در این بخش، مقالات مرتبط با شناخت، تشخیص و مدیریت اختلالات اضطرابی گردآوری شدهاند تا خوانندگان با زبان روانشناسی و شواهد بالینی پایهای آشنا شوند. مطالب شامل توضیح علائم بالینی اضطرابهای فراگیر، پانیک، فوبیاها و اختلال اضطراب اجتماعی، عوامل روانشناختی و زیستی مؤثر، سازوکارهای شناختی–رفتاری و مسیرهای تشخیصی متداول هستند.همچنین راهکارهای درمانی غیرقابل اغراق مانند درمانهای روانشناختی، مهارتهای مقابلهای، برنامههای خودیاری مبتنی بر شواهد و مواردی درباره ترکیب درمان دارویی و رواندرمانی بررسی میشود تا مخاطبان بتوانند اطلاعات کاربردی، قابلاعتماد و مبتنی بر علوم رفتاری برای تصمیمگیری و گفتگو با متخصصان سلامت روان بیابند.

ترس پاسخ به تهدید نزدیک و اضطراب انتظار تهدید آینده است. در اختلال اضطرابی، سامانهٔ هشدار بهگونهای پایدار یا نامتناسب فعال میشود و فرد با نگرانی، برآورد افراطی خطر و اجتناب به آن پاسخ میدهد. حمله پانیک اوج ناگهانی ترس همراه با نشانههای بدنی است؛ آگورافوبیا به ترس از موقعیتهایی مربوط میشود که خروج یا دریافت کمک دشوار به نظر میرسد؛ و اضطراب اجتماعی حول ارزیابی منفی دیگران میچرخد.
در اضطراب فراگیر، نگرانی دشوارمهار دربارهٔ چند حوزهٔ زندگی همراه با تنش و بیقراری دیده میشود؛ فوبیای اختصاصی به محرک مشخص وابسته است و اضطراب جدایی و لالی انتخابی الگوهای رشدی ویژه دارند. زمینه چندعاملی است و خلقوخو، یادگیری ترس، تجربههای زندگی، عوامل خانوادگی و شبکههای عصبی تنظیم تهدید در تعاملاند.
پزشک مشخص میکند ترس دقیقاً دربارهٔ چیست، چه موقع آغاز میشود، چقدر دوام دارد و چه میزان اجتناب و اختلال ایجاد میکند. وجود یک حمله پانیک بهتنهایی مساوی اختلال پانیک نیست؛ حمله میتواند در چند اختلال یا بر اثر ماده و بیماری جسمی رخ دهد.
پرکاری تیروئید، آریتمی، بیماریهای قلبی یا ریوی، تشنج، کمخونی، اثر کافئین و محرکها و ترک بعضی مواد باید بر اساس شرح حال کنار گذاشته شوند. افتراق با OCD، PTSD، افسردگی، دوقطبی، روانپریشی و اضطراب متناسب با یک موقعیت واقعی و نیز بررسی همابتلایی ضروری است.
وجود چند نشانه بهتنهایی تشخیص قطعی را ثابت نمیکند؛ ارزیابی حرفهای لازم است.
علاوه بر اختلالهای اضطرابی نامگذاریشده، گاهی نشانههای اضطراب بهطور غالب وجود دارند و ناراحتی یا اختلال قابلتوجه ایجاد میکنند، اما معیارهای کامل هیچ تشخیص مشخصی از این خانواده را ندارند. طبق منبع، پیش از استفاده از طبقههای باقیمانده باید الگو با اختلال سازگاری همراه با اضطراب یا اختلال سازگاری با اضطراب و خلق افسرده نیز منطبق نباشد.
این عنوان زمانی استفاده میشود که متخصص علت مشخصِ کاملنشدن معیارهای یک اختلال اضطرابی را ثبت میکند. منبع چند نمونه را معرفی میکند:
در این طبقه، دلیل مشخص بخشی از نامگذاری بالینی است؛ برای نمونه ممکن است متخصص بنویسد «سایر اختلالات اضطرابی معین، اضطراب فراگیر با فراوانی کمتر».
در اختلال اضطرابی نامعین نیز نشانههای شاخص اضطراب غالباند و از نظر بالینی مهماند، اما معیارهای یک اختلال مشخص کامل نیست و متخصص علت دقیق آن را ذکر نمیکند. این طبقه میتواند زمانی به کار رود که اطلاعات برای تشخیص دقیقتر کافی نیست، از جمله در برخی ارزیابیهای اورژانسی.
این عناوین نه تشخیص خودکار برای هر اضطراب زیرآستانهای هستند و نه نشاندهنده خفیفبودن مشکل. تعیین آنها به موضوع ترس یا نگرانی، خط زمانی، شدت، اجتناب، اختلال عملکرد، نقش مواد یا بیماری جسمی، زمینه فرهنگی و افتراق با اختلال سازگاری و دیگر اختلالات نیاز دارد. نتیجهگیری از روی فهرست علائم یا آزمون آنلاین کافی نیست.
مصاحبهٔ بالینی دربارهٔ محرکها، افکار فاجعهساز، نشانههای جسمی، اجتناب، حملات ناگهانی، مصرف دارو و مواد و اثر بر عملکرد انجام میشود. سابقهٔ پزشکی، معاینه و آزمایش یا ارزیابی قلبی فقط وقتی نشانهها ایجاب کند به افتراق علل جسمی کمک میکند.
