اختلالات شناختی عصبی کاهش اکتسابی در یک یا چند حوزه مانند توجه، حافظه، زبان، کارکرد اجرایی یا ادراک دیداری–فضایی را دربر میگیرند. دلیریوم، اختلال شناختی عصبی عمده که در گذشته اغلب دمانس نامیده میشد، و اختلال شناختی عصبی خفیف از گروههای اصلیاند.
دلیریوم معمولاً طی ساعتها یا روزها با اختلال توجه و نوسان هوشیاری پدید میآید و اغلب نشانهٔ یک بیماری یا اثر دارو و ماده است؛ بنابراین میتواند اورژانسی باشد. در اختلال عمده، افت شناخت استقلال روزانه را مختل میکند و در نوع خفیف، استقلال پایه بیشتر حفظ میشود.
این صفحه تفاوت گیجی حاد با افت تدریجی، ارزیابی علتهای برگشتپذیر، نقش درمانهای علتمحور و حمایت از بیمار و مراقب را توضیح میدهد.

دلیریوم اختلال حاد و نوساندار توجه و آگاهی همراه با تغییر شناخت است و باید نتیجهٔ مستقیم وضعیت پزشکی، مسمومیت، ترک یا علل متعدد در نظر گرفته شود. اختلال شناختی عصبی عمده افت قابلتوجه نسبت به سطح قبلی است که انجام مستقل کارهای پیچیده یا پایه را مختل میکند؛ در نوع خفیف، افت قابلاندازهگیری وجود دارد اما فعالیتهای روزمره با راهبرد جبرانی قابل انجاماند.
علتها شامل بیماری آلزایمر، عروقی، اجسام لویی، پیشانی–گیجگاهی، پارکینسون، آسیب مغز، الکل، عفونت و وضعیتهای متابولیکاند و الگوهای مختلط شایعاند. بعضی علل مانند عارضهٔ دارو، کمبود ویتامین، اختلال تیروئید، عفونت یا افسردگی قابل درماناند؛ سن بالا عامل خطر است اما افت چشمگیر شناخت بخش اجتنابناپذیر سالمندی نیست.
پزشک ابتدا خط پایه و سرعت تغییر را مشخص میکند. شروع ساعتی یا روزانه و نوسان توجه به نفع دلیریوم است، در حالی که بسیاری از اختلالات عمده سیر ماهها یا سالها دارند. نوع علت از الگوی شناخت، علائم عصبی، تصویربرداری و سابقه استنباط میشود و چند علت ممکن است همزمان باشند.
افسردگی، کمشنوایی یا کمبینایی، کمخوابی، داروهای آنتیکولینرژیک یا آرامبخش، الکل، کمکاری تیروئید، کمبود B12، عفونت، تشنج و سایر بیماریها در افتراقاند. شکایت حافظه بدون افت عینی یا اختلال عملکرد با اختلال شناختی عمده یکسان نیست.
وجود برخی علائم بهتنهایی به معنای تشخیص قطعی نیست و ارزیابی حرفهای اهمیت دارد.
در خانواده اختلالات شناختی عصبی، منابع ارائهشده یک جفت طبقه «معین» و «نامعین» برای دلیریوم و نیز یک عنوان جداگانه «اختلال شناختی عصبی نامعین» را مستند میکنند. این عنوانها یکسان نیستند: دلیریوم معمولاً به تغییر حاد توجه و آگاهی مربوط است، در حالی که اختلال شناختی عصبی نامعین به یک الگوی شناختی مهم اشاره دارد که علت دقیق آن با اطمینان کافی تعیین نشده است.
این طبقه زمانی به کار میرود که نشانههای شبیه دلیریوم ناراحتی یا اختلال قابلتوجه ایجاد میکنند، اما معیارهای کامل دلیریوم یا اختلال شناختی مشخص دیگری را ندارند و متخصص دلیل را ثبت میکند. نمونه منبع دلیریوم زیرنشانگانی است: آشفتگی در توجه، تفکر سطح بالاتر و ریتم شبانهروزی وجود دارد، اما شدت افت شناختی به حد لازم برای تشخیص کامل دلیریوم نمیرسد.
در دلیریوم نامعین نیز نشانههای شاخص دلیریوم از نظر بالینی مهماند، اما معیارهای یک تشخیص مشخص کامل نیست و دلیل دقیق ذکر نمیشود. منبع موقعیتهای دارای اطلاعات ناکافی، مانند بعضی ارزیابیهای اورژانسی، را در این طبقه قرار میدهد.
این عنوان برای تظاهرهایی است که نشانههای اختلال شناختی عصبی در آنها غالب و مختلکنندهاند، اما معیارهای یک اختلال مشخص این خانواده کامل نیست. تفاوت مهمِ ذکرشده در منبع این است که علت دقیق یا انتساب سببشناختی با اطمینان کافی قابل تعیین نیست. این طبقه میتواند برای سطح عمده یا خفیف ثبت شود، اما علت حدسی نباید بهعنوان علت قطعی کدگذاری شود.
این تشخیصها درباره شدت یا فوریت بهتنهایی قضاوت نمیکنند. تغییر حاد یا نوساندار توجه و آگاهی، بهویژه همراه با بیماری، دارو، مسمومیت یا ترک، نیازمند ارزیابی سریع پزشکی است. خط پایه شناخت، سرعت تغییر، عملکرد روزانه، معاینه و بررسی علل قابل درمان باید سنجیده شود و از روی فراموشی روزمره یا آزمون آنلاین نمیتوان این عناوین را تعیین کرد.
