لالی انتخابی (Selective Mutism) نام اختلالی در DSM-5-TR است که در آن فرد، بیشتر اوقات کودک، در بعضی موقعیتهای اجتماعیِ مشخص حرف نمیزند، با اینکه در موقعیتهای دیگر توانایی صحبت کردن دارد. منظور از «انتخابی» این نیست که فرد از روی اختیار یا لجبازی سکوت میکند؛ معنای بالینی آن این است که حرف نزدن بهطور پایدار به بعضی موقعیتها محدود میشود و معمولاً با اضطراب اجتماعی و بازداری شدید گره خورده است.
از نظر بالینی، هسته این اختلال را میتوان در ۳ جزء اصلی خلاصه کرد: نخست، توانایی زبان و گفتار بهطور کلی وجود دارد و فرد در همهجا ساکت نیست؛ دوم، ناتوانی در صحبت کردن در موقعیتهایی دیده میشود که از او بهطور معمول انتظار پاسخ یا صحبت میرود، مثل محیط آموزشی یا جمعهای اجتماعی خاص؛ سوم، این الگو فقط یک ویژگی شخصیتی ساده نیست، بلکه میتواند باعث اختلال در عملکرد شود؛ یعنی ارتباط، مشارکت، یادگیری و حضور اجتماعی فرد را محدود کند. به همین دلیل، لالی انتخابی صرفاً «کمحرف بودن» یا «خجالتی بودن» نیست.
اهمیت شناخت لالی انتخابی در این است که اگر درست فهمیده نشود، ممکن است سکوت فرد به اشتباه به نافرمانی، بیعلاقگی، ضعف هوشی یا بیادبی نسبت داده شود. در حالی که مسئله اصلی، ناتوانیِ وابسته به موقعیت در استفاده از گفتار است، نه فقدان فهم یا نداشتن چیزی برای گفتن. برای ادامه مقاله، ۲ نکته جهتدهنده مهم است: اول اینکه محور اصلی اختلال، الگوی موقعیتیِ حرف نزدن است، نه ساکت بودن در همه شرایط؛ دوم اینکه ارزیابی بالینی معمولاً بر این تمرکز دارد که این الگو چگونه در زندگی روزمره، روابط و عملکرد تحصیلی یا اجتماعی اثر میگذارد.
نشانهها و تظاهر بالینی لالی انتخابی

الگوی اصلی بروز
لالی انتخابی معمولاً به این صورت دیده میشود که کودک در بعضی موقعیتهای اجتماعی، بهویژه بیرون از خانه، صحبت نمیکند یا پاسخ کلامی نمیدهد؛ اما در محیطهای آشنا، مثل خانه و در کنار اعضای نزدیک خانواده، توانایی صحبت کردن را دارد. این الگو معمولاً محدود به یک موقعیت خاص نیست و ممکن است در مدرسه، جمعهای خانوادگی گستردهتر، یا هنگام روبهرو شدن با بزرگسالان و همسالان ناآشنا دیده شود.
در بسیاری از موارد، کودک گفتوگو را شروع نمیکند و وقتی دیگران با او صحبت میکنند نیز پاسخ شفاهی نمیدهد. با این حال، سکوت او معمولاً به معنی ناتوانی در فهم زبان یا نداشتن حرف برای گفتن نیست؛ بلکه بیشتر در موقعیتهایی بروز میکند که فشار اجتماعی یا اضطراب بالا میرود.
حالتهای هیجانی و رفتاری همراه
در ظاهر، کودک ممکن است بسیار خجالتی، جمعگریز یا بیش از حد محتاط به نظر برسد. ترس از جلب توجه، اشتباه کردن، یا شرمندگی در جمع میتواند پررنگ باشد. برخی کودکان در این موقعیتها حالت «یخزدگی» پیدا میکنند؛ یعنی ساکت میشوند، تماس چشمی را کم میکنند، چهرهشان کمحالت میشود یا بدنشان خشک و بیحرکت به نظر میرسد.
نشانههای همراهی که ممکن است دیده شوند عبارتاند از:
- کمرویی شدید و نگرانی از دیده شدن یا مورد قضاوت قرار گرفتن
- کنارهگیری اجتماعی و دشواری در نزدیک شدن به همسالان
- وابستگی زیاد به والد یا مراقب در موقعیتهای ناآشنا
- امتناع یا مقاومت در موقعیتهایی که از او انتظار حرف زدن میرود
- در برخی کودکان، قشقرق، لجبازی ظاهری یا رفتار مقابلهای خفیف که در واقع میتواند با فشار اضطراب مرتبط باشد
شیوههای ارتباطی بهجای صحبت کردن
بسیاری از کودکان مبتلا به لالی انتخابی برای برقرار کردن ارتباط از راههای غیرکلامی استفاده میکنند. برای مثال ممکن است با اشاره، تکان دادن سر، نوشتن، پچپچ کردن بسیار آهسته، یا درآوردن صداهای کوتاه نیاز خود را منتقل کنند. بعضی از آنها در فعالیتهایی که نیاز به صحبت ندارند، مثل بازی، نقاشی، اجرای نقش غیرکلامی، یا انجام تکالیف بدون پاسخ شفاهی، مشارکت نسبتاً خوبی دارند.
این موضوع مهم است که لالی انتخابی لزوماً به این معنی نیست که کودک همیشه منزوی است یا هیچ تمایلی به ارتباط ندارد؛ گاهی کودک میخواهد وارد تعامل شود، اما هنگام نیاز به صحبت کردن دچار بازداری شدید میشود.
اثر بر مدرسه، روابط و عملکرد روزانه
تظاهر بالینی لالی انتخابی اغلب در مدرسه بیشتر جلب توجه میکند. کودک ممکن است:
- در کلاس جواب ندهد، حتی وقتی پاسخ را میداند
- برای درخواست کمک، اجازه گرفتن، یا بیان نیازهای ساده مشکل داشته باشد
- در ارزیابی شفاهی، مشارکت کلاسی، یا نشان دادن تواناییهای درسی دچار اختلال شود
- در دوستیابی و حفظ رابطه با همسالان با مشکل روبهرو شود
- در موقعیتهای اجتماعی روزمره، مثل سلام کردن، سفارش دادن، یا صحبت با معلمان و بزرگسالان، سکوت کند
در خانه ممکن است کودک کاملاً پرحرف و طبیعی به نظر برسد و همین تفاوت بین خانه و بیرون، برای خانواده گیجکننده باشد. در برخی افراد، اختلالات اضطرابی دیگر، بهویژه اضطراب اجتماعی، نیز همزمان دیده میشود و میتواند شدت اجتناب، خجالت، و ناراحتی در موقعیتهای بینفردی را بیشتر نشان دهد. با این حال، الگوی بروز نشانهها در همه افراد یکسان نیست.
