مقدمه
مقاله به بررسی نحوه مدیریت و حل تعارضات بین فردی و تأثیر شخصیت بر انتخاب استراتژیهای حل تعارض میپردازد. در این مقاله بیان شده که تعارض به فرآیندی اطلاق میشود که در آن ناسازگاری و تنش وجود دارد و ممکن است به احساسات منفی منجر شود، اما همیشه نتایج منفی ندارد. تعارضها میتوانند در رشد فردی، اجتماعی و شناختی افراد تأثیرگذار باشند و به نوجوانان کمک کنند تا میان فردیت و تعلق به گروه تعادل برقرار کنند.
استراتژیهای مختلفی برای حل تعارض وجود دارد که به نوع نگرانی افراد از خود و دیگران بستگی دارد. این استراتژیها شامل حل مسأله (که تأکید زیادی بر نیازهای هر دو طرف دارد)، مصالحه (که به طور متوسط به نیازهای خود و دیگران توجه دارد)، اجبار (که تأکید بر نیازهای خود و نادیده گرفتن نیازهای دیگران دارد)، نرمش (که بیشتر به نیازهای طرف مقابل توجه میشود) و اجتناب (که در آن طرفین هیچ توجهی به یکدیگر ندارند) میباشند. بهترین روش برای حل تعارض، روش حل مسأله است که به ارتباط آرام و مثبت بین طرفین کمک میکند.
شخصیت افراد میتواند بر انتخاب استراتژیهای حل تعارض تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، افرادی که در ویژگیهایی مانند برونگرایی و توافقپذیری قوی هستند، بیشتر تمایل به همکاری دارند و استراتژیهای حل تعارضشان مثبتتر است. از سوی دیگر، افراد با ویژگیهایی مانند نوروتیسیسم (احساسات منفی و اضطراب زیاد) ممکن است تمایل به اجتناب از تعارض یا رقابت داشته باشند که این میتواند به حل نشدن مؤثر مشکلات منجر شود.
این تحقیق پیشنهاد میکند که برای درک بهتر ارتباط بین شخصیت و استراتژیهای حل تعارض، به جای تمرکز بر ویژگیهای فردی به صورت جداگانه، از یک رویکرد جامعتر استفاده شود که ترکیب چندین ویژگی شخصیتی را در نظر بگیرد. این رویکرد جدید میتواند به شناسایی انواع مختلف شخصیت در نوجوانان کمک کند و روابط آنها با استراتژیهای حل تعارض را بررسی کند.
روش اجرا
مطالعه شامل ۹۷۵ دانشجو از چهار دانشگاه چین بود که پرسشنامههای آنلاین درباره شخصیت و استراتژیهای حل تعارض خود را تکمیل کردند. دو ابزار اصلی استفاده شدند: شاخص شخصیت بزرگ پنج (CBF-PI-B) که ویژگیهایی مثل گشودگی، وظیفهشناسی و روانرنجوری را اندازهگیری میکند و شاخص تعارض سازمانی رحیم (ROCI-II) که استراتژیهایی مانند همکاری، تطابق، تسلط و اجتناب را ارزیابی میکند.
پژوهشگران با استفاده از LPA سه تیپ شخصیتی را شناسایی کردند: دوگانهنگر, پایدار و کنترل. سپس بررسی کردند که این تیپها چگونه با استراتژیهای مختلف تعارض مرتبط هستند. این مطالعه ممکن است همه جنبههای شخصیت را پوشش ندهد زیرا فقط بر ویژگیهای بزرگ پنج تمرکز کرده است. عوامل فرهنگی خاص دانشجویان چینی ممکن است تعمیم نتایج به دیگر جمعیتها را محدود کند.
نتایج و بحث
این مقاله به بررسی ویژگیهای شخصیتی دانشجویان دانشگاه و ارتباط آنها با استراتژیهای حل تعارض پرداخته است. خلاصه نتایج اصلی به زبان ساده به این صورت است:
-
ویژگیهای شخصیتی:
- سن با ویژگیهای شخصیتی مانند وظیفهشناسی، توافقپذیری و باز بودن ارتباط مثبت دارد، ولی ارتباطی با نوروتیسیسم (استرسپذیری) و برونگرایی ندارد.
- جنسیت تنها با نوروتیسیسم و برخی از استراتژیهای حل تعارض مرتبط بود، بهطوری که مردان تمایل به استفاده از استراتژیهای مشارکتی کمتری داشتند.
-
مدل طبقهبندی شخصیت:
- این مطالعه سه نوع شخصیت را شناسایی کرده است:
- نوع “کنترلگر”: افرادی با سطح پایینتر از سایرین در برونگرایی، باز بودن، توافقپذیری و وظیفهشناسی و سطح بالاتر در نوروتیسیسم.
- نوع “دوطرفه نگر”: افرادی که در تمامی ویژگیهای شخصیتی نمرات بالاتری دارند و تمایل به حل تعارض به شکلی متوازن دارند.
- نوع “پایدار”: افرادی که نمرات پایینتری در برونگرایی و ویژگیهای دیگر دارند، اما در عوض در نوروتیسیسم و استحکام عاطفی وضعیت بهتری دارند.
- این مطالعه سه نوع شخصیت را شناسایی کرده است:
-
رابطه با استراتژیهای حل تعارض:
- افرادی که در دسته “پایدار” یا “دوطرفه نگر” قرار داشتند، بیشتر از دیگران از استراتژیهای همکاری در حل تعارض استفاده میکردند.
- مردان بیشتر از زنان از استراتژیهای سلطهگرانه استفاده میکردند، در حالی که زنان تمایل بیشتری به استفاده از استراتژیهای همکاری داشتند.
این مقاله به بررسی تیپهای شخصیتی دانشجویان دانشگاهها پرداخته و آنها را از دیدگاه فردمحور به سه دسته تقسیم کرده است: تیپ “کنترل”، “پایدار” و “دوگانۀ نگرانی”. این تیپها شباهت زیادی به تیپهای شخصیتی در گروهها و سنین مختلف دارند و نشاندهندۀ پایداری این تیپها در میان گروههاست. از بین این سه تیپ، تیپ “پایدار” بیشترین فراوانی را دارد و پس از آن، تیپ “دوگانۀ نگرانی” قرار دارد، در حالی که تیپ “کنترل” کمترین تعداد را دارد. این نتایج با مطالعات قبلی همخوانی دارد.
افراد با تیپ “دوگانۀ نگرانی” ویژگیهای شخصیتی مانند برونگرایی، گشودگی به تجربیات جدید، توافقپذیری، وظیفهشناسی و سطح پایینتری از نوروتیسیسم دارند که باعث میشود استراتژیهای حل تعارض مؤثرتری را اتخاذ کنند. این افراد در برخورد با تعارضات بیشتر تمایل به همکاری و سازش دارند. در مقابل، افرادی که تیپ “کنترل” دارند، بیشتر دچار نوروتیسیسم بوده و ویژگیهای شخصیتی کمتری دارند که باعث میشود در حل تعارضات کمتر موفق باشند.
مطالعه همچنین نشان داده که فرهنگهای جمعگرایانه مانند فرهنگ چین ممکن است بر استراتژیهای حل تعارض تأثیر بگذارد و استفاده از استراتژیهایی مانند اجتناب را مناسبتر بدانند. علاوه بر این، افرادی که تنها فرزند نیستند، در مقایسه با تنها فرزندها، مهارتهای بهتری در حل تعارضات دارند، زیرا تجربیات بیشتری در مدیریت منابع و هماهنگی با دیگران داشتهاند.
در نهایت، نتایج مطالعه نشان میدهند که برای بهبود روابط بین فردی و مهارتهای حل تعارض، مهم است که فعالیتهای گروهی بیشتری در دانشگاهها برگزار شود تا دانشجویان مهارتهای ارتباطی و هماهنگی بهتری کسب کنند.
منبع
-
Zhong, B., Yan, J., Sun, H. et al. Relationship between personality portraits of university students and interpersonal conflict resolution strategies: a latent profile analysis. Sci Rep 14, 31967 (2024).


