اختلالات تغذیه و خوردن طیفی از الگوهای مختل دریافت غذا یا رفتار خوردن را شامل میشوند: پیکا، اختلال نشخوار، اختلال اجتنابی یا محدودکنندهٔ دریافت غذا (ARFID)، بیاشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال پرخوری افراطی. انگیزه و خطر جسمی در این تشخیصها یکسان نیست.
این اختلالات میتوانند در هر جنس، سن و اندازهٔ بدن رخ دهند و پیامدهایی از سوءتغذیه و اختلال الکترولیت تا آسیب گوارشی، دندانی و روانی ایجاد کنند. ظاهر یا وزن بهتنهایی شدت بیماری را نشان نمیدهد.
این صفحه نشانههای متمایز، ارزیابی پزشکی و روانشناختی، نقش تیم چندرشتهای و موقعیتهای نیازمند مراقبت فوری را شرح میدهد.

در بیاشتهایی عصبی، محدودیت دریافت به وزن پایین، ترس شدید از افزایش وزن و اختلال در تجربهٔ وزن یا شکل بدن میانجامد و بینش ممکن است کم باشد. پرخوری عصبی با دورههای خوردن مقدار زیاد همراه با احساس فقدان کنترل و رفتارهای جبرانی مانند استفراغ، روزه یا ورزش افراطی مشخص میشود؛ وزن میتواند در محدودهٔ معمول باشد. در پرخوری افراطی، دورههای پرخوری و ناراحتی وجود دارد اما رفتار جبرانی منظم دیده نمیشود.
ARFID با دریافت ناکافی به علت حساسیت حسی، علاقهٔ اندک به غذا یا ترس از پیامدهایی مانند خفگی رخ میدهد و انگیزهٔ وزن و شکل بدن محور نیست. پیکا خوردن مواد غیرخوراکی و نشخوار بازگرداندن تکراری غذا پس از خوردن است. عوامل زیستی، خلقوخو، یادگیری، خانواده، فرهنگ و فشارهای اجتماعی میتوانند نقش داشته باشند، اما هیچ علت واحدی همهٔ موارد را توضیح نمیدهد.
تشخیص به نوع رفتار خوردن، انگیزه، فراوانی، سیر وزن و رشد، پیامد جسمی و اختلال عملکرد متکی است. وزن طبیعی پرخوری عصبی را رد نمیکند و محدودیت ناشی از ARFID با محدودیت مبتنی بر ترس از چاقی یکسان نیست.
بیماریهای گوارشی و غددی، آلرژی، عفونت، مشکلات بلع، بیماری عصبی، داروها، افسردگی، OCD، اوتیسم و مصرف مواد بر اساس نشانه بررسی میشوند. در پیکا سطح رشد و فرهنگ و در نشخوار علل گوارشی اهمیت دارد. خطر پزشکی و خودکشی جدا از نام تشخیص تعیین میشود.
وجود برخی علائم بهتنهایی به معنای تشخیص قطعی نیست و ارزیابی حرفهای اهمیت دارد.
برخی الگوهای خوردن و تغذیه از نظر بالینی جدیاند و ناراحتی یا اختلال قابلتوجه ایجاد میکنند، اما معیارهای کامل بیاشتهایی عصبی، پرخوری عصبی، اختلال پرخوری افراطی یا دیگر تشخیصهای اصلی این خانواده را ندارند. طبقههای باقیمانده برای ثبت همین وضعیتها هستند و نباید با «مشکل خفیف» یا «رژیم غذایی معمول» اشتباه گرفته شوند.
در این طبقه، متخصص علت مشخصِ کاملنشدن معیارهای یک اختلال نامگذاریشده را ثبت میکند. نمونههای منبع عبارتاند از:
این عنوان برای نشانههای غالب و مختلکننده همین خانواده است که معیارهای یک اختلال مشخص را کامل نمیکنند، اما متخصص دلیل دقیق آن را بیان نمیکند. ممکن است اطلاعات برای تشخیص اختصاصیتر هنوز کافی نباشد، از جمله در برخی محیطهای اورژانسی.
وزن ظاهراً معمول، مدت کوتاهتر یا فراوانی کمتر بهتنهایی نشاندهنده ایمنی یا شدت کم نیست. ارزیابی باید رفتار خوردن و جبران، انگیزه مرتبط با وزن و شکل بدن، سیر وزن و رشد، پیامدهای پزشکی، مواد و داروها و تشخیصهای افتراقی را دربر گیرد. این عناوین از روی وزن، یک رفتار منفرد یا اطلاعات آنلاین قابل تعیین نیستند.
ارزیابی شامل تاریخچهٔ غذا، پرخوری و جبران، وزن و رشد، تصویر بدن، قاعدگی، فعالیت، داروها و مکملها، مصرف مواد و خودآسیبی است. معاینه، علائم حیاتی و بر اساس وضعیت آزمایش خون و الکترولیت، عملکرد کلیه و کبد، نوار قلب و ارزیابی عوارض انجام میشود.