یادآوری مهم این است که نشانههای لالی انتخابی میتوانند از فردی به فرد دیگر و از موقعیتی به موقعیت دیگر تفاوت داشته باشند، و تشخیص قطعی فقط با ارزیابی بالینی توسط متخصص سلامت روان انجام میشود.
تشخیص لالی انتخابی: معیارها و ارزیابی بالینی
تشخیص لالی انتخابی چگونه انجام میشود؟
تشخیص لالی انتخابی معمولاً بهوسیلهٔ روانپزشک یا روانشناسی انجام میشود که با رشد کودک، اضطراب و مشکلات ارتباطی آشنا باشد. این تشخیص فقط با دیدن یک علامت یا پاسخدادن به یک چکلیست گذاشته نمیشود. ارزیابی بالینی معمولاً بر پایهٔ گفتوگو با والدین یا مراقبان، گزارش مدرسه یا مهدکودک، و در صورت امکان مشاهدهٔ رفتار کودک در موقعیتهای مختلف انجام میشود.
برای تشخیص، فقط این مهم نیست که کودک «کمحرف» است؛ نکتهٔ اصلی این است که در بعضی موقعیتهای اجتماعی که انتظار میرود صحبت کند، بهطور مداوم حرف نمیزند، در حالیکه در موقعیتهای دیگر توانایی صحبتکردن را دارد. چون بسیاری از کودکان مبتلا در خانه با افراد درجهاول خانواده صحبت میکنند اما در مدرسه یا در جمعهای خاص سکوت میکنند، گرفتن اطلاعات از بیش از یک محیط معمولاً ضروری است.
در این ارزیابی، متخصص بررسی میکند که آیا مشکل واقعاً با لالی انتخابی سازگار است یا با عامل دیگری بهتر توضیح داده میشود؛ برای مثال، ناآشنایی با زبان موردنیاز، یک اختلال ارتباطی، یا یک وضعیت رشدی یا روانپزشکی دیگر. مقالهٔ اینترنتی، پرسشنامهٔ خودگزارشی، یا مشاهدهٔ کوتاهمدت بهتنهایی نمیتواند این تشخیص را قطعی کند یا رد کند.
معیارهای تشخیصی DSM-5-TR برای لالی انتخابی
برای تشخیص لالی انتخابی باید همهٔ معیارهای زیر برقرار باشند:
- الف. ناتوانی مداوم در صحبتکردن در موقعیتهای اجتماعی مشخصی که در آنها انتظار صحبتکردن وجود دارد، مانند مدرسه، با وجود اینکه فرد در موقعیتهای دیگر صحبت میکند.
- ب. این مشکل باعث اختلال در پیشرفت تحصیلی یا شغلی، یا در ارتباط اجتماعی میشود.
- ج. مدت مشکل دستکم ۱ ماه است، و این مدت فقط به ماه اول ورود به مدرسه محدود نمیشود.
- د. صحبتنکردن ناشی از ندانستن زبان گفتاری لازم در آن موقعیت، یا راحتنبودن با آن زبان نیست.
- هـ. این مشکل با یک اختلال ارتباطی، مانند اختلال روانی گفتار با شروع در کودکی، بهتر توضیح داده نمیشود و فقط در جریان اختلال طیف اوتیسم، اسکیزوفرنی، یا یک اختلال روانپریشی دیگر رخ نمیدهد.
در عمل، این معیارها یعنی کودک باید توانایی صحبتکردن را داشته باشد اما در بعضی موقعیتهای اجتماعی خاص، بهصورت پایدار نتواند از این توانایی استفاده کند. همچنین سکوت باید آنقدر مهم باشد که بر درس، ارزیابی آموزشی، رابطه با همسالان، یا ارتباط روزمره اثر بگذارد.
در ارزیابی بالینی چه چیزهایی بررسی میشود؟
- الگوی موقعیتی سکوت: آیا کودک در خانه طبیعی صحبت میکند اما در مدرسه، کلاس، مهمانی، یا هنگام صحبت با بزرگسالان خاص سکوت میکند؟ آیا این الگو پایدار است یا فقط در شرایط تازه و گذرا دیده میشود؟
- اختلال در عملکرد: آیا سکوت باعث شده معلم نتواند تواناییهای کودک را بسنجد، کودک در پاسخدادن، درخواستکردن، دوستیابی، یا مشارکت کلاسی مشکل پیدا کند، یا ارتباط اجتماعی او محدود شود؟
- مدت مشکل: سکوت باید حداقل ۱ ماه ادامه داشته باشد. سکوت یا خجالت در ماه اول مدرسه بهتنهایی برای تشخیص کافی نیست، چون بعضی کودکان در شروع یک محیط جدید به زمان برای سازگاری نیاز دارند.
- بررسی زبان و رشد ارتباطی: متخصص باید مطمئن شود که کودک زبان موردنیاز آن موقعیت را میداند و از نظر فهم و تولید زبان، مهارت کافی دارد. در برخی موارد، ارزیابی گفتار و زبان یا اطلاعات مدرسه برای روشنشدن این موضوع لازم میشود.
- بررسی توضیحهای جایگزین: اگر نشانههایی از اختلال ارتباطی، اختلال طیف اوتیسم، یا اختلالات روانپریشی وجود داشته باشد، ارزیابی باید گستردهتر شود تا مشخص شود آیا سکوت با آن وضعیتها بهتر توضیح داده میشود یا نه.
- ابزارهای کمکی: گاهی مصاحبهٔ بالینی ساختاریافته، پرسشنامهها، یا فرمهای گزارش والدین و معلمان برای کمک به سنجش شدت علائم و میزان اختلال در عملکرد به کار میروند، اما این ابزارها بهتنهایی تشخیصگذار نیستند.
