جستجو

اختلال خوردن مواد غیرخوراکی: علائم، تشخیص و مدیریت

اختلال خوردن مواد غیرخوراکی به الگوی تکرارشونده و پایدارِ خوردنِ موادی گفته می‌شود که خوراکی معمول نیستند و ارزش تغذیه‌ای ندارند. این مقاله توضیح می‌دهد که این رفتار چگونه از کنجکاوی گذرا یا دهان‌بردن طبیعیِ اوایل کودکی متمایز می‌شود و چرا در برخی افراد از نظر بالینی اهمیت پیدا می‌کند. سپس تظاهرهای رایج، پیامدهای جسمی، تشخیص بالینی بر پایهٔ ارزیابی حرفه‌ای، معیارهای DSM-5-TR، و تشخیص‌های افتراقی مهم را مرور می‌کند. در ادامه، به نقش عوامل پزشکی و رشدی، همراهی با اختلالات دیگر، و رویکردهای مدیریتی مانند ایمن‌سازی محیط، مداخلات رفتاری، آموزش خانواده و رسیدگی به عوارض جسمی می‌پردازد. تصمیم‌گیری دربارهٔ ارزیابی و درمان باید بر اساس شرایط هر فرد و با نظر متخصص انجام شود.
تصویر آموزشی درباره برای معرفی علائم، تشخیص و درمان این اختلال.
فهرست مطالب

اختلال خوردن مواد غیرخوراکی، که در منابع انگلیسی Pica نامیده می‌شود، به الگویی از خوردنِ مکرر و پایدارِ موادی گفته می‌شود که خوراکی معمول نیستند و ارزش تغذیه‌ای متعارف ندارند. از نظر بالینی، موضوع فقط «کنجکاوی» یا یک رفتار گذرا نیست؛ بلکه رفتاری است که از حد انتظار برای سن و موقعیت فرد فراتر می‌رود و به اندازه‌ای مهم می‌شود که نیاز به توجه حرفه‌ای پیدا می‌کند.

برای فهم هستهٔ این تشخیص، می‌توان به ۳ مؤلفهٔ اصلی توجه کرد: اول، فرد به‌طور تکرارشونده مواد غیرخوراکی را می‌خورد، نه این‌که فقط یک‌بار یا به‌ندرت چیزی نامعمول را امتحان کرده باشد. دوم، این رفتار با مرحلهٔ رشدی و سن فرد همخوان نیست؛ یعنی چیزی فراتر از رفتارهای طبیعی اوایل کودکی است. سوم، این الگو بخشی از یک رسم فرهنگی یا اجتماعی پذیرفته‌شده نیست و اگر هم در کنار یک اختلال دیگر دیده شود، آن‌قدر برجسته است که باید جداگانه مورد توجه بالینی قرار گیرد.

اهمیت اختلال خوردن مواد غیرخوراکی فقط به خودِ رفتار محدود نمی‌شود. این وضعیت می‌تواند بر سلامت جسمی، تغذیه، بهداشت، عملکرد روزمره و آرامش خانواده اثر بگذارد و گاهی باعث شود ارزیابی بالینی دقیق‌تری برای فهم زمینهٔ روان‌پزشکی یا رشدی فرد لازم شود. به همین دلیل، در ادامهٔ مقاله معمولاً دو موضوع مهم بررسی می‌شود: این‌که این رفتار چگونه در عمل شناسایی و ارزیابی می‌شود، و چه رویکردهایی برای کمک به فرد مبتلا به‌کار می‌رود.

علائم و تظاهر بالینی اختلال خوردن مواد غیرخوراکی

اینفوگرافیک علائم اختلال خوردن مواد غیرخوراکی شامل نشانه های هیجانی، فکری، جسمی و رفتاری.

الگوی اصلی بروز اختلال

در این اختلال، فرد به‌طور مکرر و پایدار مواد غیرخوراکی و بدون ارزش تغذیه‌ای را می‌خورد. این مواد می‌توانند بسته به سن، محیط و در دسترس بودن متفاوت باشند؛ برای نمونه ممکن است شامل خاک، گچ، کاغذ، صابون، مو، پارچه، سنگ‌ریزه، زغال، خاکستر، نشاسته، یخ یا رنگ باشند.

این الگو فراتر از کنجکاوی گذرای کودکان خردسال یا تماس دهانی معمول با اشیا در سال‌های اولیه زندگی است و به شکلی دیده می‌شود که از نظر رشدی نامتناسب یا از نظر بالینی مهم است.

نشانه‌های رفتاری و زمینهٔ بروز

در بسیاری از افراد، رفتار خوردن مادهٔ غیرخوراکی ممکن است به‌صورت پنهانی، تکرارشونده یا وابسته به موقعیت‌های خاص دیده شود. گاهی خانواده یا مراقبان از مشاهدهٔ مستقیم این رفتار، پیدا شدن مواد در دهان یا وسایل شخصی، یا کم شدن غیرعادی بعضی مواد در محیط متوجه آن می‌شوند.

برخلاف بعضی دیگر از اختلالات خوردن، معمولاً بیزاری کلی از غذا در مرکز تابلوی بالینی نیست. به بیان دیگر، فرد ممکن است هم غذای معمول را بخورد و هم در کنار آن به خوردن مواد غیرخوراکی روی بیاورد.

تفاوت در سن و شرایط همراه

ظاهر اختلال می‌تواند با سن و مرحلهٔ رشد فرق کند. نوع مادهٔ خورده‌شده اغلب با آنچه در محیط فرد در دسترس است تغییر می‌کند. در کودکان، توجه به این نکته مهم است که این رفتار باید از رفتارهای طبیعی سنین خیلی پایین متمایز شود.

در برخی افراد، این الگو ممکن است همراه با اختلالات دیگری مانند ناتوانی ذهنی، اختلال طیف اوتیسم یا برخی اختلالات روان‌پزشکی دیده شود. در این شرایط، تظاهر بالینی می‌تواند پیچیده‌تر باشد و رفتار خوردن مواد غیرخوراکی در کنار دشواری‌های ارتباطی، شناختی یا رفتاری دیگر دیده شود.