ابزارهایی مانند GAD-7، پرسشنامه اضطراب بک یا مقیاسهای اختصاصی پانیک و اضطراب اجتماعی میتوانند شدت را غربال و در طول درمان پیگیری کنند. نتیجه آزمون روانشناختی به تنهایی تشخیص قطعی محسوب نمیشود.
درمان شناختی رفتاری (CBT) از درمانهای اصلی است و با شناسایی برآوردهای افراطی خطر، آزمودن باورها و کاهش رفتارهای ایمنی کار میکند. مواجههٔ تدریجی برای فوبیا و اضطراب اجتماعی، مواجههٔ درونی با حسهای بدنی در پانیک و تمرین تحمل عدمقطعیت در اضطراب فراگیر بر الگوی هر اختلال منطبق میشوند.
آموزش تنظیم تنفس و آرامسازی میتواند نشانههای برانگیختگی را مدیریت کند، اما معمولاً جای مواجهه و تغییر الگوهای اجتنابی را نمیگیرد. ACT، رویکردهای مبتنی بر ذهنآگاهی و در کودکان مداخلات والد–کودک یا خانواده بر حسب نیاز به کار میروند.
SSRIها و SNRIها در اختلال پانیک، اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی از گزینههای رایج بلندمدتاند؛ بوسپیرون در برخی موارد اضطراب فراگیر و داروهای دیگری برای موقعیتهای منتخب بررسی میشوند. انتخاب دارو به نوع اختلال، بیماریهای جسمی، بارداری، تداخلها و عوارض بستگی دارد.
بنزودیازپینها ممکن است در شرایط محدود اثر سریع داشته باشند، اما به دلیل خوابآلودگی، اختلال شناختی، تحمل و وابستگی برای همه مناسب نیستند و قطع ناگهانی آنها میتواند خطرناک باشد. تصمیم دربارهٔ شروع، ادامه یا قطع دارو فقط باید با پزشک انجام شود.
آموزش دربارهٔ چرخهٔ ترس و اجتناب، خواب منظم، کاهش مصرف زیاد کافئین و محرکها، فعالیت جسمی متناسب و حمایت خانواده مفید است. نزدیکان بهتر است بهجای تقویت اجتناب، پیشرفتهای تدریجی برنامهٔ درمان را حمایت کنند.
هماهنگی با مدرسه یا محل کار برای بازگشت مرحلهای و رفع موانع عملکردی ممکن است لازم باشد. هدف سبک زندگی حذف کامل اضطراب نیست، بلکه افزایش تحمل، سلامت و مشارکت در زندگی است.
اگر نگرانی یا ترس پایدار است، حملات تکرار میشوند، اجتناب دامنهٔ زندگی را محدود کرده، یا خواب، تحصیل، کار و روابط آسیب دیدهاند، ارزیابی حرفهای توصیه میشود. خوددرمانی با الکل، مواد یا داروهای آرامبخش نیز نشانهٔ مهمی برای مراجعه است.
درد جدید یا شدید قفسهٔ سینه، غش، تنگی نفس غیرمعمول یا علامت عصبی نباید خودکار به اضطراب نسبت داده شود و نیازمند ارزیابی پزشکی است. افکار خودکشی، ناتوانی در حفظ ایمنی یا آشفتگی شدید نیاز به کمک فوری دارد.
نشانههای پانیک میتوانند شبیه یک وضعیت جسمی حاد باشند؛ در نخستین حمله یا هنگام درد شدید قفسهٔ سینه، غش، ضعف یکطرفه یا تنگی نفس متفاوت از الگوی همیشگی، ارزیابی اورژانسی لازم است. اگر اضطراب با افکار خودکشی، مصرف خطرناک مواد یا ناتوانی در مراقبت از خود همراه شده است، از خدمات بحران محل زندگی کمک بگیرید.
خود حمله پانیک معمولاً گذراست، اما علائم قلبی و تنفسی مشابه بیماریهای جسمیاند؛ حملهٔ اول یا علائم جدید و شدید باید پزشکی بررسی شود.
اضطراب طبیعی متناسب با موقعیت و معمولاً گذراست؛ اختلال اضطرابی پایدار، نامتناسب یا همراه با اجتناب و اختلال قابلتوجه در زندگی است.
اجتناب ممکن است کوتاهمدت آرامش بدهد، اما اغلب چرخهٔ ترس را حفظ میکند. درمان مواجههای، نزدیکشدن تدریجی و ایمن به موقعیت را آموزش میدهد.
خیر. آزمایشها فقط در صورت نیاز برای رد علل جسمی یا دارویی انجام میشوند؛ تشخیص بر مصاحبه، سیر نشانهها و میزان اختلال استوار است.
CBT ارتباط فکر، حس بدنی و رفتار اجتنابی را روشن میکند و با بازبینی باورها و مواجههٔ برنامهریزیشده، پاسخ ترس را تعدیل میکند.
بله. ممکن است با شکایتهای جسمی، چسبیدن به والد، امتناع از مدرسه، تحریکپذیری یا سکوت در موقعیت خاص دیده شود و ارزیابی باید متناسب با رشد باشد.