نکات رشدی، زبانی و فرهنگی در تشخیص
لالی انتخابی بیشتر در کودکان مطرح میشود و اغلب زمانی بیشتر جلب توجه میکند که کودک وارد محیطی مثل مدرسه میشود؛ یعنی ممکن است مشکل زودتر شروع شده باشد اما دیرتر شناخته شود. این تفاوت بین شروع مشکل و زمان تشخیص مهم است، چون بعضی خانوادهها تازه پس از گزارش معلم متوجه شدت مسئله میشوند.
بسیاری از کودکان مبتلا در موقعیتهای اجتماعی بهجای حرفزدن از راههای غیرکلامی مثل اشاره، تکاندادن سر، نوشتن، یا صداهای کوتاه استفاده میکنند. این موضوع تشخیص را رد نمیکند، اما به متخصص نشان میدهد که کودک ممکن است میل به ارتباط داشته باشد و مشکل اصلی در استفاده از گفتار در موقعیتهای خاص باشد.
زمینهٔ زبانی و فرهنگی هم بسیار مهم است. کودکی که در خانوادهٔ مهاجر زندگی میکند یا تازه در معرض زبان جدید قرار گرفته، ممکن است به علت ندانستن یا راحتنبودن با آن زبان صحبت نکند. در چنین حالتی، به صرف سکوت نمیتوان تشخیص لالی انتخابی گذاشت. همینطور باید فرق بین خجالتیبودن معمول و سکوتی را که پایدار، موقعیتی و همراه با اختلال در عملکرد است، با دقت بررسی کرد.
در بسیاری از موارد، لالی انتخابی با اضطراب اجتماعی قابلتوجه همراه است، اما تشخیص فقط بر اساس «اضطراب داشتن» گذاشته نمیشود. متخصص باید بسنجد که آیا همهٔ معیارهای تشخیصی، مدت لازم، میزان اختلال، و شرایط مربوط به رد سایر توضیحها واقعاً برقرار هستند یا نه.
لالی انتخابی با چه وضعیتهایی ممکن است اشتباه شود؟

تجربههای زبانی و موقعیتی
دورهٔ سکوت هنگام یادگیری زبان دوم در بعضی کودکان مهاجر یا دوزبانه، کمحرفی در شروع یادگیری زبان جدید میتواند یک تجربهٔ طبیعی و موقتی باشد. تفاوت مهم این است که در این حالت، مشکل معمولاً به فرایند سازگاری با زبان تازه مربوط است؛ اما اگر کودک زبان را میفهمد و با این حال برای مدت طولانی در هر دو زبان و در چند موقعیت ناآشنا از صحبتکردن خودداری میکند، لالی انتخابی بیشتر مطرح میشود.
کمرویی یا اضطراب موقعیتیِ گذرا بعضی کودکان در جمعهای تازه، مدرسهٔ جدید یا هنگام روبهروشدن با بزرگسالان غریبه مدتی کمحرف میشوند. این وضعیت لزوماً اختلال نیست. تفاوت اصلی معمولاً در پایداری الگو و میزان اختلال در عملکرد دیده میشود: در لالی انتخابی، سکوت فقط یک خجالت کوتاهمدت نیست و میتواند درس، رابطه با همسالان یا مشارکت در مدرسه را مختل کند.
اختلالهای ارتباطی و گفتار
- اختلال زبان، اختلال آوایی گفتار، لکنت و اختلال ارتباط اجتماعی: این اختلالها ممکن است باعث شوند کودک کمتر صحبت کند یا صحبتکردنش برای دیگران دشوار باشد. تفاوت کاربردی این است که مشکل گفتار یا ارتباط در این وضعیتها معمولاً به یک موقعیت اجتماعی خاص محدود نمیشود؛ یعنی دشواری در خانه، مدرسه و موقعیتهای مختلف هم دیده میشود، نه فقط در بعضی جمعها.
اختلالهای عصبیرشدی و روانپزشکی دیگر
- اختلال طیف اوتیسم: در اوتیسم هم ممکن است دشواری در ارتباط اجتماعی و پاسخدادن کلامی دیده شود. اما در اینجا مسئله معمولاً گستردهتر از «حرفنزدن در بعضی موقعیتها» است و الگوی کلی ارتباط اجتماعی و رشد فرد باید بررسی شود. لالی انتخابی زمانی بیشتر مطرح میشود که کودک توانایی حرفزدن را در بعضی موقعیتها بهطور روشن نشان داده باشد، مثلاً در خانه روان صحبت کند.
- ناتوانی ذهنی شدید: در برخی کودکان، محدودیت کلی در رشد شناختی و زبانی میتواند توضیح جایگزینی برای کمحرفی یا ناتوانی در پاسخدادن باشد. تمایز معمولاً با ارزیابی سطح کلی رشد، زبان و توانایی ارتباط در موقعیتهای مختلف روشنتر میشود.
- اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روانپریشی: گاهی کاهش گفتار یا رفتارهای غیرعادی اجتماعی میتواند با لالی انتخابی اشتباه شود. تفاوت مهم این است که در اختلالات روانپریشی، معمولاً نشانهها فقط به سکوت در موقعیتهای خاص محدود نیستند و ارزیابی واقعیتسنجی، سیر علائم و سایر تغییرات رفتاری اهمیت پیدا میکند.
اضطراب اجتماعی و اختلالات همراه
اختلال اضطراب اجتماعی از مهمترین وضعیتهای همپوشان با لالی انتخابی است. ترس از قضاوت دیگران و اجتناب اجتماعی میتواند در هر دو دیده شود. تفاوت همیشه ساده نیست، چون بسیاری از کودکان مبتلا به لالی انتخابی اضطراب اجتماعی برجسته هم دارند. به همین دلیل، گاهی این دو تشخیص میتوانند همزمان وجود داشته باشند و یکی لزوماً دیگری را رد نمیکند.
تشخیص افتراقی لالی انتخابی بر پایهٔ یک نشانهٔ منفرد انجام نمیشود و برای کنار گذاشتن توضیحهای جایگزین، ارزیابی بالینی کامل لازم است.