پیامدهای جسمی و اثر بر عملکرد

گاهی این اختلال نه با شکایت مستقیم دربارهٔ خودِ رفتار، بلکه با پیامدهای جسمی آن جلب توجه می‌کند. بسته به نوع مادهٔ مصرف‌شده، ممکن است مشکلاتی مانند ناراحتی‌های گوارشی، یبوست یا انسداد روده، آسیب یا سوراخ‌شدگی دستگاه گوارش، عفونت‌ها، یا مسمومیت ایجاد شود.

این الگو می‌تواند باعث اختلال در عملکرد روزمره نیز بشود؛ برای مثال:

  • نیاز به مراقبت و نظارت بیشتر در خانه، مدرسه یا محل زندگی
  • تنش یا نگرانی در خانواده و مراقبان
  • اختلال در مشارکت عادی در فعالیت‌های روزانه به‌دلیل پیامدهای جسمی یا تکرار رفتار
  • مشکلات اجتماعی، شرم یا پنهان‌کاری در برخی افراد

الگوی بروز این اختلال در همهٔ افراد یکسان نیست. تشخیص قطعی فقط با ارزیابی بالینی توسط متخصص سلامت روان انجام می‌شود.

تشخیص اختلال خوردن مواد غیرخوراکی چگونه انجام می‌شود؟

تشخیص بر چه اساسی گذاشته می‌شود؟

تشخیص اختلال خوردن مواد غیرخوراکی با یک ارزیابی بالینی توسط روان‌پزشک یا روان‌شناسِ آشنا با اختلالات خوردن و رشد انجام می‌شود، نه صرفاً با دیدن یک رفتار یا خواندن یک فهرست علائم. در این ارزیابی معمولاً دربارهٔ چه ماده‌ای خورده می‌شود، از چه زمانی این رفتار شروع شده، هر چند وقت رخ می‌دهد، در چه موقعیت‌هایی بیشتر دیده می‌شود، و آیا باعث آسیب جسمی، ناراحتی یا اختلال در عملکرد شده است یا نه پرسش می‌شود.

در کودکان، افراد دارای ناتوانی‌های رشدی، یا افرادی که شرح‌حال دقیقی نمی‌دهند، اطلاعات خانواده، مراقبان، معلمان یا پروندهٔ پزشکی می‌تواند برای روشن شدن الگوی رفتار بسیار مهم باشد. همچنین باید سن و سطح رشدی فرد در نظر گرفته شود، چون در نوزادی و اوایل کودکی گذاشتن اشیا در دهان می‌تواند بخشی از رشد طبیعی باشد. برای تشخیص این اختلال معمولاً سن کمتر از ۲ سال مناسب در نظر گرفته نمی‌شود، چون باید این رفتار از دهان‌گیری طبیعی دوران شیرخوارگی تفکیک شود.

معیارهای تشخیصی DSM-5-TR

برای مطرح شدن تشخیص، همهٔ شرایط اصلی زیر باید در ارزیابی حرفه‌ای بررسی و احراز شوند:

  1. خوردن مداوم مواد غیرخوراکی و بی‌ارزش از نظر تغذیه‌ای به مدت حداقل ۱ ماه. منظور موادی است که غذا محسوب نمی‌شوند و ارزش تغذیه‌ای معمول ندارند؛ مانند خاک، کاغذ، صابون، مو، گچ یا موارد مشابه.
  2. این رفتار باید با سطح رشدی فرد نامتناسب باشد. یعنی رفتاری نباشد که در آن مرحلهٔ رشدی انتظار می‌رود.
  3. این رفتار نباید بخشی از یک رسم فرهنگیِ پذیرفته‌شده یا عادت اجتماعیِ معمول باشد.
  4. اگر این رفتار در زمینهٔ یک اختلال روان‌پزشکی دیگر یا یک وضعیت پزشکی رخ می‌دهد، از جمله در بارداری، باید آن‌قدر برجسته و مهم باشد که نیازمند توجه بالینی جداگانه باشد.

در DSM-5-TR برای این اختلال مشخص‌کنندهٔ «در بهبود» هم وجود دارد؛ یعنی فرد قبلاً معیارهای کامل را داشته، اما مدتی پایدار است که دیگر معیارهای کامل را برآورده نمی‌کند.

نکاتی که در تفسیر معیارها اهمیت دارند

وجود یک بار خوردنِ اتفاقیِ یک مادهٔ غیرخوراکی برای تشخیص کافی نیست. نکتهٔ اصلی، تداوم رفتار در طول دست‌کم یک ماه و نامتناسب بودن آن با سن و بافت فرهنگی است. علاوه بر این، تشخیص فقط به خودِ ماده محدود نمی‌شود؛ پزشک یا درمانگر باید بسنجد آیا این رفتار واقعاً نیازمند مداخلهٔ بالینی است یا نه.

اگر این رفتار همراه با ناتوانی ذهنی، اوتیسم، اسکیزوفرنی یا یک بیماری جسمی دیده شود، آن وضعیت‌ها به‌خودی‌خود تشخیص اختلال خوردن مواد غیرخوراکی را رد نمی‌کنند. اما در چنین مواردی باید روشن شود که خوردن مواد غیرخوراکی آن‌قدر شدید، پایدار یا پرخطر هست که توجه درمانیِ جداگانه لازم داشته باشد.

همچنین تشخیص به این معنا نیست که فرد به‌طور کلی از غذا بدش می‌آید؛ در این اختلال معمولاً بیزاری فراگیر از غذا ویژگی اصلی نیست. از طرف دیگر، صرفِ خوردن محصولاتی که ارزش تغذیه‌ای اندکی دارند، لزوماً در این تشخیص قرار نمی‌گیرد، چون معیار اصلی دربارهٔ مواد غیرخوراکی است.