پرسشنامههای اختلال خوردن و ثبت وعدهها برای غربال و پیگیری مفیدند، اما شدت جسمی ممکن است با نمره یا ظاهر همخوان نباشد. نتیجه آزمون روانشناختی به تنهایی تشخیص قطعی محسوب نمیشود.
CBT اختصاصی اختلالات خوردن برای پرخوری عصبی و پرخوری افراطی بر نظم وعدهها، چرخهٔ محرومیت–پرخوری–جبران و ارزیابی افراطی وزن و شکل کار میکند. درمان بینفردی و DBT در برخی الگوهای پرخوری یا دشواری تنظیم هیجان بهکار میروند.
در نوجوانان مبتلا به بیاشتهایی، درمان خانوادهمحور جایگاه مهمی دارد و والدین به بازگرداندن تغذیه و سپس استقلال متناسب کمک میکنند. برای ARFID، پیکا و نشخوار از مواجههٔ تدریجی، آموزش رفتاری، وارونهسازی عادت و مداخلات خانواده و تغذیه متناسب با علت استفاده میشود.
دارو جای بازتوانی تغذیهای در بیاشتهایی عصبی را نمیگیرد و داروی اختصاصی قابل اتکایی برای هستهٔ آن وجود ندارد. SSRIها میتوانند در پرخوری عصبی و برخی مشکلات همراه نقش داشته باشند و داروهای منتخب برای پرخوری افراطی پس از ارزیابی پزشکی بررسی میشوند.
دارو برای افسردگی، اضطراب یا سایر اختلالهای همراه زمانی انتخاب میشود که سوءتغذیه، تداخلها و خطر قلبی در نظر گرفته شده باشد. هیچ دارویی نباید برای کاهش وزن یا جبران خوردن خودسرانه شروع یا قطع شود.
درمان اغلب به تیمی شامل روانپزشک یا روانشناس، پزشک و متخصص تغذیه نیاز دارد. بازتوانی تغذیهای، برنامهٔ منظم وعدهها، پایش قلب و الکترولیت و آموزش خانواده بخشهای اصلیاند؛ در سوءتغذیه شدید، شروع تغذیه باید از نظر سندرم بازتغذیه زیر نظر باشد.
رسیدگی به دندان، دستگاه گوارش، کمبود آهن یا سایر عوارض و تنظیم فعالیت بدنی نیز لازم است. در کودکان، هماهنگی با مدرسه و پایش رشد اهمیت ویژه دارد.
محدودیت پایدار غذا، پرخوری یا استفراغ تکراری، افت رشد، تغییر سریع وزن، خوردن مواد غیرخوراکی یا ترس شدید از غذا نیازمند ارزیابی است؛ برای مراجعه لازم نیست فرد کموزن به نظر برسد.
غش، درد قفسهٔ سینه، تپش نامنظم، ضعف شدید، کمآبی، خون در استفراغ، نخوردن یا ننوشیدن، گیجی، کاهش سریع وزن یا افکار خودکشی نیازمند مراقبت فوری پزشکی است.
سوءتغذیه، کمآبی و اختلال الکترولیت میتوانند ضربان قلب و هوشیاری را بهطور خطرناک مختل کنند و بیاشتهایی عصبی با خطر مرگ و خودکشی همراه است. در غش، درد قفسهٔ سینه، خونریزی، ناتوانی در خوردن و نوشیدن، گیجی یا قصد خودکشی فوراً ارزیابی اورژانسی بگیرید؛ بازتغذیهٔ فرد بهشدت سوءتغذیهدار نیز باید پزشکی پایش شود.
خیر. پرخوری عصبی، پرخوری افراطی و حتی محدودیت شدید میتوانند در وزنهای مختلف رخ دهند؛ رفتار، پیامد و تغییر نسبت به خط پایه مهم است.
در ARFID محدودیت معمولاً از حساسیت حسی، علاقهٔ کم یا ترس از پیامد خوردن ناشی میشود؛ در بیاشتهایی ترس از افزایش وزن و اختلال تصویر بدن محور است.
خیر. جبران میتواند روزه، ورزش افراطی یا سوءمصرف دارو هم باشد؛ الگو و فراوانی رفتارها در مصاحبه بررسی میشود.
خیر. در بارداری یا بعضی شرایط رشدی و پزشکی نیز ممکن است رخ دهد و خطر مسمومیت، انسداد، انگل یا کمبود تغذیهای باید بررسی شود.
زیرا همزمان باید الگوی خوردن و تصویر بدن، وضعیت تغذیه، قلب و الکترولیت و مشکلات روانی همراه ارزیابی و درمان شوند.
خیر. ایمنی تغذیهای مهم است، اما تغییر پایدار به برنامهٔ پزشکی، تغذیهای و رواندرمانی هماهنگ و برخورد بدون شرم نیاز دارد.
غش، گیجی، درد قفسهٔ سینه، تپش نامنظم، ضعف شدید، کمآبی، خونریزی، نخوردن و ننوشیدن یا افکار خودکشی فوریت دارند.