مدیریت و درمان لالی انتخابی
هدفهای درمان و چطور برنامه برای هر کودک تنظیم میشود
لالی انتخابی معمولاً با یک برنامهٔ مرحلهبهمرحله و متناسب با شرایط همان کودک مدیریت میشود، نه با یک راهحل یکسان برای همه. سن، شدت سکوت در موقعیتهای مختلف، مدت علائم، سطح رشد، وضعیت زبانی کودک، کیفیت ارتباط در خانه و مدرسه، و وجود اختلالات همراه مثل اضطراب اجتماعی، اختلالات گفتار و زبان، یا مشکلات رشدی در انتخاب درمان اهمیت دارند.
هدف درمان این نیست که کودک ناگهان و در همهجا «عادی» حرف بزند. هدف واقعبینانهتر این است که اضطراب ارتباطی کمتر شود و کودک بتواند بهتدریج از ارتباط غیرکلامی یا نجوا به پاسخهای کوتاه و بعد گفتوگوی راحتتر در موقعیتهای مهمی مثل کلاس، جمع همسالان، و تعامل با بزرگسالان برسد.
اگر سکوت ناگهانی شروع شده باشد یا با افت تازه در عملکرد همراه باشد، پیش از نسبتدادن آن به لالی انتخابی باید مسائلی مثل مشکلات شنوایی، درد یا بیماری جسمی، اختلالات خواب، فشارهای محیطی، زورگویی، تجربههای آسیبزا، دشواریهای ارتباطی، و اختلالات همراه هم بررسی شوند.
مداخلههای رفتاری و رواندرمانی: هستهٔ اصلی درمان
در بیشتر کودکان، پایهٔ درمان لالی انتخابی مداخلههای رفتاری و شکلهای متناسبِ درمان شناختیرفتاری است. در درمان اضطراب کودکان، مواجههٔ تدریجی، تمرین مکرر، کاهش اجتناب، و مشارکت خانواده برای کمکردن سازگاریهای تقویتکنندهٔ اضطراب از اجزای مهم درمان هستند .
- مواجههٔ تدریجی: کودک بهجای مجبورشدن به حرفزدن در موقعیتهای بسیار دشوار، از تکالیف آسانتر شروع میکند؛ مثلاً پاسخ با اشاره، بعد نجوا به یک فرد امن، بعد گفتن یک کلمه به درمانگر یا معلم، و سپس گسترش این توانایی به موقعیتهای دشوارتر.
- شکلدهی پاسخ: هر قدم رو به جلو تقویت میشود. گاهی هدف اولیه فقط تولید صدا، بعد نجوا، بعد پاسخ کوتاه، و بعد جملهٔ کامل است.
- محو تدریجی همراه امن: کودک ابتدا در حضور فردی که با او راحتتر است صحبت میکند و سپس حضور افراد دیگر بهتدریج وارد موقعیت میشود تا دامنهٔ صحبتکردن گستردهتر شود.
- تقویت مثبت: تحسین، پاداشهای کوچک، و ثبت پیشرفت میتوانند انگیزه را بالا ببرند؛ بهویژه در کودکان کمسنتر که پاداش بیرونی گاهی به انجام تمرینها کمک میکند .
- تمرین بین جلسات: درمان فقط در اتاق درمان پیش نمیرود. تمرینهای کوتاه و تکرارشونده در خانه، مدرسه، و موقعیتهای واقعی بخش مهمی از پیشرفت هستند .
درمان مؤثر معمولاً بدون فشار، شرمسارسازی، تهدید، یا اصرار ناگهانی برای حرفزدن پیش میرود. کودک باید احساس امنیت کند، اما در عین حال درمان نباید در حد سازگارشدن صرف با سکوت باقی بماند. اگر فقط راههای جایگزین مثل اشاره یا پاسخدادن والدین بهجای کودک تثبیت شوند، ممکن است اجتناب ادامه پیدا کند.
در کودکان بزرگتر و نوجوانان، بخشهای شناختی درمان هم میتواند مهمتر شود؛ مثلاً کار روی افکاری مانند «اگر حرف بزنم همه نگاهم میکنند» یا «حتماً خراب میکنم». با این حال، حتی در این سنین هم معمولاً مؤثرترین بخش درمان، تمرین رفتاری و مواجههٔ تدریجی است، نه صرفاً صحبت دربارهٔ ترس.
نقش خانواده و مدرسه در کاهش فشار و افزایش فرصتهای امن برای صحبتکردن
لالی انتخابی معمولاً بدون همکاری خانواده و مدرسه بهخوبی پیش نمیرود. کودک ممکن است در خانه کاملاً روان صحبت کند اما در مدرسه یا جمعهای اجتماعی سکوت کند؛ بنابراین درمان باید در همان محیطهایی اجرا شود که مشکل در آنها دیده میشود.
- خانواده: بهتر است اضطراب کودک را با آرامش ببینند، از برچسبزدن یا تفسیر اخلاقی رفتار او پرهیز کنند، و تا حد ممکن بهجای صحبتکردن بهجای کودک، فرصتهای کوچک و قابلتحمل برای پاسخدادن او ایجاد کنند.
- مدرسه: معلم و مشاور میتوانند با زماندادن برای پاسخ، شروع از تعاملهای یکبهیک، نشاندن کودک کنار همسالان امن، و طراحی تکلیفهای گفتاری کوتاه و قابلپیشبینی به درمان کمک کنند.
- کاهش فشار مستقیم: صداکردن ناگهانی جلوی کلاس، اصرار مکرر برای جوابدادن، تنبیه، یا مقایسه با دیگران معمولاً اضطراب را بیشتر میکند.
- کاهش سازگاریِ تقویتکنندهٔ اجتناب: همانطور که در درمان اضطراب کودکان مطرح است، درگیر کردن خانواده برای کمکردن سازگاریهایی که اجتناب را پایدار میکنند اهمیت دارد .
اگر کودک مشکلات تلفظ، زبان، درک گفتار، یا ارتباط اجتماعی هم داشته باشد، مشارکت گفتاردرمانگر یا دیگر متخصصان رشد میتواند مفید باشد. این مداخلهها جای درمان لالی انتخابی را نمیگیرند، بلکه وقتی مهارتهای ارتباطی یا زبانی هم درگیر باشند، به کاملترشدن برنامه کمک میکنند.