چه بررسی‌های پزشکی و تکمیلی ممکن است لازم باشد؟

از آنجا که این رفتار می‌تواند با عوارض جسمی همراه باشد، ارزیابی تشخیصی فقط روان‌شناختی نیست و گاهی به بررسی پزشکی هم نیاز دارد. بسته به مادهٔ خورده‌شده و علائم فرد، ممکن است پزشک برای یافتن انسداد گوارشی از تصویربرداری‌هایی مانند رادیوگرافی سادهٔ شکم، سونوگرافی یا روش‌های تصویربرداری دیگر استفاده کند. همچنین آزمایش خون و دیگر آزمایش‌های آزمایشگاهی ممکن است برای بررسی مسمومیت یا عفونت درخواست شوند.

این بررسی‌ها خودشان تشخیص روان‌پزشکی را ثابت یا رد نمی‌کنند، اما برای شناسایی عوارض، سنجش خطر، و کنار گذاشتن توضیح‌های پزشکی مهم هستند. در عمل، تشخیص قابل اعتماد زمانی به دست می‌آید که شرح‌حال، مشاهدهٔ بالینی، اطلاعات اطرافیان و ارزیابی پزشکی کنار هم تفسیر شوند.

چرا خودتشخیصی کافی نیست؟

چون تشخیص این اختلال به مدت، تکرار، سطح رشدی، زمینهٔ فرهنگی، شدت، و وجود یا نبودِ توضیح‌های دیگر وابسته است، یک مقالهٔ اینترنتی یا پرسش‌نامهٔ ساده نمی‌تواند به‌تنهایی تشخیص را قطعی کند یا رد کند. اگر این رفتار تکرارشونده است، در کودک پس از سن مناسب رشد دیده می‌شود، یا با خطرهایی مانند دل‌درد، یبوست، مسمومیت، عفونت یا آسیب دندانی همراه شده است، ارزیابی حرفه‌ای اهمیت ویژه دارد.

چه وضعیت‌هایی ممکن است با اختلال خوردن مواد غیرخوراکی اشتباه شوند؟

اینفوگرافیک تشخیص افتراقی اختلال خوردن مواد غیرخوراکی و وضعیتهایی که ممکن است علائم مشابه ایجاد کنند.

تجربه‌های طبیعی یا وابسته به زمینه

  • دهان‌بردن طبیعی در اوایل کودکی: در نوزادان و کودکان خیلی کم‌سن، گذاشتن اشیا در دهان می‌تواند بخشی از رشد طبیعی باشد. تفاوت مهم معمولاً در سن، تداوم رفتار و این است که آیا رفتار از حد انتظار رشدی فراتر رفته است یا نه.
  • رفتارها یا رسم‌های فرهنگی: در بعضی زمینه‌های فرهنگی یا اجتماعی، مصرف برخی مواد غیرمعمول ممکن است معنای سنتی یا پذیرفته‌شده داشته باشد. اگر این رفتار در همان بافت، هنجاری و مورد حمایت فرهنگ باشد، لزوماً اختلال خوردن مواد غیرخوراکی محسوب نمی‌شود.

اختلالات عصبی‌رشدی و روان‌پزشکی

  • اوتیسم و ناتوانی ذهنی: خوردن مواد غیرخوراکی ممکن است در این وضعیت‌ها هم دیده شود. تفاوت مهم این است که آیا این رفتار فقط بخشی از الگوی کلی مشکلات رشدی است یا به‌صورت یک مشکل پایدار و برجسته، توجه بالینی جداگانه می‌خواهد. وجود این اختلالات، اختلال خوردن مواد غیرخوراکی را لزوماً رد نمی‌کند و این دو می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند.
  • اسکیزوفرنی و دیگر حالت‌های روان‌پریشانه: گاهی خوردن مواد غیرخوراکی در بستر یک اختلال روان‌پریشانه دیده می‌شود. در این موارد، تفاوت اصلی معمولاً در این است که رفتار تا چه حد به دورهٔ بیماری روان‌پریشانه و علائم گسترده‌تر آن وابسته است.
  • بی‌اشتهایی عصبی: بعضی افراد ممکن است مواد غیرخوراکی را برای کم‌کردن اشتها یا کنترل وزن مصرف کنند. در این حالت، تمایز مهم این است که آیا انگیزهٔ اصلی، کنترل وزن و شکل بدن است یا خودِ خوردن مادهٔ غیرخوراکی به‌عنوان یک الگوی جداگانه مطرح است.

رفتارهای عمدی با انگیزه‌ای متفاوت

  • اختلال ساختگی: بعضی افراد ممکن است عمداً جسم خارجی ببلعند تا نشانه‌های بیماری جسمی ایجاد یا وانمود شود. تفاوت مهم در اینجا، عمدی‌بودن رفتار برای ایجاد نقش بیمار یا القای بیماری است، نه الگوی معمول اختلال خوردن مواد غیرخوراکی.
  • خودآسیب‌رسانی بدون قصد خودکشی و برخی الگوهای شخصیتی: بلعیدن اشیای خطرناک ممکن است گاهی به‌عنوان نوعی خودآسیب‌رسانی رخ دهد. تمایز مهم معمولاً در کارکرد رفتار است: در خودآسیب‌رسانی، هدف بیشتر آسیب‌زدن، تخلیهٔ تنش یا واکنش به فشار روانی است، نه خوردن مواد غیرخوراکی به معنای رایج این اختلال.

تشخیص افتراقی اختلال خوردن مواد غیرخوراکی یک فرایند بالینی تخصصی است و برای تشخیص درست، معمولاً باید سن، زمینهٔ فرهنگی، مسیر علائم، انگیزهٔ رفتار و گاهی وضعیت جسمی فرد با هم بررسی شوند.

