلاین بهتنهایی تشخیص تعیین نمیکند.
مصاحبه با پذیرش واقعیبودن رنج، خط زمانی نشانهها، باورهای بیماری، جستوجو یا اجتناب مراقبت، فعالیت روزانه، استرس، داروها و سوابق کامل پزشکی را بررسی میکند. معاینهٔ جسمی و عصبی اولیه و مرور پرونده از تکرار بیهدف آزمایش جلوگیری میکند، اما علامت جدید باید مستقل ارزیابی شود.
در اختلال تبدیلی، بررسی عصبی و گاه آزمایش، EEG یا MRI بر اساس ارائه لازم است؛ در شک به اختلال ساختگی، هماهنگی تیم و ارزیابی خطر بدون رویارویی تحقیرآمیز اهمیت دارد. پرسشنامههای اضطراب سلامت یا علائم کمککنندهاند، اما نتیجه آزمون روانشناختی به تنهایی تشخیص قطعی محسوب نمیشود.
CBT بیشترین پشتوانه را دارد و بر کاهش تفسیر فاجعهساز، وارسی و اطمینانخواهی، افزایش تدریجی فعالیت و مدیریت استرس کار میکند. برای اضطراب بیماری، مواجهه با عدمقطعیت، کاهش وارسی و گاه ACT یا ذهنآگاهی مفید است؛ رواندرمانی کوتاهمدت روانپویشی در برخی افراد کمک میکند.
در علائم عصبی کارکردی، توضیح محترمانه و مثبت تشخیص، بازآموزی حرکت و توجه و درمان مشکلات همراه اهمیت دارد؛ متهمکردن فرد به ساختگیبودن زیانآور است. در اختلال ساختگی، مدیریت هماهنگ، کاهش آسیب و ایجاد امکان درمان روانی بدون «افشاگری نمایشی» هدف است.
دارویی که بهتنهایی اختلال علائم جسمانی یا علائم عصبی کارکردی را درمان کند وجود ندارد. ضدافسردگیها ممکن است برای افسردگی، اضطراب یا برخی سندرمهای درد همراه مفید باشند و SSRIها در بعضی موارد اضطراب بیماری بررسی میشوند.
تجویز باید هدف مشخص داشته باشد و از پلیفارماسی، داروهای پرخطر و چرخهٔ درمان نشانهبهنشانه بدون تشخیص روشن پرهیز شود. هر تغییر دارو با پزشک و با توجه به بیماری جسمی واقعی انجام میشود.
ویزیتهای منظم با یک پزشک هماهنگکننده، معاینهٔ کوتاه و هدفمند، اهداف عملکردی کوچک و پرهیز از آزمایش و اقدام تهاجمی غیرضروری پایهٔ مراقبتاند. ورزش تدریجی، آرامسازی و فیزیوتراپی در علائم حرکتی یا تعادلی کارکردی میتوانند بازگشت عملکرد را تقویت کنند.
هماهنگی روانپزشک با پزشک عمومی، متخصصان و خانواده از پیامهای متناقض و تقسیم تیم جلوگیری میکند. در اختلال ساختگی تحمیلشده بر دیگری، حفاظت فرد وابسته و اطلاع به نهادهای مسئول طبق قانون و پروتکل مقدم است.
اگر نگرانی سلامت وقت زیادی میگیرد، آزمایش و مراجعه تکرار میشود، از مراقبت ضروری اجتناب میکنید، یا علامت عصبی و جسمی عملکرد را مختل کرده است، ارزیابی هماهنگ پزشکی و روانشناختی توصیه میشود. این ارزیابی به معنای خیالیبودن نشانه نیست.
درد قفسهٔ سینه، ضعف یا اختلال گفتار ناگهانی، تشنج نخست، خونریزی، تب شدید، کاهش هوشیاری، آسیب خودایجادشده یا احتمال آسیب به کودک یا وابسته نیازمند اقدام فوری پزشکی و حفاظتی است.
هیچ علامت تازه یا حاد نباید صرفاً به سابقهٔ علائم جسمانی نسبت داده شود. درد قفسهٔ سینه، ضعف ناگهانی، تشنج، خونریزی یا تغییر هوشیاری را اورژانسی ارزیابی کنید. اگر فرد عمداً به خود آسیب میزند یا بیماری را به کودک یا فرد وابسته تحمیل میکند، حفاظت فوری، مراقبت پزشکی و درگیرکردن مسیر قانونی حفاظت ضروری است.
خیر. نشانه و رنج واقعی است؛ تشخیص به پاسخ شناختی و رفتاری و اختلال عملکرد مربوط میشود و بیماری جسمی نیز ممکن است همزمان وجود داشته باشد.
در اولی نشانههای جسمی و اشتغال با آنها برجستهاند؛ در اضطراب بیماری ترس از بیماری جدی با نشانههای کم یا خفیف محور است.
خیر. در اختلال علائم عصبی کارکردی فرد علامت را آگاهانه تولید نمیکند؛ این موضوع آن را از اختلال ساختگی و تمارض جدا میکند.
آزمایش باید بر اساس علامت و خطر پزشکی باشد؛ تکرار بیهدف میتواند عارضه، اضطراب و اقدام غیرضروری ایجاد کند، اما علامت تازه همچنان باید بررسی شود.
در اختلال ساختگی هدف اصلی پذیرفتن نقش بیمار است؛ در تمارض منفعت بیرونی روشن مانند پول یا گریز از وظیفه مطرح است.
با کاهش فاجعهسازی، وارسی و اجتناب و افزایش تدریجی فعالیت، چرخهای را هدف میگیرد که ناراحتی و ناتوانی را حفظ میکند.
علامت جدید شدید، درد قفسهٔ سینه، ضعف ناگهانی، تشنج، خونریزی، تب یا کاهش هوشیاری نیازمند ارزیابی فوری است، حتی اگر سابقهٔ این اختلال وجود داشته باشد.