دارودرمانی: برای همه لازم نیست، اما گاهی میتواند کمککننده باشد
همهٔ کودکان مبتلا به لالی انتخابی به دارو نیاز ندارند. وقتی اضطراب شدید و فراگیر باشد، اختلال در عملکرد چشمگیر باشد، کودک نتواند به اندازهٔ کافی وارد تمرینهای رفتاری شود، یا اختلالات همراه مثل اضطراب اجتماعی و دیگر اختلالات اضطرابی یا افسردگی هم وجود داشته باشند، روانپزشک کودک و نوجوان ممکن است دارودرمانی را بهعنوان درمان کمکی در نظر بگیرد.
در شواهد مربوط به اختلالات اضطرابی کودکان، درمان شناختیرفتاری در موارد خفیف یک انتخاب مهم است و در موارد متوسط تا شدید یا در صورت پاسخ ناکافی، ترکیب رواندرمانی و دارودرمانی میتواند برای بعضی کودکان سودمند باشد. در همین مجموعهٔ شواهد، مهارکنندههای بازجذب سروتونین انتخابی از اصلیترین داروهای مورد استفاده بودهاند و درمان ترکیبی در برخی موارد نتایج بهتری از درمان تکی نشان داده است .
داروهایی از گروه SSRI مثل سرترالین یا فلوکستین گاهی در برنامهٔ درمانی برخی کودکان به کار میروند، اما دارو بهتنهایی مهارت صحبتکردن در موقعیتهای ترسناک را یاد نمیدهد. اگر دارو هم استفاده شود، معمولاً هدف این است که سطح اضطراب پایینتر بیاید تا کودک بتواند بهتر در درمان رفتاری، مواجهه، و تمرینهای مدرسهای شرکت کند.
پایش منظم فایده و عارضه مهم است. در درمانهای اضطرابی کودکان، برای SSRIها مسائلی مثل بیقراری یا فعالشدگی، تغییرات خواب، ناراحتی گوارشی، سردرد، و تغییرات خلقی باید زیر نظر باشند . درمان دارویی باید با ارزیابی تخصصی، گفتوگوی مشترک با خانواده، و بازبینی منظم ادامه یابد.
رسیدگی به اختلالات همراه، سنجش پیشرفت، و پیگیری در طول زمان
اگر کودک علاوه بر لالی انتخابی، اضطراب اجتماعی، دیگر اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلال نقص توجه/بیشفعالی، اختلال طیف اوتیسم، یا مشکلات گفتار و زبان داشته باشد، برنامهٔ درمانی باید این مسائل را هم در نظر بگیرد. درمان لالی انتخابی با درمان همهٔ مشکلات همراه یکسان نیست؛ گاهی لازم است همزمان هم روی اضطرابِ صحبتکردن کار شود و هم روی مهارتهای ارتباطی، تنظیم هیجان، یا نیازهای آموزشی.
پیشرفت بهتر است با هدفهای مشخص و قابلاندازهگیری دنبال شود، نه با برداشتهای کلی. برای نمونه میتوان دید آیا کودک:
- در حضور معلم پاسخ تککلمهای میدهد یا نه،
- میتواند در مدرسه درخواست کمک کند،
- با همسالان در زنگ تفریح صحبت میکند یا نه،
- از نجوا به صدای معمولی رسیده است یا نه.
اگر پیشرفت کند باشد، لازم است برنامه دوباره مرور شود: آیا تشخیص درست بوده است؟ آیا تمرینها خیلی سخت یا خیلی پراکنده بودهاند؟ آیا در مدرسه فشار بیش از حد وجود دارد؟ آیا خانواده ناخواسته اجتناب را تقویت میکنند؟ آیا اختلال همراه یا مشکل زبانی پنهان وجود دارد؟ در درمان اضطراب کودکان، جلسات تقویتی و ادامهٔ تمرین پس از بهبود اولیه میتوانند به حفظ دستاوردها کمک کنند .
بسیاری از کودکان مبتلا به لالی انتخابی با درمان تدریجی، همکاری خانواده و مدرسه، و پیگیری منظم بهتر میشوند و مشارکت بیشتری در کلاس، دوستیها، و فعالیتهای روزمره پیدا میکنند. سرعت پیشرفت در همه یکسان نیست، اما بازبینی منظم و تنظیم برنامه بر اساس پاسخ کودک، بهترین شانس را برای کاهش اضطراب و گسترش توانایی ارتباطی فراهم میکند.
سیر لالی انتخابی و چشمانداز آینده
شروع اختلال و روند آن در گذر زمان
لالی انتخابی معمولاً پیش از ۵ سالگی آغاز میشود، اما اغلب در همان سالهای اول زندگی بهعنوان یک مشکل بالینی شناخته نمیشود. در بسیاری از کودکان، تفاوت بین سن شروع و سن جلب توجه بالینی مهم است: کودک ممکن است از سالهای پیشدبستانی در بعضی موقعیتها صحبت نکند، اما این موضوع معمولاً هنگام ورود به مدرسه بیشتر دیده میشود؛ چون در آن زمان نیاز به تعامل اجتماعی، پاسخدادن در کلاس و انجام تکالیف گفتاری بیشتر میشود.
سیر لالی انتخابی در همه افراد یکسان نیست. این اختلال معمولاً یک الگوی موقعیتوابسته دارد؛ یعنی کودک ممکن است در بعضی محیطها یا با بعضی افراد بهخوبی صحبت کند، اما در موقعیتهای دیگر سکوت کند. پایداری اختلال متغیر است و درباره سیر طولی آن هنوز اطلاعات کامل و قطعی در دست نیست. گزارشهای بالینی نشان میدهند که در بسیاری از موارد، سکوت انتخابی با گذشت زمان کمتر میشود، اما این به آن معنا نیست که همه دشواریها کاملاً از بین میروند.
بهبود علائم لزوماً بهمعنای از بین رفتن همه مشکلات نیست
در بسیاری از کودکان، خودِ ناتوانی در صحبتکردن در موقعیتهای خاص ممکن است بهتدریج کمرنگ شود. بااینحال، حتی وقتی لالی انتخابی کاهش پیدا میکند، نشانههای اضطراب اجتماعی ممکن است باقی بمانند. به همین دلیل، کاهش سکوت لزوماً بهمعنای برطرفشدن کامل زمینه اضطرابی یا بازگشت کامل عملکرد اجتماعی نیست.