مدیریت و درمان اختلال خوردن مواد غیرخوراکی

هدف درمان و تنظیم طرح مراقبت

هدف اصلی در اختلال خوردن مواد غیرخوراکی این است که خوردن مواد غیرخوراکی متوقف یا به‌طور معنی‌دار کم شود، آسیب جسمی پیشگیری شود، علت‌ها و عوامل نگه‌دارنده شناسایی شوند و عملکرد روزمره فرد بهتر شود. برنامهٔ درمانی برای همه یکسان نیست و به سن، نوع ماده‌ای که خورده می‌شود، دفعات و شدت رفتار، خطر مسمومیت یا آسیب گوارشی، وضعیت تغذیه، اختلالات همراه، توانایی‌های ارتباطی و شرایط خانه یا مدرسه بستگی دارد.

در عمل، درمان معمولاً از دو مسیر هم‌زمان پیش می‌رود: کاهش خطر و درمان عوارض جسمی و مداخله برای خودِ رفتار پیکا. اگر رفتار در زمینهٔ اختلالات همراهی مانند ناتوانی ذهنی، اختلال طیف اوتیسم یا اختلالات دیگر دیده شود، لازم است هم برای خودِ اختلال خوردن مواد غیرخوراکی برنامه‌ریزی شود و هم اختلال همراه جداگانه ارزیابی و درمان شود.

رسیدگی به علت‌های پزشکی و عوارض جسمی

درمان مؤثر بدون ارزیابی پزشکی کامل ناقص است. بسته به نوع موادی که خورده شده‌اند، پزشک ممکن است از نظر کمبود آهن، کمبود روی، یبوست، انسداد یا آسیب دستگاه گوارش، مشکلات دندانی، عفونت‌ها، مسمومیت با فلزات مانند سرب، و سایر عوارض بررسی انجام دهد. اگر کمبود تغذیه‌ای یا مشکل جسمی مشخصی پیدا شود، درمان آن بخش مهمی از برنامه است؛ چون در بعضی افراد با اصلاح کمبودها یا درمان عوارض، رفتار نیز کمتر می‌شود.

میزان فوریت مراقبت نیز به نوع ماده بستگی دارد. خوردن رنگ، خاک آلوده، اشیای تیز، باتری، فلز، مو یا حجم زیاد از مواد غیرخوراکی اهمیت بیشتری دارد و ممکن است نیاز به بررسی و مراقبت نزدیک‌تر داشته باشد. در بعضی موارد، پیش از آنکه رفتار را فقط به یک اختلال روان‌پزشکی نسبت دهیم، باید درد، بیماری جسمی، مشکلات خواب، دشواری ارتباط، استرس محیطی و عوارض دارویی هم بررسی شوند؛ چون این عوامل می‌توانند رفتار را تشدید کنند.

مداخلات رفتاری و روان‌شناختی

در بسیاری از افراد، به‌ویژه کودکان و افرادی که اختلالات رشدی ـ عصبی همراه دارند، مداخلات رفتاری هستهٔ اصلی درمان هستند. این مداخلات معمولاً پس از بررسی این موضوع طراحی می‌شوند که رفتار در چه موقعیت‌هایی رخ می‌دهد، چه چیزی آن را شروع می‌کند و چه پیامدهایی باعث تداوم آن می‌شوند.

نمونه‌هایی از رویکردهای رفتاری که ممکن است در یک برنامهٔ تخصصی به‌کار روند عبارت‌اند از:

  • تغییر محیط: دور کردن یا محدود کردن دسترسی به مواد خطرناک، ایمن‌سازی خانه یا کلاس، و فراهم کردن نظارت متناسب با خطر.
  • تقویت رفتارهای جایگزین: تشویق و پاداش‌دادن به رفتارهای ایمن، بازی مناسب، استفادهٔ درست از وسایل، یا درخواست‌کردن خوراکی و کمک.
  • آموزش مهارت: کمک به فرد برای بیان گرسنگی، نیاز حسی، اضطراب یا ناراحتی از راه‌های ایمن‌تر، به‌خصوص وقتی توانایی کلامی محدود است.
  • غنی‌سازی محیط: افزایش فعالیت‌های ساختارمند، درگیری حسی ـ حرکتی مناسب، و کاهش بی‌حوصلگی یا بی‌هدفی که گاهی رفتار را بیشتر می‌کند.
  • پاسخ‌دهی یکسان مراقبان: هماهنگی بین خانه، مدرسه و درمانگران تا واکنش‌ها به رفتار متناقض نباشد.

درمانگر ممکن است از اصول رفتاردرمانی برای کاهش محرک‌ها و تقویت جایگزین‌های ایمن استفاده کند. در برخی افراد، به‌ویژه وقتی اضطراب، وسواس‌گونه‌بودن رفتار، تنش یا مشکلات تنظیم هیجان وجود دارد، مداخلات روان‌شناختی حمایتی و آموزش مهارت‌های مقابله‌ای هم می‌توانند مفید باشند. با این حال، نوع روان‌درمانی باید با سطح رشد، توانایی شناختی و زبان فرد هماهنگ شود. رویکردهای تنبیهی، تحقیرآمیز یا صرفاً محدودکننده درمان مناسب محسوب نمی‌شوند.

نقش خانواده، مدرسه و درمان اختلالات همراه

آموزش خانواده و مراقبان بخش بسیار مهمی از مدیریت اختلال خوردن مواد غیرخوراکی است. خانواده باید بدانند که این رفتار صرفاً «لجبازی» یا «عادت بد» نیست و برخورد مؤثر معمولاً به مشاهدهٔ دقیق الگوهای رفتار، کاهش دسترسی به مواد خطرناک و پاسخ ثابت و آرام نیاز دارد. در کودکان، همکاری با مدرسه یا مهدکودک هم مهم است تا نظارت، آموزش و واکنش‌ها یکپارچه باشند.

اگر فرد دچار اختلالات همراه باشد، درمان آن‌ها می‌تواند به کاهش رفتار کمک کند، اما جای درمان اختصاصی پیکا را نمی‌گیرد. برای مثال، اگر مشکلات ارتباطی، ناتوانی ذهنی، اختلال طیف اوتیسم، روان‌پریشی، اضطراب یا مشکل خواب وجود داشته باشد، هرکدام باید جداگانه ارزیابی شوند. گاهی با بهترشدن ارتباط، تنظیم هیجان، خواب یا وضعیت روان‌پزشکی، فراوانی رفتار هم کمتر می‌شود.

