اختلالات اخلالگر، کنترل تکانه و سلوک با دشواری پایدار در تنظیم رفتار، هیجان یا تکانههایی شناخته میشوند که میتوانند حقوق دیگران، قواعد اجتماعی یا ایمنی را نقض کنند. اختلال نافرمانی مقابلهای، اختلال سلوک، اختلال انفجاری متناوب، جنون دزدی و جنون آتشافروزی از نمونههای اصلی این خانوادهاند.
این مشکلات فقط به معنای بدرفتاری یا ضعف اراده نیستند؛ الگوی رشد، شدت، تکرار، انگیزه و پیامد رفتار باید بررسی شود. پیامدها ممکن است خانوادگی، تحصیلی، شغلی، حقوقی یا جسمی باشند. این صفحه تفاوت الگوهای اصلی، شیوهٔ ارزیابی چندمنبعی، درمان و نشانههای خطر فوری را توضیح میدهد.

در نافرمانی مقابلهای، خلق خشمگین یا تحریکپذیر، مجادله و سرپیچی و گاه کینهتوزی محور است؛ در اختلال سلوک، نقض تکرارشوندهٔ حقوق دیگران یا هنجارها با پرخاشگری، تخریب، فریب یا تخلف جدی دیده میشود. اختلال انفجاری متناوب با فورانهای پرخاشگرانهٔ ناگهانی و نامتناسب مشخص میشود که معمولاً از پیش طراحی نشدهاند.
در جنون دزدی، فرد اشیای غیرضروری را نه برای سود مالی بلکه پس از افزایش تنش و با احساس تسکین یا لذت میدزدد؛ در جنون آتشافروزی، آتشافروزی عمدی و تکراری با کشش و اشتغال ذهنی نسبت به آتش رخ میدهد و انگیزهٔ مادی یا انتقام توضیحدهنده نیست. آمادگی زیستی، کنترل پیشپیشانی، تنظیم هیجان، یادگیری، تجربهٔ خشونت یا غفلت و محیط خانواده و همسالان میتوانند بهصورت متقابل نقش داشته باشند.
تشخیص بر پایهٔ الگوی تکرارشونده، متناسبنبودن رفتار با سن رشدی و فرهنگ، شدت آسیب و انگیزهٔ رفتار است. یک تکرویداد یا تعارض موقعیتی برای تشخیص کافی نیست. در کودکان و نوجوانان باید اطلاعات خانه، مدرسه و سایر محیطها کنار هم قرار گیرد.
افتراق با ADHD، اختلال دوقطبی، روانپریشی، اختلالات شخصیت، اوتیسم، واکنش به تروما، مصرف یا ترک مواد و بیماریهای عصبی ضروری است. دزدی برای نیاز مالی یا فشار همسالان، آتشافروزی برای انتقام یا سود، و پرخاشگری در مانیا با اختلالهای کنترل تکانه یکسان نیستند.
وجود برخی علائم بهتنهایی به معنای تشخیص قطعی نیست و ارزیابی حرفهای اهمیت دارد.
برخی مراجعان نشانههایی از خانواده اختلالات اخلالگر، کنترل تکانه و سلوک دارند که ناراحتی یا اختلال قابلتوجهی در روابط، تحصیل، کار یا دیگر حوزههای مهم ایجاد میکند، اما الگو معیارهای کامل نافرمانی مقابلهای، اختلال سلوک، اختلال انفجاری متناوب، جنون دزدی، جنون آتشافروزی یا تشخیص مشخص دیگری از این خانواده را ندارد. دو طبقه باقیمانده برای ثبت حرفهای چنین وضعیتهایی در نظر گرفته شده است.
در طبقه «معین»، متخصص دلیل مشخصِ منطبقنبودن الگو با یک تشخیص نامگذاریشده را همراه عنوان ثبت میکند. نمونهای که منبع ارائه میدهد، فورانهای رفتاری عودکننده با فراوانی ناکافی است؛ یعنی فورانها از نظر بالینی مهماند، اما تعداد یا تکرار لازم برای یک تشخیص مشخص را کامل نمیکنند. این عنوان صرفاً مترادف «بدرفتاری» یا «کنترل ضعیف» نیست و وجود اختلال بالینی باید در زمینه سن رشدی، فرهنگ، انگیزه و پیامد رفتار سنجیده شود.
این طبقه نیز برای نشانههای غالب همین خانواده است که معیارهای کامل یک اختلال مشخص را ندارند، با این تفاوت که متخصص دلیل دقیق این عدم انطباق را بیان نمیکند. منبع به موقعیتهایی اشاره میکند که اطلاعات برای تشخیص اختصاصیتر کافی نیست؛ برای مثال ممکن است ارزیابی اولیه در محیط اورژانس پیش از تکمیل شرح حال، اطلاعات خانواده یا سیر زمانی انجام شود.
«نامعین» به معنای بیاهمیتبودن رفتار یا پایینبودن خطر نیست. ارزیابی باید تکرار و شدت رفتار، برنامهریزی یا تکانشیبودن، سن و سطح رشد، زمینه خانوادگی و اجتماعی، مصرف مواد، احتمال مانیا یا روانپریشی و خطر برای خود، دیگران یا محیط را دربر گیرد. این تشخیصها فقط پس از ارزیابی حرفهای مطرح میشوند و از یک فوران خشم، تعارض یا تخلف منفرد نمیتوان آنها را نتیجه گرفت.