در عمل، چشمانداز آینده را بهتر است فقط با این سؤال نسنجیم که «آیا کودک بالاخره حرف میزند یا نه». موضوعهای مهم دیگر هم وجود دارند، مانند توانایی مشارکت در کلاس، برقراری ارتباط با همسالان، راحتی در موقعیتهای اجتماعی، و میزان اضطراب در موقعیتهای ارزیابی یا توجه دیگران. بعضی کودکان از نظر گفتار پیشرفت میکنند، اما همچنان در موقعیتهای اجتماعی خجالتی، مضطرب یا اجتنابی میمانند.
عواملی که میتوانند با سیر اختلال ارتباط داشته باشند
چند عامل در منابع تخصصی بهعنوان عوامل مرتبط با لالی انتخابی مطرح شدهاند، اما نباید آنها را بهصورت قطعی و سرنوشتساز تفسیر کرد:
- ویژگیهای خلقی و سرشتی: بازداری رفتاری، هیجانپذیری منفی و آمادگی بیشتر برای خجالت یا کنارهگیری اجتماعی ممکن است در بعضی کودکان دیده شود.
- پیوند با اضطراب اجتماعی: همپوشانی قابلتوجهی بین لالی انتخابی و اضطراب اجتماعی وجود دارد؛ بنابراین در برخی افراد، با کاهش لالی انتخابی همچنان ترس از ارزیابی دیگران یا اجتناب اجتماعی باقی میماند.
- سابقه خانوادگی و الگوهای خانوادگی: در برخی خانوادهها سابقه خجالتیبودن، انزوای اجتماعی یا اضطراب اجتماعی دیده میشود. همچنین مهار اجتماعی والدین یا سبکهای بسیار محافظتکننده و کنترلگر میتوانند با تداوم کنارهگیری اجتماعی همراه باشند، هرچند این موضوع بهمعنای علت قطعی یا تقصیر والدین نیست.
- ویژگیهای زبانی و پردازش گفتار: بعضی کودکان مبتلا ممکن است دشواریهای ظریف در درک زبان داشته باشند، هرچند این توانایی معمولاً در محدوده طبیعی باقی میماند. همچنین درباره تفاوتهایی در پردازش شنیداری هنگام صحبتکردن نیز شواهدی مطرح شده است. این عوامل میتوانند در بعضی کودکان به احساس ناراحتی بیشتر هنگام حرفزدن کمک کنند.
چشمانداز کلی
چشمانداز لالی انتخابی بهطور کلی متغیر است. در بخشی از کودکان، سکوت انتخابی با رشد و تغییر شرایط کاهش مییابد؛ اما در برخی دیگر، الگوهای اضطراب اجتماعی، کمحرفی یا اجتناب اجتماعی ممکن است برای مدت بیشتری ادامه پیدا کند. بنابراین، بهتر است به لالی انتخابی فقط بهعنوان «حرفنزدنِ موقتی» نگاه نشود، بلکه به نیازهای ارتباطی، تحصیلی و اجتماعی کودک در هر مرحله رشد هم توجه شود.
ارزیابی بهموقع، پیگیری بالینی مناسب، و حمایت هماهنگ در خانه و مدرسه میتواند به بهبود مشارکت و عملکرد کمک کند، حتی اگر سرعت تغییر از کودکی به کودک دیگر متفاوت باشد. در نهایت، سیر این اختلال فردبهفرد فرق میکند و نتیجه بهتر فقط به ناپدیدشدن کامل علائم محدود نمیشود، بلکه میتواند شامل ارتباط راحتتر، اضطراب کمتر، و مشارکت بیشتر در زندگی روزمره نیز باشد.
علائم هشدار فوری در لالی انتخابی

چه چیزهایی معمولاً اورژانس نیستند؟
در لالی انتخابی، خجالت شدید، کنارهگیری اجتماعی، چسبیدن به والد، قشقرق، یا رفتار مقابلهای خفیف ممکن است دیده شود و این اختلال اغلب با اضطراب همراه است. این حالتها بهتنهایی معمولاً نشانهٔ اورژانس نیستند، هرچند اگر شدید، رو به بدتر شدن، یا بسیار ناتوانکننده شوند باید زودتر با متخصص مطرح شوند. همچنین کودکان مبتلا به لالی انتخابی معمولاً توانایی زبانی پایهٔ طبیعی دارند.
چه وقت ارزیابی فوری در همان روز لازم است؟
- تغییر ناگهانی از حالت همیشگی: اگر کودکی که پیشتر در بعضی موقعیتها میتوانست صحبت کند، ناگهان تقریباً در همهٔ موقعیتها ساکت شود، دیگر نتواند نیازهای سادهٔ خود را منتقل کند، یا پسرفت واضح در مهارتهای قبلی داشته باشد، این وضعیت را صرفاً به لالی انتخابی نسبت ندهید. چون در لالی انتخابی معمولاً زبان پایه طبیعی است، چنین تغییری میتواند نیازمند ارزیابی فوری پزشکی یا روانپزشکی باشد.
- گیجی، کاهش پاسخدهی، یا بیقراری غیرعادی: اگر سکوت با گیجی، منگبودن، پاسخندادن مثل همیشه، آشفتگی واضح، یا کاهش سطح هوشیاری همراه شود، باید فوراً بررسی شود. در کودکانی که خوب حرف نمیزنند، درد، عفونت، تشنج، عوارض دارویی، تماس با مواد، یا یک مشکل عصبی و جسمی ممکن است پشت این تغییر باشد.
- ناتوانی در برآوردن نیازهای پایه: اگر فرد بهدلیل سکوت یا اضطراب نتواند درد، مشکل جسمی، یا نیازهای اولیه را منتقل کند، یا از خوردن و آشامیدن بهحدی امتناع کند که نگران کمآبی، ضعف شدید، یا افت واضح عملکرد شوید، ارزیابی فوری لازم است.
- نگرانی دربارهٔ آزار، غفلت، یا آسیب بیتوضیح: اگر سکوت ناگهان بیشتر شده، کودک از یک فرد خاص بهشدت میترسد، یا کبودی، آسیب، یا توضیحهای نامنسجم وجود دارد و کودک نمیتواند ماجرا را بیان کند، باید همان روز کمک حرفهای گرفته شود.