درمان دارویی معمولاً درمان اصلی خودِ اختلال خوردن مواد غیرخوراکی نیست. دارو ممکن است فقط در بعضی افراد و برای درمان اختلالات همراه یا علائمی که به تداوم مشکل دامن می‌زنند در نظر گرفته شود. بنابراین نباید تصور کرد که برای همهٔ افراد مبتلا یک داروی مشخص وجود دارد یا همه به درمان دارویی نیاز دارند.

پایش، بازبینی و تنظیم مداوم برنامه

پیگیری منظم برای سنجش پیشرفت ضروری است. در این پیگیری‌ها معمولاً چند موضوع بررسی می‌شود:

  • آیا دفعات خوردن مواد غیرخوراکی کمتر شده است یا نه.
  • چه مواد و در چه موقعیت‌هایی هنوز مشکل‌ساز هستند.
  • آیا خطرات جسمی جدیدی ایجاد شده است.
  • خانواده یا مدرسه تا چه حد می‌توانند برنامه را اجرا کنند.
  • آیا نیازهای حمایتی، سطح نظارت یا اهداف درمان تغییر کرده‌اند.

اگر یک مداخله کافی نباشد، معمولاً برنامه بازبینی می‌شود: شاید لازم باشد ارزیابی پزشکی دوباره انجام شود، محرک‌های محیطی دقیق‌تر شناسایی شوند، آموزش مراقبان بیشتر شود یا درمان اختلالات همراه تقویت شود. در موارد شدید یا وقتی خطر بلع مواد بسیار آسیب‌زا وجود دارد، ممکن است برای مدتی به سطح بالاتری از مراقبت نیاز باشد.

بهبود در اختلال خوردن مواد غیرخوراکی اغلب تدریجی است، اما با ارزیابی دقیق، رسیدگی به مشکلات جسمی، مداخلات رفتاری متناسب و پیگیری منظم، در بسیاری از افراد می‌توان خطر را کم کرد، دفعات رفتار را کاهش داد و مشارکت ایمن‌تر در خانه، مدرسه و زندگی روزمره را افزایش داد.

سیر اختلال خوردن مواد غیرخوراکی و پیش‌آگهی آن

الگوی شروع و روند کلی

شروع اختلال خوردن مواد غیرخوراکی می‌تواند در کودکی، نوجوانی یا بزرگسالی باشد، اما آغاز آن در کودکی بیشتر گزارش می‌شود. این اختلال گاهی در کودکانی دیده می‌شود که رشد کلی آن‌ها در محدودهٔ معمول است، اما در بزرگسالی بیشتر در کنار ناتوانی ذهنی یا سایر اختلالات روان‌پزشکی مطرح می‌شود.

سیر این اختلال در همهٔ افراد یکسان نیست. در بعضی افراد رفتار خوردن مواد غیرخوراکی محدودتر و کوتاه‌تر است، اما در برخی دیگر می‌تواند طول‌کشیده و پایدار شود. بنابراین، زمان شناخته‌شدن مشکل یا زمان تشخیص لزوماً همان زمان شروع آن نیست؛ ممکن است این رفتار مدتی ادامه داشته باشد و بعد به ارزیابی بالینی برسد.

پیش‌آگهی و پیامدهای بلندمدت

پیش‌آگهی اختلال خوردن مواد غیرخوراکی فقط به خودِ رفتار وابسته نیست، بلکه به نوع مادهٔ خورده‌شده، مقدار و تکرار آن و پیامدهای جسمی نیز بستگی دارد. این اختلال می‌تواند سیر طولانی پیدا کند و در بعضی موارد به عوارض جدی پزشکی منجر شود؛ از جمله انسداد روده، مسمومیت یا کاهش شدید وزن. در مواردی که مواد بسیار خطرناک خورده می‌شوند، عارضه‌ها حتی می‌توانند تهدیدکنندهٔ حیات باشند.

به همین دلیل، در این اختلال «بهترشدن» فقط به معنای کمترشدن رفتار نیست. بخش مهمی از چشم‌انداز بیماری به این مربوط است که آیا فرد از نظر جسمی دچار آسیب شده است یا نه، آیا محیط زندگی ایمن‌تر شده است، و آیا عملکرد روزمره و مشارکت او در خانه، آموزش یا کار بهتر شده است یا نه.

عوامل مؤثر بر پیش‌آگهی

برخی عوامل با خطر بیشترِ تداوم یا پیچیده‌تر شدن سیر اختلال خوردن مواد غیرخوراکی همراه هستند:

  • غفلت و کمبود نظارت: وقتی محیط زندگی ایمنی کافی نداشته باشد یا بزرگسالان نتوانند به‌خوبی رفتار را زیر نظر بگیرند، احتمال ادامه‌یافتن مشکل و بروز عوارض بیشتر می‌شود.
  • تأخیر رشدی: وجود تأخیر رشدی می‌تواند شناسایی زودهنگام مشکل، آموزش جایگزین‌های مناسب و کاهش رفتار را دشوارتر کند؛ بنابراین سیر اختلال ممکن است نیازمند پیگیری طولانی‌تری باشد.
  • همراهی با ناتوانی ذهنی یا سایر اختلالات روان‌پزشکی: به‌ویژه در بزرگسالان، وقتی اختلال خوردن مواد غیرخوراکی در کنار مشکلات دیگر دیده می‌شود، معمولاً ارزیابی و حمایت باید گسترده‌تر باشد و چشم‌انداز فرد بیشتر به شرایط همراه او وابسته می‌شود.

در مجموع، سیر اختلال خوردن مواد غیرخوراکی بسیار فردبه‌فرد است. بعضی افراد با شناسایی مناسب، ایمن‌سازی محیط و پیگیری بالینی دچار کاهش قابل‌توجه مشکل و عوارض می‌شوند، اما در برخی دیگر اختلال می‌تواند پایدارتر یا از نظر پزشکی پرخطرتر باشد. مراقبت مناسب و پیگیری منظم می‌تواند احتمال آسیب‌های جسمی و اختلال در عملکرد را کمتر کند، هرچند نتیجهٔ نهایی در همهٔ افراد یکسان نیست.