ارزیابی شامل شرح دقیق رویدادها، محرکها، قصد و برنامهریزی، دسترسی به سلاح یا مواد آتشزا، پیامدها، پشیمانی، سابقهٔ آسیب به خود یا دیگران و مشکلات قانونی است. در افراد کمسن، گفتوگو با والدین، معلم و خود کودک و بررسی رشد، یادگیری و محیط خانواده اهمیت دارد.
آزمایش مواد، بررسی پزشکی یا عصبی و ارزیابی شناختی فقط بر اساس نشانهها انجام میشود. پرسشنامههای رفتار و پرخاشگری برای سنجش شدت و پیگیری مفیدند، اما نتیجه آزمون روانشناختی به تنهایی تشخیص قطعی محسوب نمیشود.
درمان شناختی رفتاری (CBT) برای شناسایی محرکها، بازبینی تفسیرهای خصمانه، حل مسئله و تمرین مهار خشم به کار میرود. آموزش تنظیم هیجان، توقف پیش از عمل و برنامهٔ پیشگیری از عود برای فورانهای پرخاشگرانه یا تکانههای دزدی و آتشافروزی اهمیت دارد.
در کودکان، آموزش مدیریت والدین، درمان خانواده، مداخلات مدرسه و درمان چندسیستمی میتواند رفتار را در چند محیط تغییر دهد. برای جنون دزدی یا آتشافروزی، CBT و کنترل محرک همراه با نظارت ایمنی محور است؛ درمان بینشمدار فقط در افراد مناسب و با انگیزه نقش کمکی دارد.
هیچ داروی واحدی برای کل این خانواده وجود ندارد. پزشک ممکن است دارو را برای کاهش پرخاشگری شدید، تکانشگری یا درمان اختلال همراه مانند ADHD، افسردگی، دوقطبی یا روانپریشی در نظر بگیرد؛ انتخاب میتواند شامل برخی مهارکنندههای بازجذب سروتونین، تثبیتکنندههای خلق یا داروهای ضدروانپریشی باشد.
برای جنون دزدی شواهد محدودی دربارهٔ برخی داروها از جمله آنتاگونیستهای اپیوئیدی یا SSRIها وجود دارد و برای جنون آتشافروزی شواهد دارویی قطعی نیست. تجویز نیازمند سنجش خطر، بیماری همراه و عوارض است و این متن دستور مصرف یا تغییر دارو نیست.
برنامهٔ رفتاری روشن، تقویت رفتارهای سازگار، هماهنگی خانه و مدرسه، آموزش والدین و حمایت تحصیلی یا شغلی بخش مهم درماناند. درمان مصرف مواد، مشکلات یادگیری و مواجهه با خشونت یا غفلت باید در همان برنامه ادغام شود.
در رفتارهای پرخطر، محدودکردن ایمن دسترسی به سلاح، مواد آتشزا یا موقعیتهای تحریککننده و تدوین برنامهٔ بحران با خانواده و تیم درمان ضروری است؛ این اقدامات باید بدون تحقیر و با توجه به حقوق فرد انجام شود.
وقتی خشم، سرپیچی، تخریب، سرقت یا نقض قواعد تکرار میشود و به امنیت، تحصیل، کار یا روابط آسیب میزند، ارزیابی تخصصی لازم است. شروع زودهنگام در کودکی، شدت گرفتن رفتار، مصرف مواد یا درگیری حقوقی اهمیت مراجعه را بیشتر میکند.
تهدید معتبر، حمل سلاح، آتشافروزی، خشونت کنترلناپذیر، آزار حیوان یا انسان، یا افکار خودکشی و آسیب به خود نیازمند ارزیابی فوری ایمنی و کمک اورژانسی است.
خطر این خانواده میتواند متوجه خود فرد، دیگران یا محیط باشد. اگر فوران خشونت در جریان است، تهدید مشخص یا دسترسی به سلاح وجود دارد، آتشافروزی رخ داده یا فرد قصد خودکشی دارد، از رویارویی تنها و تحریککننده پرهیز کنید، افراد در معرض خطر را دور کنید و فوراً با خدمات اورژانسی یا ایمنی محلی تماس بگیرید.
خیر. مخالفت گهگاهی بخشی از رشد است؛ تشخیص زمانی مطرح میشود که الگو پایدار، متناسبنبودن آن با سن آشکار و اختلال آن در چند رابطه یا محیط قابلتوجه باشد.
اختلال سلوک شامل الگوی تکرارشوندهٔ تجاوز به حقوق دیگران یا هنجارهای عمده، مانند پرخاشگری، تخریب، فریب و نقض جدی قواعد است؛ یک رفتار منفرد چنین تشخیصی را ثابت نمیکند.
نه لزوماً. باید تکرار، نامتناسببودن، ناگهانیبودن و نبود انگیزهٔ حسابشده بررسی و مانیا، مواد، بیماری عصبی و سایر اختلالها کنار گذاشته شوند.
در جنون دزدی شیء معمولاً برای نیاز یا ارزش مالی دزدیده نمیشود و چرخهٔ تنش پیش از عمل و تسکین پس از آن مطرح است؛ انگیزه و زمینه در ارزیابی تعیینکننده است.
معمولاً نه. مداخلات رفتاری، خانواده و مدرسه یا محیط اجتماعی هستهٔ درماناند و دارو در صورت وجود هدف مشخص یا اختلال همراه اضافه میشود.
ایمنی مقدم است: فاصله بگیرد، افراد آسیبپذیر را دور کند، دسترسی ایمن به ابزار خطرناک را محدود کند و در تهدید قریبالوقوع از خدمات اورژانسی کمک بگیرد.