چه وقت باید فوراً اقدام اورژانسی کرد؟
- خطر فوری برای جان یا ایمنی: اگر فرد در خطر جدی آسیبزدن به خود یا دیگری است، بهسختی بیدار میشود، دچار تشنج شده، نفسکشیدن برایش سخت شده، یا آنقدر گیج و ناپاسخگو است که ایمن نمیماند، این وضعیت اورژانسی است.
در صورت وجود خطر فوری، اگر در ایران هستید با اورژانس پزشکی ۱۱۵ تماس بگیرید؛ در سایر کشورها با شمارهٔ اورژانس محل زندگی خود تماس بگیرید یا فوراً به نزدیکترین اورژانس بیمارستان مراجعه کنید.
در لالی انتخابی معمولاً الگوی اورژانسیِ اختصاصیِ ثابتی وجود ندارد؛ اما تغییر ناگهانی، کاهش پاسخدهی، از دسترفتن مهارتهای قبلی، یا ناتوانی در حفظ ایمنی و نیازهای پایه باید جدی گرفته شود. کمکگرفتن فوری در این شرایط نشانهٔ ضعف یا شکست نیست؛ یک اقدام ایمنی و مسئولانه است.
علل و عوامل خطر لالی انتخابی

لالی انتخابی معمولاً یک علت واحد و مشخص ندارد. در بیشتر کودکان، این الگو حاصل ترکیبی از آمادگی خلقی، زمینههای اضطرابی، برخی ویژگیهای رشدی و عوامل محیطی است. همچنین مهم است بدانیم که وجود یک عامل خطر به این معنا نیست که کودک حتماً به لالی انتخابی دچار میشود، و نبودن این عوامل هم آن را کاملاً رد نمیکند.
آمادگیهای خلقی و اضطرابی
یکی از مهمترین زمینههای شناختهشده در لالی انتخابی، بازداری رفتاری است. بعضی کودکان از سالهای اولیه زندگی در موقعیتهای ناآشنا، در برابر افراد غریبه یا هنگام جلب توجه، محتاطتر، کمحرفتر و زودتر مضطرب میشوند. این ویژگی بهخودیخود بیماری نیست، اما میتواند احتمال بروز لالی انتخابی را بیشتر کند.
علاوه بر این، عاطفه منفی یا گرایش بیشتر به نگرانی و تنش نیز بهعنوان یک عامل خطر مطرح شده است. در عمل، این کودکان ممکن است در محیط خانه توانایی حرف زدن طبیعی داشته باشند، اما در مدرسه، جمع، یا موقعیتهای اجتماعی خاص، اضطراب آنقدر بالا برود که گفتار «قفل» شود.
از آنجا که لالی انتخابی همپوشانی زیادی با اضطراب اجتماعی دارد، بسیاری از متخصصان آن را بخشی از یک طیف اضطرابی میدانند. به همین دلیل، عواملی که کودک را نسبت به ترس از ارزیابی شدن، خجالت شدید یا اجتناب اجتماعی آسیبپذیر میکنند، احتمالاً در لالی انتخابی هم نقش دارند.
زمینههای خانوادگی و زیستی
در برخی خانوادهها، سابقه خجالتیبودن، انزوای اجتماعی یا اضطراب اجتماعی بیشتر دیده میشود. این موضوع نشان میدهد که ممکن است بخشی از آسیبپذیری کودک، زمینه ژنتیکی یا خانوادگی داشته باشد. با این حال، این به معنی وراثت قطعی یا سرنوشت از پیش تعیینشده نیست؛ ژنها فقط میتوانند آمادگی را بیشتر کنند.
از نظر زیستی نیز چند یافته مطرح شده است، اما باید با احتیاط تفسیر شوند. برای مثال، شواهدی وجود دارد که در بعضی افراد مبتلا به لالی انتخابی، تفاوتهایی در فعالیت عصبی مربوط به شنیدن صدای خود هنگام حرف زدن دیده میشود. این تفاوتها ممکن است باعث شوند تجربه حرف زدن برای کودک ناآشناتر یا ناراحتکنندهتر باشد و به سکوت در موقعیتهای اجتماعی دامن بزند. با این حال، این یافتهها را نباید «علت قطعی» لالی انتخابی دانست.
ویژگیهای رشدی و زبانی همراه
بعضی کودکان مبتلا به لالی انتخابی دشواریهای ظریف در درک زبان دارند؛ یعنی ممکن است فهم گفتار در آنها در حد طبیعی باشد، اما نسبت به همسالان کمی شکنندهتر یا کمتر روان به نظر برسد. این ویژگی معمولاً آنقدر شدید نیست که یک اختلال زبانی واضح محسوب شود، اما میتواند در موقعیتهای اجتماعیِ پرفشار، اعتمادبهنفس کودک برای پاسخدادن را کمتر کند.
مهم است که این نکته بهدرستی فهمیده شود: چنین دشواریهایی همراهی یا آسیبپذیری محسوب میشوند، نه اینکه بهتنهایی علت لالی انتخابی باشند. بسیاری از کودکان با مشکلات خفیف زبانی هرگز دچار لالی انتخابی نمیشوند، و بسیاری از کودکان مبتلا هم مشکل زبانی قابلتوجهی ندارند.
عوامل محیطی و رابطهای
پژوهشها نشان میدهند که در برخی خانوادهها، بازداری اجتماعی والدین ممکن است برای کودک بهصورت الگو عمل کند؛ یعنی کودک از راه مشاهده یاد بگیرد که در موقعیتهای اجتماعی با احتیاط زیاد، سکوت یا کنارهگیری واکنش نشان دهد. همچنین در بعضی مطالعات، والدین کودکان مبتلا به لالی انتخابی در مقایسه با برخی گروههای دیگر، بیشحمایتگر یا کنترلگرتر توصیف شدهاند.
با این حال، این یافتهها را نباید بهمعنای مقصر بودن والدین دانست. در بسیاری از موارد، رفتار والدین تلاشی دلسوزانه برای کمک به کودکی است که از قبل مضطرب و درمانده شده است. بنابراین، رابطه بین سبکهای تعاملی خانواده و لالی انتخابی پیچیده و دوطرفه است و نباید به توضیحهای ساده و سرزنشگرانه فروکاسته شود.