چه علائمی در اختلال خوردن مواد غیرخوراکی نیاز به اقدام فوری دارند؟

اینفوگرافیک علائم هشدار فوری در اختلال خوردن مواد غیرخوراکی شامل نشانههایی که نیاز به کمک تخصصی فوری دارند.
در اختلال خوردن مواد غیرخوراکی خودِ میل به خوردن مادهٔ غیرخوراکی همیشه به معنی وضعیت اورژانسی نیست؛ اما این اختلال گاهی تازه وقتی جلب توجه می‌کند که عارضهٔ پزشکی خطرناک ایجاد شده باشد، مثل انسداد روده، سوراخ‌شدن روده، عفونت، یا مسمومیت.

مواردی که می‌توانند اورژانسی باشند

  • نشانه‌های انسداد یا آسیب روده: اگر بعد از خوردن مادهٔ غیرخوراکی درد شکم شدید یا رو به بدتر شدن، استفراغ مکرر، ورم واضح شکم، یا ناتوانی در دفع ایجاد شود، باید این احتمال را جدی گرفت که جسم بلعیده‌شده باعث مشکل مکانیکی روده، انسداد، یا حتی سوراخ‌شدن شده باشد. این وضعیت‌ها نیاز به ارزیابی فوری پزشکی دارند.
  • احتمال مسمومیت: خوردن موادی مثل رنگ حاوی سرب یا مواد آلوده می‌تواند باعث مسمومیت شود. اگر پس از بلع مادهٔ غیرخوراکی فرد ناگهان بدحال شد، گیج شد، خواب‌آلودگی غیرعادی پیدا کرد، استفراغ کرد، یا درد شکم پیدا کرد، باید مسمومیت را مطرح کرد و فوراً کمک گرفت. منبع DSM-5-TR به‌طور مشخص به مسمومیت با سرب در پیکا اشاره می‌کند.

در صورت وجود خطر فوری، اگر در ایران هستید با اورژانس پزشکی ۱۱۵ تماس بگیرید؛ در سایر کشورها با شمارهٔ اورژانس محل زندگی خود تماس بگیرید یا فوراً به نزدیک‌ترین اورژانس بیمارستان مراجعه کنید.

مواردی که باید همان روز ارزیابی شوند

  • تب، بی‌حالی، اسهال، استفراغ، یا علائم عفونت پس از خوردن خاک، مدفوع، یا مواد آلوده: در این اختلال، بعضی عفونت‌ها می‌توانند از راه بلع این مواد منتقل شوند. اگر بعد از چنین رفتاری علائم بیماری جسمی ظاهر شود، ارزیابی همان روز مهم است.
  • خوردن مکرر مواد غیرخوراکی همراه با بدتر شدن وضعیت جسمی: اگر فرد در مدت کوتاه چند بار مادهٔ غیرخوراکی خورده و بعد از آن درد، تهوع، بی‌حالی، یا کاهش خوردن و آشامیدن پیدا کرده است، نباید آن را فقط به «رفتار ناشی از اختلال» نسبت داد؛ ممکن است یک مشکل گوارشی، عفونت، یا مسمومیت در جریان باشد.

نکتهٔ مهم برای خانواده و مراقبان

  • اگر فرد توانایی کمی برای توضیح علائم خود دارد، تغییر ناگهانی از وضعیت معمول اهمیت زیادی دارد؛ مثلاً بی‌قراری تازه، جمع‌کردن بدن از درد، کاهش پاسخ‌دهی، امتناع از خوردن و آشامیدن، یا خواب‌آلودگی غیرمعمول بعد از خوردن مادهٔ غیرخوراکی. در این شرایط، ارزیابی فوری یا همان‌روز می‌تواند از عارضهٔ جدی پیشگیری کند.
  • کمک فوری گرفتن در این موقعیت‌ها اقدامی برای حفظ ایمنی است، نه نشانهٔ ضعف یا ناتوانی خانواده.

علت‌ها و عوامل خطر اختلال خوردن مواد غیرخوراکی

اینفوگرافیک علتها و عوامل خطر اختلال خوردن مواد غیرخوراکی بر اساس مدل زیستی، روانی و اجتماعی.

علت دقیق معمولاً یک عامل واحد نیست

در بیشتر موارد، اختلال خوردن مواد غیرخوراکی علت واحد و قطعیِ شناخته‌شده‌ای ندارد و معمولاً نتیجهٔ چند عامل زیستی، رشدی و محیطی است. این الگو می‌تواند از کودکی تا بزرگسالی دیده شود. شروع آن در کودکی شایع‌تر گزارش شده است، اما در بزرگسالان بیشتر در زمینهٔ ناتوانی ذهنی یا برخی اختلالات روانی دیگر دیده می‌شود. همچنین این اختلال می‌تواند در کودکانی که از نظر رشد کلی طبیعی به نظر می‌رسند هم رخ دهد.

وجود نداشتن یک عامل خطرِ مشخص هم این اختلال را رد نمی‌کند؛ همان‌طور که وجود یک عامل خطر به‌تنهایی به معنی بروز حتمی آن نیست.

آسیب‌پذیری‌های رشدی و عصبی‌تحولی

برخی شرایط رشدی می‌توانند احتمال بروز این اختلال را بیشتر کنند. مهم‌ترین موردی که به‌خوبی شناخته شده، تأخیر رشدی است؛ این عامل در منابع تشخیصی به‌عنوان یکی از عوامل خطر مطرح شده است.

در عمل بالینی، این رفتار بیشتر در افرادی دیده می‌شود که در تشخیص خوراکی و غیرخوراکی، کنترل تکانه، درک خطر، یا بیان نیازهای خود دشواری دارند. به همین دلیل، در بعضی افرادِ دارای ناتوانی‌های عصبی‌رشدی، خوردن مواد غیرخوراکی می‌تواند با کنجکاوی حسی، رفتارهای تکراری، یا دشواری در خودتنظیمی همراه باشد. این موضوع به معنی «علت قطعی» بودن این شرایط نیست، بلکه نشان می‌دهد زمینهٔ رشدی بعضی افراد می‌تواند آسیب‌پذیری را بیشتر کند.

