اختلالات شخصیت الگوهای پایدار و فراگیر تجربه و رفتارند که در شناخت، هیجان، روابط یا کنترل تکانه انعطافناپذیر میشوند و رنج یا اختلال ایجاد میکنند. این الگوها معمولاً از نوجوانی یا اوایل بزرگسالی قابل پیگیریاند و فقط واکنش کوتاهمدت به یک بحران نیستند.
در طبقهبندی سنتی، الگوهای بدگمان، منزوی یا نامتعارف در خوشهٔ A؛ نمایشی، تکانشی یا بیثبات در خوشهٔ B؛ و مضطرب، اجتنابی، وابسته یا کمالگرایانه در خوشهٔ C توصیف میشوند. همپوشانی زیاد است و یک برچسب نباید جای شناخت فرد و زمینهٔ فرهنگی را بگیرد.
این صفحه اصول تشخیص طولی، رویکردهای رواندرمانی، محدودیت دارو و نکات ایمنی مرتبط با خودآسیبی، تکانشگری یا پرخاشگری را توضیح میدهد.

ویژگی شخصیت زمانی به اختلال تبدیل میشود که در موقعیتهای گوناگون پایدار، ناسازگار و انعطافناپذیر باشد، از هنجارهای فرهنگی بهطور قابلتوجه فاصله بگیرد و به ناراحتی یا اختلال بینجامد. بعضی الگوها برای خود فرد طبیعی به نظر میرسند و مشکل بیشتر در روابط یا پیامدها دیده میشود.
نمونهها شامل بیاعتمادی پایدار، کنارهگیری، باور یا رفتار نامتعارف، بیثباتی رابطه و تصویر خود، ترس از طرد، نیاز شدید به تحسین یا مراقبت، نقض حقوق دیگران یا کمالگرایی کنترلکنندهاند. خلقوخو و آمادگی زیستی با دلبستگی، تجربههای رشد، تروما و محیط اجتماعی تعامل دارند؛ هیچ ویژگی منفرد یا تجربهٔ کودکی تشخیص را تعیین نمیکند.
تشخیص از یک برخورد، آزمون اینترنتی یا تعارض اخیر گذاشته نمیشود؛ الگو باید در زمان و موقعیتهای مختلف و با پیامد واقعی بررسی شود. سن، فرهنگ، نقش اجتماعی و تغییرات ناشی از بحران یا بیماری بر تفسیر ویژگیها اثر دارند.
اختلالات خلقی، PTSD، روانپریشی، اوتیسم، ADHD، مصرف مواد، بیماری عصبی و تغییر شخصیت ناشی از وضعیت پزشکی باید افتراق داده شوند. افسردگی یا مانیا میتواند موقتاً سبک رابطه و قضاوت را تغییر دهد و تشخیص بهتر است پس از شناخت سیر طولی تثبیت شود.
وجود برخی علائم بهتنهایی به معنای تشخیص قطعی نیست و ارزیابی حرفهای اهمیت دارد.
ممکن است ویژگیهای پایدار و ناسازگار شخصیت در چند موقعیت دیده شوند و ناراحتی یا اختلال قابلتوجهی در روابط، کار یا دیگر حوزههای مهم ایجاد کنند، اما معیارهای کامل هیچیک از اختلالات شخصیت نامگذاریشده را نداشته باشند. در این وضعیت، بسته به اینکه متخصص دلیل مشخص را ثبت کند یا نه، از طبقه معین یا نامعین استفاده میشود.
این عنوان زمانی به کار میرود که متخصص مشخص میکند چرا الگوی شخصیت در یک تشخیص معین جای نمیگیرد. نمونهای که منبع ذکر میکند ویژگیهای مختلط شخصیت است؛ یعنی ویژگیهای بالینی مهم از بیش از یک الگوی شخصیتی حضور دارند، اما مجموعه آنها معیارهای کامل یک اختلال مشخص را تشکیل نمیدهد. ثبت دلیل مشخص باید بر پایه الگوی پایدار و پیامد واقعی باشد، نه کنار هم گذاشتن چند صفت معمول.
در اختلال شخصیت نامعین نیز ویژگیهای شاخص یک اختلال شخصیت غالباند و اختلال یا ناراحتی قابلتوجه ایجاد میکنند، اما معیارهای هیچ تشخیص مشخصی کامل نیست و متخصص دلیل دقیق را ذکر نمیکند. منبع، نبود اطلاعات کافی برای تشخیص اختصاصیتر را نیز در این طبقه قرار میدهد.
این عنوانها به معنای «شخصیت بد»، یک صفت ناخوشایند یا واکنش کوتاهمدت به بحران نیستند. ارزیابی باید پایداری الگو در زمان و موقعیتهای مختلف، فرهنگ و مرحله رشد، تجربه فرد و پیامدهای بینفردی، اختلالات خلقی و روانپریشی، تروما، رشد عصبی، مواد و علل پزشکی را بررسی کند. آزمون آنلاین یا یک برخورد برای چنین تشخیصی کافی نیست.
مصاحبهٔ بالینی روابط، تحصیل و کار، هویت، تنظیم هیجان، تکانه، همدلی، سابقهٔ رشد و تروما و الگوی بحرانها را در طول سالها بررسی میکند. اطلاعات قبلی و دیدگاه نزدیکان با رضایت فرد میتواند تفاوت گزارش و عملکرد را روشن کند.
مصاحبههای ساختاریافته و پرسشنامههای شخصیت فرضیهها را منظم میکنند، اما ممکن است تحت تأثیر خلق فعلی، دفاعها یا زمینه قرار گیرند. نتیجه آزمون روانشناختی به تنهایی تشخیص قطعی محسوب نمیشود. ارزیابی خطر خودکشی، خودآسیبی، خشونت و مصرف مواد مستقل و تکرارشونده است.
رواندرمانی درمان اصلی است و به الگو و هدف فرد تطبیق مییابد. رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) برای کاهش خودآسیبی و بهبود تنظیم هیجان در اختلال شخصیت مرزی پشتوانه مهمی دارد؛ درمان مبتنی بر ذهنیسازی، درمان متمرکز بر انتقال و طرحوارهدرمانی نیز برای الگوهای منتخب استفاده میشوند.
CBT، رواندرمانی روانپویشی، درمان بینفردی، گروهی یا خانواده بر مهارت اجتماعی، انعطاف شناختی، مرزبندی و رابطه تمرکز میکنند. اتحاد درمانی ثابت، هدفهای روشن و مدیریت منسجم مرزها اهمیت دارد و تغییر معمولاً تدریجی است.
دارو ساختار شخصیت را درمان نمیکند، اما میتواند برای هدف مشخصی مانند افسردگی، اضطراب، تکانشگری، خشم یا علائم گذرای روانپریشانه استفاده شود. گروههایی مانند SSRIها، تثبیتکنندههای خلق یا ضدروانپریشی فقط پس از ارزیابی الگوی نشانه و بیماری همراه انتخاب میشوند.
تجویزهای متعدد و واکنشی به هر بحران میتواند زیانآور باشد و بنزودیازپینها در برخی افراد خطر بیمهاری یا سوءمصرف دارند. دسترسی به مقادیر زیاد دارو در فرد دارای خطر خودکشی نیز باید در برنامهٔ ایمنی سنجیده شود؛ تغییر دارو فقط با پزشک انجام میشود.
برنامهٔ بحران مکتوب، آموزش خانواده، توانبخشی شغلی و اجتماعی و درمان هماهنگ مصرف مواد یا اختلال خلقی همراه به ثبات کمک میکند. خانواده میتواند همدل باشد و در عین حال مرزهای روشن و غیرتنبیهی حفظ کند.
کاهش انگ بخش مهم مراقبت است: اصطلاح تشخیصی نباید بهعنوان توهین یا توضیح همهٔ رفتارهای فرد به کار رود. هدف درمان افزایش اختیار، ایمنی و کیفیت رابطه است.
وقتی الگوهای رابطه، هیجان یا تکانه بارها به بحران، قطع رابطه، افت کار یا تحصیل، خودآسیبی یا مصرف مواد منتهی میشوند، ارزیابی تخصصی مفید است. تشخیص دقیق ممکن است به چند جلسه و مرور طولی نیاز داشته باشد.
تهدید یا اقدام خودکشی، خودآسیبی شدید، خشونت، مسمومیت دارویی، گسست شدید یا ناتوانی در حفظ ایمنی نیازمند ارزیابی فوری است؛ شدت بحران را به «جلب توجه» تقلیل ندهید.
در برخی اختلالات شخصیت، بهویژه الگوی مرزی، خودآسیبی و رفتار خودکشی ممکن است در بحران رابطهای بهسرعت شدت گیرد؛ در برخی الگوها پرخاشگری یا سوءمصرف مواد نیز مهم است. هر تهدید، قصد، برنامه یا اقدام را جدی بگیرید، فرد را تنها نگذارید و برای ارزیابی فوری از خدمات بحران یا اورژانس کمک بخواهید.
خیر. ویژگیها باید پایدار، فراگیر، انعطافناپذیر و موجب رنج یا اختلال قابلتوجه باشند و در زمینهٔ فرهنگی و زمانی سنجیده شوند.
الگوهای دیرپا معمولاً آهسته تغییر میکنند، اما رواندرمانی منظم میتواند تنظیم هیجان، روابط، انتخابها و عملکرد را بهطور معنادار بهبود دهد.
خلق فعلی، بحران، مواد و موقعیت میتوانند رفتار را موقتاً تغییر دهند؛ تشخیص به تاریخچه و الگوی چندساله و چندموقعیتی نیاز دارد.
دارو هستهٔ الگوی شخصیت را تغییر نمیدهد؛ برای نشانه یا اختلال همراه هدفگذاری میشود و رواندرمانی درمان اصلی است.
DBT بهویژه برای خودآسیبی، تکانشگری و بیثباتی هیجانی در اختلال شخصیت مرزی مهارتهای ذهنآگاهی، تحمل پریشانی و رابطه را آموزش میدهد.
خیر. در دوقطبی دورههای متمایز تغییر انرژی و خلق وجود دارد؛ در مرزی تغییرها بیشتر با تنظیم هیجان، هویت و رابطه پیوند دارند، هرچند دو اختلال میتوانند همزمان باشند.
خیر. خودآسیبی نشانهٔ پریشانی و عامل خطر است و باید همدلانه از نظر قصد، کارکرد رفتار و خطر خودکشی ارزیابی شود.