محرکهای شروع و عوامل تداومبخش
شروع لالی انتخابی معمولاً در سالهای پیش از مدرسه است، اما اغلب وقتی بیشتر جلب توجه میکند که کودک وارد مدرسه یا موقعیتهای اجتماعی ساختاریافته میشود. افزایش تماس با افراد ناآشنا، انتظار برای پاسخ شفاهی، بلندخوانی، یا انجام تکلیف در حضور دیگران میتواند در کودکِ آسیبپذیر، سکوت را آشکارتر کند. این موقعیتها معمولاً محرک بروز هستند، نه علت اصلی.
پس از شروع مشکل، اجتناب میتواند آن را تداوم ببخشد. وقتی کودک در یک موقعیت اضطرابزا حرف نمیزند، ممکن است در همان لحظه احساس ناراحتی کمتری کند؛ همین کاهش موقت اضطراب، سکوت را تقویت میکند. اگر اطرافیان هم ناخواسته همیشه بهجای کودک پاسخ بدهند، فشار گفتار را کاملاً بردارند، یا فقط سکوت او را دور بزنند، این الگو ممکن است پایدارتر شود. این مسئله به معنی خطای عمدی خانواده یا مدرسه نیست؛ بلکه نشان میدهد اضطراب چگونه میتواند از راه چرخه اجتناب حفظ شود.
در جمعبندی، لالی انتخابی معمولاً یک اختلال چندعاملی است که بیشتر با آمادگی اضطرابی، بازداری رفتاری، برخی زمینههای خانوادگی و زیستی، و فشار موقعیتهای اجتماعی ارتباط دارد. در بسیاری از کودکان نمیتوان یک علت واحد پیدا کرد، و شناخت این موضوع کمک میکند مسئله با نگاه دقیق، همدلانه و بدون سرزنش فهمیده شود.
همهگیرشناسی لالی انتخابی: شیوع، سن بروز و الگوهای جمعیتی
لالی انتخابی اختلالی نسبتاً نادر است و در بسیاری از مطالعات همهگیرشناختیِ اختلالات کودکی بهعنوان یک طبقهٔ تشخیصیِ مستقل بررسی نشده است؛ به همین دلیل، دادههای مربوط به بروز آن محدودتر از دادههای مربوط به شیوع است.
شیوع
برآوردهای شیوع نقطهای در نمونههای مدرسهای یا بالینیِ ایالات متحده، اروپا و اسرائیل بین ۰٫۰۳٪ تا ۱٫۹٪ گزارش شده است. این دامنهٔ نسبتاً گسترده احتمالاً به تفاوت در محیط مطالعه، سن نمونهها و نوع جمعیتی که بررسی شدهاند مربوط است؛ بنابراین این اعداد را باید در همان بافت مطالعه تفسیر کرد، نه بهعنوان یک رقم ثابت برای همهٔ کودکان.
سن و الگوهای جمعیتی
این اختلال بیشتر در کودکان کمسن دیده میشود و بروز آن در نوجوانی و بزرگسالی کمتر است. از نظر جنس، بعضی دادهها توزیع تقریباً برابر را نشان میدهند، اما برخی شواهد نیز از شایعتر بودن آن در دختران نسبت به پسران حمایت میکنند؛ در نتیجه، الگوی جنسیتیِ آن کاملاً یکدست نیست. همچنین در منبع موجود تفاوت مشخصی بر حسب نژاد یا قومیت گزارش نشده است.
کودکانی که ناچارند به زبانی غیر از زبان مادری خود صحبت کنند، مانند برخی کودکانِ خانوادههای مهاجر، ممکن است در معرض خطر بیشتری برای بروز این اختلال باشند. در عین حال، باید توجه داشت که صرفِ صحبتنکردن به زبان جدید بهدلیل ناآشنایی با آن، بهتنهایی به معنای لالی انتخابی نیست و از نظر تشخیصی باید از این اختلال تفکیک شود.
نتیجهگیری
لالی انتخابی را باید بهعنوان یک الگوی موقعیتیِ حرفنزدن فهمید، نه نشانهای از بیعلاقگی، نافرمانی یا ضعف. این اختلال میتواند ارتباط، یادگیری و حضور اجتماعی را محدود کند، اما با ارزیابی درست و برنامهای متناسب با شرایط هر کودک یا نوجوان، امکان کاهش اضطراب و بهبود عملکرد وجود دارد. همکاری خانواده و مدرسه، همراه با درمان تدریجی و بدون فشار، در بسیاری از موارد نقش مهمی دارد. اگر سکوت در موقعیتهای اجتماعی ادامه پیدا کند، بر زندگی روزمره اثر بگذارد، همراه با تغییر رشدی ناگهانی باشد یا نگرانی ایمنی ایجاد کند، ارزیابی توسط متخصص واجد صلاحیت ضروری است. فهم همدلانه و بدون سرزنش، نخستین قدم برای کمک مؤثر به فرد و خانواده است.
منابع
- American Psychiatric Association (2022). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition, Text Revision (DSM-5-TR). American Psychiatric Association Publishing.
- Tasman A, Riba MB, Alarcón RD, Alfonso CA, Kanba S, Lecic-Tosevski D, Ndetei DM, Ng CH, Schulze TG, editors (2024). Tasman’s Psychiatry. 5th ed. Springer Nature.
- Boland RJ, Verduin ML, Ruiz P (2021). Kaplan & Sadock’s Synopsis of Psychiatry. 12th ed. Wolters Kluwer.
- World Health Organization (2024). Clinical Descriptions and Diagnostic Requirements for ICD-11 Mental, Behavioural and Neurodevelopmental Disorders (CDDR). World Health Organization.
- World Health Organization (2023). Mental Health Gap Action Programme (mhGAP) Guideline for Mental, Neurological and Substance Use Disorders. 3rd ed. World Health Organization.
- American Psychiatric Association (n.d.). Clinical Practice Guidelines. American Psychiatric Association.
- National Institute for Health and Care Excellence (n.d.). Mental Health, Behavioural and Neurodevelopmental Conditions: NICE Guidance. NICE.
- American Academy of Child and Adolescent Psychiatry (n.d.). Clinical Practice Guidelines, Clinical Updates, and Practice Parameters. AACAP.