عوامل محیطی و مراقبتی

در میان عوامل محیطی، غفلت و نبود نظارت کافی از عواملی هستند که می‌توانند خطر این اختلال را افزایش دهند.

مهم است این نکته بدون سرزنش فهمیده شود: مطرح شدن این عوامل به این معنا نیست که خانواده یا مراقب «مقصر» هستند. گاهی فشارهای شدید زندگی، محدودیت منابع، ناآگاهی از خطر، یا نیازهای پیچیدهٔ کودک باعث می‌شود نظارت مؤثر دشوارتر شود. در بعضی موارد نیز دسترسی آسان و تکراری به مواد غیرخوراکی در خانه، مدرسه، یا محیط زندگی می‌تواند رفتار را تثبیت کند.

عوامل پزشکی و تغذیه‌ایِ همراه

کمبودهای تغذیه‌ای، به‌ویژه کمبود آهن و گاهی کمبود روی، با پیکا ارتباط دارند؛ اما این رابطه همیشه ساده و یک‌طرفه نیست. در برخی افراد، این کمبودها ممکن است به افزایش میل به خوردن مواد غیرخوراکی کمک کنند، و در برخی دیگر خودِ پیکا می‌تواند وضعیت تغذیه‌ای را بدتر کند. به همین دلیل، این کمبودها را نباید در همهٔ موارد «علت قطعی» دانست، اما بررسی آن‌ها از نظر بالینی مهم است.

پیکا در بارداری نیز ممکن است دیده شود. در این دوره، تغییرات بدنی، نیازهای تغذیه‌ای، و گاهی کمبود آهن می‌توانند نقش داشته باشند. با این حال، هر میل غذایی غیرمعمول در بارداری به معنی این اختلال نیست؛ آنچه اهمیت دارد تکرارِ خوردن مواد واقعاً غیرخوراکی و پیامدهای احتمالی آن است.

عوامل روان‌شناختی و تداوم‌بخش

در بعضی افراد، خوردن مواد غیرخوراکی ممکن است با کاهش موقت تنش، آرام‌سازی حسی، یا عادت رفتاری همراه شود. در این حالت، آنچه ابتدا به هر دلیلی شروع شده، ممکن است به‌مرور با تکرار و تقویت شدن ادامه پیدا کند. برای مثال:

  • اگر با انجام این رفتار، بی‌قراری یا تنش فرد موقتاً کمتر شود، رفتار می‌تواند تداوم پیدا کند.
  • اگر بافت، بو، مزه، یا حس دهانیِ بعضی مواد برای فرد جاذبهٔ حسی داشته باشد، این تجربه می‌تواند نقش تداوم‌بخش پیدا کند.
  • اگر محیط به‌طور ناخواسته فرصت تکرار رفتار را فراهم کند، خاموش شدن آن دشوارتر می‌شود.

این عوامل را باید عامل تداوم‌بخش دانست، نه لزوماً علت آغاز اختلال.

اختلالات و شرایط همراه

اختلال خوردن مواد غیرخوراکی می‌تواند در کنار برخی اختلالات روانی یا رشدی دیده شود، و در بزرگسالان این همراهی بیشتر به چشم می‌خورد. همراهیِ یک اختلال دیگر با پیکا به این معنی نیست که آن اختلال حتماً سبب پیکا شده است؛ اما وجود آن می‌تواند ارزیابی علت‌های زمینه‌ای، شدت خطر، و نیازهای حمایتی فرد را مهم‌تر کند.

در جمع‌بندی، اختلال خوردن مواد غیرخوراکی معمولاً یک اختلال چندعاملی است: برخی افراد زمینهٔ رشدی یا پزشکیِ آسیب‌پذیرتری دارند، برخی در معرض عوامل محیطی قرار می‌گیرند، و در بعضی موارد خودِ رفتار به‌دلیل عادت یا تقویت حسی ادامه پیدا می‌کند. بنابراین نبودن یک «علت روشن» غیرعادی نیست و این وضعیت نباید به سرزنش فرد یا خانواده تعبیر شود.

همه‌گیرشناسی اختلال خوردن مواد غیرخوراکی: شیوع، سن و تفاوت‌های جمعیتی

داده‌های همه‌گیرشناسی درباره اختلال خوردن مواد غیرخوراکی محدود است، اما برآوردهای موجود نشان می‌دهد که این اختلال بسته به گروه مورد بررسی می‌تواند فراوانی متفاوتی داشته باشد. در کودکانِ سن مدرسه، شیوع آن حدود ۵٪ گزارش شده است. در زنان باردار نیز برخی گزارش‌ها میزان درگیری را حدود یک‌سوم بیان کرده‌اند؛ همچنین یک فراتحلیل جهانی، شیوع ۲۸٪ را برای دوره بارداری و/یا پس از زایمان گزارش کرده است. این تفاوت اعداد احتمالاً به تفاوت در جمعیت‌های مورد مطالعه، تعریف مورد، و بازه زمانی بررسی مربوط است.

از نظر الگوی سنی و جنسیتی، شواهد موجود نشان می‌دهد که این اختلال در هر دو جنس دیده می‌شود. برآوردهای در دسترس بیشتر بر کودکانِ سن مدرسه و دوران بارداری/پس از زایمان تمرکز دارند، بنابراین همین گروه‌ها در داده‌های منتشرشده بیشتر به چشم می‌آیند. برای بروز سالانه این اختلال، در منابع در دسترس برآورد روشنی گزارش نشده است.