شرح حال از خود فرد و یک مطلع دربارهٔ توان قبلی، زمان شروع، داروها، مواد، بیماری، خلق و فعالیتهای روزمره گرفته میشود. معاینهٔ وضعیت روانی، جسمی و عصبی و بررسی شنوایی و بینایی انجام میشود؛ در دلیریوم توجه، سطح هوشیاری، علائم حیاتی و عامل حاد فوراً ارزیابی میشوند.
آزمونهای شناختی کوتاه و عصبروانشناختی حوزههای افت را اندازه میگیرند؛ آزمایش خون، ادرار، CT یا MRI و گاه EEG بر اساس ارائه به یافتن علت کمک میکند. نمرهٔ طبیعی یک آزمون کوتاه، افت خفیف را همیشه رد نمیکند و نتیجه آزمون روانشناختی به تنهایی تشخیص قطعی محسوب نمیشود.
رواندرمانی بیماری تحلیلبرندهٔ عصبی را درمان نمیکند، اما در مراحل خفیف درمان حمایتی، CBT سازگارشده و مشاوره به فرد برای سوگ، اضطراب، افسردگی و سازگاری با تغییر نقش کمک میکند. هدفها باید با توان توجه و حافظه تنظیم شوند.
مداخلات رفتاری برای بیقراری، خواب یا رفتارهای چالشبرانگیز ابتدا محرکهایی مانند درد، گرسنگی، شلوغی و شیوهٔ ارتباط را تغییر میدهند. آموزش و حمایت روانی مراقب برای کاهش فرسودگی و حفظ رابطه بخش مهم برنامه است.
در دلیریوم، درمان علت زمینهای و اصلاح داروها مقدم است و داروی آرامکننده فقط برای آشفتگی شدید تهدیدکنندهٔ ایمنی و با پایش استفاده میشود. برای آلزایمر و برخی اختلالات عمده، مهارکنندههای کولیناستراز و ممانتین ممکن است بهطور محدود علائم را بهبود دهند، اما تخریب عصبی را متوقف نمیکنند.
افسردگی، روانپریشی یا خواب بر اساس هدف و با احتیاط درمان میشوند، زیرا سالمندان نسبت به گیجی، افت فشار، افتادن و عوارض آنتیکولینرژیک حساسترند. برای اختلال خفیف داروی عمومی اثباتشدهای وجود ندارد و مدیریت عامل عروقی و علل برگشتپذیر اهمیت دارد.
در دلیریوم، آبرسانی، اصلاح حس و خواب، ساعت و تقویم، حضور فرد آشنا و پرهیز از کمتحریکی یا شلوغی به بهبود کمک میکند. در افت مزمن، برنامه و محیط ثابت، برچسب و یادآور، کاردرمانی، توانبخشی شناختی و فعالیت متناسب با توان مفید است.
کنترل فشارخون و دیابت، پیشگیری از سکته، تغذیه و حرکت ایمن، بازبینی رانندگی، اجاق و داروها و برنامهریزی حقوقی و مالی زودهنگام اهمیت دارد. خدمات استراحت مراقب و حمایت اجتماعی به حفظ مراقبت پایدار کمک میکنند.
تغییر تدریجی حافظه یا قضاوت که کارهای روزمره را مختل میکند، تکرار خطاهای مالی یا دارویی، گمشدن یا تغییر شخصیت نیازمند ارزیابی پزشکی است. بررسی زودتر امکان یافتن علت برگشتپذیر و برنامهریزی ایمنی را افزایش میدهد.
گیجی ناگهانی یا نوساندار، تب، کاهش هوشیاری، تشنج، ضعف یکطرفه، اختلال گفتار، افتادن یا آسیب سر، کمآبی یا ناتوانی ناگهانی در راهرفتن و خوردن فوریت پزشکی است.
دلیریوم یک تغییر حاد مغز و اغلب نشانهٔ بیماری جسمی جدی است؛ گیجی ناگهانی، نوسان هوشیاری، تب، تشنج یا علامت سکته را فوراً اورژانسی ارزیابی کنید. در افت مزمن نیز گمشدن، روشنگذاشتن شعله، اشتباه دارویی، رانندگی ناایمن یا پرخاشگری جدید نیازمند اقدام سریع و نظارت متناسب است.
دلیریوم معمولاً ناگهانی و نوساندار و با اختلال توجه است؛ دمانس یا اختلال شناختی عمده اغلب تدریجیتر است، هرچند فرد مبتلا به دمانس نیز میتواند دلیریوم بگیرد.
کمی کندشدن بازیابی ممکن است طبیعی باشد، اما افتی که استقلال، مسیریابی، پول یا دارو را مختل کند نیازمند بررسی است.
خیر. نمره باید با سطح قبلی، تحصیل، زبان، عملکرد روزمره، خلق، معاینه و بررسی علتهای پزشکی تفسیر شود.
عارضهٔ دارو، عفونت، اختلال تیروئید، کمبودهای تغذیهای، مشکلات متابولیک، خواب و افسردگی از عللیاند که بر اساس مورد بررسی میشوند.
داروهای علامتی ممکن است در برخی علتها فایدهٔ محدود داشته باشند، اما بسیاری روند بیماری را متوقف نمیکنند؛ انتظار درمان باید واقعبینانه باشد.
گمشدن، تصادف یا نزدیکتصادف، کندی تصمیم، نادیدهگرفتن علائم و مشکل دیداری–فضایی نشانههای مهم برای ارزیابی رسمی ایمنی رانندگیاند.
تقسیم مسئولیت، استراحت برنامهریزیشده، آموزش، گروه حمایت و رسیدگی به خواب و سلامت خود مراقب ضروری است؛ درخواست کمک نشانهٔ کوتاهی نیست.