نتیجه‌گیری

اختلال خوردن مواد غیرخوراکی یک رفتار ساده یا «عادت بد» نیست و باید آن را در بستر رشد، فرهنگ، وضعیت جسمی و اختلالات همراه بررسی کرد. اهمیت اصلی این اختلال در خطرهای جسمی، اثر بر عملکرد روزمره و نیاز به ارزیابی دقیق بالینی است. تشخیص فقط با مشاهدهٔ یک رفتار یا خواندن علائم ممکن نیست و به بررسی حرفه‌ای توسط متخصص سلامت روان و، در صورت لزوم، ارزیابی پزشکی نیاز دارد. خبر امیدوارکننده این است که با شناخت الگوهای رفتار، ایمن‌سازی محیط، همکاری خانواده و مدرسه، و مداخلات متناسب با سن و توانایی فرد، می‌توان دفعات رفتار و آسیب‌های آن را کاهش داد. اگر این رفتار ادامه‌دار است، شدت می‌گیرد، یا نگرانی جسمی و ایمنی ایجاد می‌کند، مراجعه برای ارزیابی تخصصی اهمیت دارد.

سوالات متداول

اختلال خوردن مواد غیرخوراکی یا پیکا چگونه تشخیص داده می‌شود؟

خوردن مداوم مواد غیرخوراکی و بی‌ارزش از نظر تغذیه‌ای مانند خاک، کاغذ، صابون یا مو باید دست‌کم یک ماه ادامه داشته و با سطح رشد فرد نامتناسب باشد. رفتار نباید صرفاً بخشی از رسم فرهنگی یا اجتماعی پذیرفته‌شده باشد. اگر در بارداری یا اختلال رشدی رخ دهد، زمانی تشخیص جداگانه می‌گیرد که نیازمند توجه بالینی باشد.

چرا خوردن مواد غیرخوراکی نیازمند ارزیابی پزشکی است؟

نوع ماده می‌تواند مسمومیت، عفونت انگلی، آسیب دندان، کم‌خونی، انسداد یا سوراخ‌شدن گوارشی ایجاد کند. پزشک درباره ماده، مقدار، دفعات و محل تهیه می‌پرسد و بر اساس خطر، آزمایش‌هایی مانند کم‌خونی، آهن، سرب یا عفونت را بررسی می‌کند. پیکا ممکن است با کمبود تغذیه‌ای همراه باشد، اما یک کمبود واحد همیشه علت کامل نیست.

پیکا در کودکان چگونه از رفتار اکتشافی طبیعی جدا می‌شود؟

کودکان خردسال اشیا را به دهان می‌برند، اما تشخیص زمانی مطرح است که خوردن واقعی مواد پس از سنی که از نظر رشد انتظار نمی‌رود ادامه یابد. DSM-5-TR معمولاً تشخیص زیر دو سال را مناسب نمی‌داند. تکرار، بلع، خطر ماده و وجود تأخیر رشدی یا اوتیسم باید بررسی شوند؛ یک بار مزه‌کردن تصادفی پیکا نیست.

درمان رفتاری پیکا شامل چه اقداماتی است؟

محیط ایمن و محدودکردن دسترسی به مواد خطرناک، نظارت متناسب، آموزش درخواست خوراکی یا نیاز حسی و تقویت رفتارهای جایگزین پایه درمان‌اند. تحلیل کارکرد رفتار کمک می‌کند روشن شود گرسنگی، تحریک حسی، توجه یا فرار از موقعیت چه نقشی دارد. تنبیه و شرم‌زده‌کردن معمولاً رفتار را پنهان می‌کند و خطر را کاهش نمی‌دهد.

آیا مکمل آهن یا مواد معدنی پیکا را درمان می‌کند؟

اگر آزمایش کمبود آهن، روی یا مشکل تغذیه‌ای دیگری را نشان دهد، درمان آن لازم است و ممکن است رفتار را کاهش دهد؛ اما مکمل بدون اثبات کمبود و بدون تعیین دوز ایمن مناسب نیست. حتی پس از اصلاح کمبود، مداخله رفتاری و محیطی ممکن است لازم بماند. فرآورده‌های آهن خود می‌توانند در مقدار زیاد سمی باشند.

چه علائمی پس از خوردن ماده غیرخوراکی اورژانسی‌اند؟

درد شدید شکم، استفراغ مکرر، نفخ، ناتوانی در دفع، خون‌ریزی، خفگی، مشکل تنفس، کاهش هوشیاری، تشنج یا احتمال بلع ماده سمی یا جسم تیز نیازمند اقدام فوری‌اند. نباید منتظر بروز علامت ماند اگر ماده بالقوه بسیار سمی است. نمونه یا نام ماده و زمان و مقدار احتمالی برای تیم پزشکی مفید است.

منابع

  1. American Psychiatric Association (2022). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition, Text Revision (DSM-5-TR). American Psychiatric Association Publishing.
  2. Tasman A, Riba MB, Alarcón RD, Alfonso CA, Kanba S, Lecic-Tosevski D, Ndetei DM, Ng CH, Schulze TG, editors (2024). Tasman’s Psychiatry. 5th ed. Springer Nature.
  3. Boland RJ, Verduin ML, Ruiz P (2021). Kaplan & Sadock’s Synopsis of Psychiatry. 12th ed. Wolters Kluwer.
  4. World Health Organization (2024). Clinical Descriptions and Diagnostic Requirements for ICD-11 Mental, Behavioural and Neurodevelopmental Disorders (CDDR). World Health Organization.
  5. World Health Organization (2023). Mental Health Gap Action Programme (mhGAP) Guideline for Mental, Neurological and Substance Use Disorders. 3rd ed. World Health Organization.
  6. American Psychiatric Association (n.d.). Clinical Practice Guidelines. American Psychiatric Association.
  7. National Institute for Health and Care Excellence (n.d.). Mental Health, Behavioural and Neurodevelopmental Conditions: NICE Guidance. NICE.
  8. American Academy of Child and Adolescent Psychiatry (n.d.). Clinical Practice Guidelines, Clinical Updates, and Practice Parameters. AACAP.
به این نوشته امتیاز دهید.

به اشتراک بگذارید:

به این نوشته امتیاز دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *