دلیریوم (Delirium) یک اختلال روانپزشکی به معنای رایجِ «بیماری روانیِ مستقل» نیست، بلکه یک وضعیت بالینی حاد است که در آن کارکرد ذهنی و هوشیاریِ فرد در مدت کوتاهی بههم میریزد. از نظر بالینی، دلیریوم یعنی مغز موقتاً نمیتواند اطلاعات را مثل حالت معمول پردازش کند؛ در نتیجه توجه، درک محیط و برخی تواناییهای شناختی فرد از خط پایهٔ خودش فاصله میگیرد. به همین دلیل، دلیریوم را نباید صرفاً با «گیجی» روزمره یا فراموشی تدریجیِ ناشی از افزایش سن یکی دانست.
در فهم دلیریوم، ۳ مؤلفهٔ اصلی کمککننده هستند: نخست، اختلال در توجه و آگاهی؛ یعنی فرد نمیتواند مانند قبل روی حرف، موقعیت یا کارها تمرکز کند و ارتباطش با آنچه در اطرافش میگذرد کاهش مییابد. دوم، شروع حاد و نوساندار بودن؛ یعنی این وضعیت معمولاً در چند ساعت تا چند روز ایجاد میشود و ممکن است در طول روز بهتر و بدتر شود. سوم، تغییر شناختیِ همراه؛ یعنی علاوه بر توجه و آگاهی، بخشی از کارکردهای ذهنی مثل جهتیابی، حافظه، زبان یا فهم موقعیت نیز نسبت به حالت معمول فرد دچار تغییر میشود. این ۳ محور، هستهٔ بالینی تشخیص را میسازند، هرچند تشخیص نهایی همیشه به ارزیابی بالینی کامل نیاز دارد.
اهمیت دلیریوم در این است که میتواند بهطور مستقیم بر عملکرد روزمره، ارتباط با دیگران، تصمیمگیری، همکاری در مراقبت و حتی احساس امنیت و آرامش فرد اثر بگذارد. برای فهم ادامهٔ مقاله، دو نکتهٔ کلی مفید است: دلیریوم معمولاً یک تغییر ناگهانی و قابلتوجه در وضعیت ذهنیِ فرد است، نه یک ویژگی شخصیتی؛ و ارزیابی آن فقط به دیدن چند نشانه محدود نمیشود، بلکه باید تغییر نسبت به وضعیت معمولِ همان فرد در نظر گرفته شود. در بخشهای بعدی، نشانهها، ارزیابی و درمان بهصورت جداگانه توضیح داده میشوند.
علائم و تظاهرات بالینی دلیریوم

دلیریوم معمولاً بهصورت یک تغییر ناگهانی و نوساندار در وضعیت ذهنی بروز میکند؛ یعنی فرد ممکن است در چند ساعت تا چند روز، بهویژه در طول عصر و شب، از دورههایی با هوشیاری و تمرکز بهتر به دورههایی با آشفتگی بیشتر جابهجا شود. این وضعیت فقط «حواسپرتی معمولی» یا خستگی ساده نیست، بلکه میتواند فهم محیط، ارتباط با دیگران و انجام کارهای روزمره را بهطور واضح مختل کند.
اختلال در توجه و آگاهی از محیط
بارزترین نمود دلیریوم معمولاً کاهش توانایی توجه است. فرد ممکن است نتواند روی گفتوگو تمرکز کند، رشتهٔ کلام را گم کند، بهراحتی با محرکهای بیربط پرت شود یا برای دنبالکردن یک سؤال ساده به تکرار نیاز داشته باشد. آگاهی او از آنچه در اطرافش میگذرد نیز کم میشود؛ ممکن است گیج بهنظر برسد، موقعیت را درست درک نکند یا متوجه تغییرات محیط و زمان نباشد.
آشفتگی شناخت، ادراک و گفتار
علاوه بر توجه، بخشهای دیگری از کارکرد ذهنی هم ممکن است تغییر کنند:
- حافظه و یادگیری: بهویژه حافظهٔ نزدیک ممکن است مختل شود و فرد چیزهایی را که همین چند دقیقه پیش گفته شده فراموش کند.
- جهتیابی: سردرگمی نسبت به زمان و مکان شایع است؛ برای نمونه، فرد ممکن است نداند کجا است یا چه ساعتی از روز است.
- زبان و فهم: پاسخها ممکن است نامربوط، پراکنده یا کند شوند و درک معنای حرف دیگران هم کاهش پیدا کند.
- ادراک: برخی افراد دچار بدتعبیرکردن محرکها میشوند؛ مثلاً سایه یا صدا را اشتباه تفسیر میکنند. در بعضی موارد توهم یا دیدن و شنیدن چیزهایی که وجود خارجی ندارند هم رخ میدهد، که اغلب ماهیت دیداری دارد.
تغییرات رفتاری، هیجانی و روانیحرکتی
ظاهر دلیریوم در همهٔ افراد یکسان نیست. برخی افراد بیقرار، آشفته، تحریکپذیر یا پرخاشگر میشوند و ممکن است مدام بخواهند از جا بلند شوند، وسایل را بکشند یا همکاریکردن برایشان دشوار شود. در مقابل، در بسیاری از افراد—بهویژه سالمندان—تظاهر بهصورت کمفعالی است؛ یعنی فرد بیشازحد ساکت، کند، خوابآلود، کمحرف یا بیانگیزه بهنظر میرسد و همین باعث میشود مشکل کمتر به چشم بیاید. در نوع مختلط، این دو حالت میتوانند بهتناوب دیده شوند.
از نظر هیجانی نیز تغییرات سریع و پیشبینیناپذیر ممکن است دیده شود؛ مانند اضطراب، ترس، افسردگی، تحریکپذیری، خشم، سرخوشی یا بیتفاوتی. گاهی این آشفتگی هیجانی بهصورت فریادزدن، نالهکردن، زیر لب حرفزدن یا صداهای غیرمعمول بروز میکند، بهخصوص وقتی محیط آرام و بدون نشانههای جهتدهنده باشد.
اختلال خواب و اثر بر عملکرد روزانه
بههمخوردن چرخهٔ خواب و بیداری در دلیریوم بسیار شایع است. فرد ممکن است روزها خوابآلود باشد، شبها بیقرار شود، برای بهخوابرفتن مشکل داشته باشد یا حتی الگوی شب و روز او تقریباً وارونه شود. این تغییرات میتوانند سردرگمی، تحریکپذیری و ناتوانی در همکاری با مراقبتهای روزانه را بیشتر کنند.
در زندگی روزمره، دلیریوم معمولاً با افت واضح عملکرد همراه است: فرد ممکن است نتواند گفتوگوی ساده را دنبال کند، تصمیمهای معمول را بگیرد، نیازهایش را روشن بیان کند یا در کار، تحصیل، بستریشدن در بیمارستان و روابط با اعضای خانواده بهطور عادی عمل کند. به همین دلیل، اطرافیان اغلب متوجه میشوند که «رفتار و وضعیت ذهنی فرد مثل قبل نیست» و این تغییر در طول روز بالا و پایین میشود.
الگوی علائم دلیریوم در افراد مختلف یکسان نیست و میتواند بسته به سن، وضعیت جسمی و شرایط محیطی متفاوت باشد؛ تشخیص قطعی آن فقط با ارزیابی بالینی انجام میشود.
تشخیص دلیریوم چگونه انجام میشود؟
تشخیص دلیریوم بر چه اساسی گذاشته میشود؟
دلیریوم یک وضعیت حاد و نوساندار است و تشخیص آن باید توسط پزشک واجد صلاحیت، معمولاً روانپزشک یا پزشک معالج در همکاری با تیم پزشکی، انجام شود. تشخیص فقط با دیدن یک علامت یا پر کردن یک پرسشنامه ممکن نیست. پزشک باید همزمان چند موضوع را کنار هم بگذارد: تغییر ناگهانی نسبت به وضعیت معمول فرد، اختلال در توجه و آگاهی، تغییرات شناختی، و شواهدی به نفع یک علت پزشکی یا ناشی از ماده یا دارو.
در عمل، ارزیابی معمولاً بر پایهٔ شرححال، معاینه، مشاهدهٔ بالینی و اطلاعات اطرافیان انجام میشود. چون دلیریوم اغلب در طول روز بالا و پایین میشود، ممکن است فرد هنگام یک ویزیت نسبتاً بهتر به نظر برسد و چند ساعت بعد بسیار گیجتر باشد. به همین دلیل، زمان شروع علائم با زمانی که تشخیص داده میشود یکی نیست: شروع دلیریوم معمولاً طی چند ساعت تا چند روز است، اما ممکن است دیرتر شناخته شود.
برای تشخیص دقیق، پزشک معمولاً از خانواده، پرستار، مراقب یا پروندهٔ پزشکی میپرسد که وضعیت معمول توجه، هوشیاری، حافظه و رفتار فرد قبل از این تغییرات چگونه بوده است. این موضوع بهویژه در سالمندان و افرادی که از قبل اختلال شناختی داشتهاند مهم است، چون وجود زوال شناختی قبلی دلیریوم را رد نمیکند؛ اگر یک تغییر حاد و جدید روی وضعیت پایه ایجاد شود، هر دو وضعیت میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
معیارهای تشخیصی دلیریوم در DSM-5-TR
آنچه در ادامه میآید بازنویسی آموزشیِ معیارهای تشخیصی DSM-5-TR است و جای ارزیابی حرفهای را نمیگیرد. برای تشخیص دلیریوم، همهٔ اجزای اصلی زیر باید در نظر گرفته شوند:
- اختلال در توجه و آگاهی: فرد در جهتدادن، متمرکز نگهداشتن، حفظ یا جابهجا کردن توجه مشکل دارد و همزمان آگاهی او از محیط اطراف کاهش پیدا کرده است.
- شروع کوتاهمدت و تغییر نسبت به خط پایه: این اختلال طی مدت کوتاهی ایجاد میشود، معمولاً در عرض چند ساعت تا چند روز، نسبت به سطح معمول توجه و آگاهی فرد یک تغییر محسوب میشود، و شدت آن در طول روز نوسان دارد.
- وجود یک اختلال شناختی دیگر: علاوه بر موارد بالا، دستکم یک تغییر شناختی دیگر هم وجود دارد؛ مانند اختلال حافظه، گمگشتگی، مشکل زبانی، اختلال دیداریفضایی، یا اختلال ادراک.
- توضیح بهتر با یک اختلال دیگر نداشتن: اختلالهای بالا نباید با یک اختلال عصبشناختی-شناختیِ از قبل موجود، تثبیتشده یا در حال شکلگیری بهتر توضیح داده شوند. همچنین این علائم نباید در زمینهٔ کاهش بسیار شدید سطح بیداری رخ داده باشند؛ برای مثال در کما تشخیص دلیریوم گذاشته نمیشود.
- وجود شواهد به نفع علت جسمی یا ناشی از ماده: از شرححال، معاینهٔ فیزیکی یا یافتههای آزمایشگاهی باید شواهدی وجود داشته باشد که نشان دهد این وضعیت پیامد مستقیم فیزیولوژیک یکی از موارد زیر است:
- یک بیماری یا وضعیت پزشکی دیگر،
- مسمومیت با ماده،
- ترک ماده،
- اثر یک دارو،
- مواجهه با سم،
- یا بیش از یک علت بهطور همزمان.
از نظر بالینی، هستهٔ تشخیص این است که فرد نسبت به وضعیت معمول خود بهطور حاد دچار افت توجه و آگاهی شده و همراه آن یک یا چند تغییر شناختی دیگر پیدا کرده باشد. مثالهای رایج شامل این است که فرد پرسش را تا آخر دنبال نمیکند، زود حواسش پرت میشود، پاسخ پرسش قبلی را تکرار میکند، زمان و مکان را اشتباه میگوید، یا دچار بدفهمی، خطای ادراکی یا حتی توهم ــ اغلب دیداری ــ میشود.
مشخصکنندهها و الگوی بالینی دلیریوم
پس از احراز معیارهای اصلی، پزشک الگوی دلیریوم را هم مشخص میکند:
- حاد: اگر چند ساعت یا چند روز طول بکشد.
- پایدار: اگر هفتهها یا ماهها ادامه پیدا کند.
همچنین از نظر سطح فعالیت روانیحرکتی، دلیریوم ممکن است به این شکلها دیده شود:
- بیشفعال: با بیقراری، تحریکپذیری، نوسان خلق، یا همکاری نکردن با مراقبت پزشکی.
- کمفعال: با کندی، رخوت و بیحالی؛ این نوع ممکن است بهاشتباه کمتر دیده شود.
- مختلط: یا فعالیت ظاهراً طبیعی با وجود اختلال توجه و آگاهی، یا نوسان سریع بین کمفعالی و بیشفعالی.
پزشک همچنین باید نوع علت را مشخص کند؛ برای مثال دلیریوم ناشی از مسمومیت با ماده، ترک ماده، داروی تجویزشده، یک بیماری پزشکی دیگر یا علل متعدد. اگر علائم اصلی دلیریوم در زمینهٔ مسمومیت یا ترک آنقدر برجسته باشند که مرکز تصویر بالینی را تشکیل دهند، تشخیص اختصاصی دلیریوم ناشی از ماده مطرح میشود، نه صرفاً مسمومیت یا ترک ساده.
در ارزیابی تشخیصی چه چیزهایی بررسی میشود؟
چون دلیریوم معمولاً نشانهٔ یک مشکل زمینهای است، تشخیص آن فقط به ارزیابی روانپزشکی محدود نمیشود و نیاز به بررسی علت دارد. پزشک بسته به شرایط ممکن است این موارد را ارزیابی کند:
- شرححال دقیق: زمان شروع، سرعت پیشرفت، نوسان علائم، خواب و بیداری، مصرف داروهای نسخهای و بدون نسخه، الکل و سایر مواد، قطع ناگهانی دارو یا ماده، بیماریهای اخیر، جراحی، تب، درد، کمآبی، ضربه به سر یا مشکلات عصبی.
- اطلاعات اطرافیان و تیم درمان: برای مقایسه با سطح عملکرد همیشگی فرد و ثبت نوسان علائم در ساعات مختلف شبانهروز.
- معاینهٔ فیزیکی و عصبی: از جمله سطح هوشیاری، توجه، جهتیابی، گفتار، ادراک، علائم عصبی کانونی و وضعیت عمومی بدن.
- ارزیابی شناختی بالینی در بالین: بررسی توجه، حافظهٔ نزدیک، زبان، درک، و توانایی دنبالکردن دستورهای ساده. این ارزیابیها کمککنندهاند اما بهتنهایی تشخیص را قطعی نمیکنند.
- بررسیهای پزشکی و آزمایشگاهی بر اساس نیاز بالینی: مانند ارزیابی عفونت، کمبود اکسیژن، قند خون، اختلالات الکترولیتی، عملکرد کلیه و کبد، کمآبی، یا سایر علل جسمی. در بعضی افراد ممکن است بررسی ادرار، نوار قلب، تصویربرداری مغز یا آزمایشهای دیگر لازم شود.
نوار مغز ممکن است در دلیریوم الگوی کندی منتشر نشان دهد، اما آزمون تشخیصی اختصاصی برای دلیریوم نیست و معمولاً فقط در موقعیتهای خاص به کار میرود. بدون مقایسه با وضعیت پایه، تفسیر آن هم همیشه ساده نیست.
چه نکاتی باعث میشود تشخیص دقیقتر و ایمنتر باشد؟
دلیریوم نباید فقط با یک فهرست علائمِ خودخوان تشخیص داده یا رد شود. پزشک باید بررسی کند که آیا علائم با توضیح دیگری بهتر توجیه میشوند یا نه. برای نمونه، باید میان دلیریوم و کاهش شدید بیداری مانند کما یا بهت، و نیز میان دلیریوم و مشکلات شناختی مزمنتر تمایز گذاشت. در عین حال، وجود یک اختلال شناختی قبلی یا بیماری مغزی، دلیریوم را منتفی نمیکند و حتی میتواند احتمال آن را بیشتر کند.
از آنجا که دلیریوم معمولاً در زمینهٔ بیماری جسمی، دارو، مسمومیت، ترک، یا چند علت همزمان رخ میدهد، تشخیص درست یعنی هم شناسایی خود دلیریوم و هم یافتن علت آن. به همین دلیل، اگر فردی بهطور ناگهانی گیج، بیتوجه، آشفته، کند، یا بهطور نوسانی بدتر و بهتر میشود، ارزیابی حرفهای باید سریع انجام شود؛ نه برای برچسبزدن، بلکه برای روشن شدن علت و تصمیمگیری درمانی ایمن.
دلیریوم با چه وضعیتهایی ممکن است اشتباه شود؟

اختلالات شناختی و کاهش سطح هوشیاری
اختلالات عصبشناختی عمده، بهویژه دمانس: شایعترین اشتباه بالینی این است که گیجی، فراموشی و آشفتگی فرد سالمند فقط به دمانس نسبت داده شود. تفاوت مهم معمولاً در سیر علائم دیده میشود: دلیریوم اغلب در مدت کوتاهتری ایجاد میشود و شدت آن در طول روز بالا و پایین میرود، در حالی که دمانس معمولاً تدریجیتر و پایدارتر است. با این حال، این مرز همیشه ساده نیست؛ گاهی دلیریوم روی یک دمانس از قبل موجود سوار میشود و وجود یکی، دیگری را رد نمیکند.
کُما یا بهت: وقتی سطح بیداری خیلی پایین آمده باشد، ممکن است در نگاه اول با دلیریوم اشتباه شود. تفاوت کاربردی این است که در دلیریوم معمولاً فرد هنوز تا حدی بیدار است و میتوان نوعی ارتباط یا پاسخگویی را ارزیابی کرد، اما در کُما یا بهت شدید، پاسخگویی به محرکهای کلامی یا بدنی بسیار کم است. از طرف دیگر، دلیریوم میتواند پس از خروج از کُما یا بهت هم دیده شود.
اختلالات روانپزشکی با علائم مشابه
اختلالات روانپریشی: اگر دلیریوم با توهم، هذیان، بیقراری یا گفتار آشفته همراه باشد، ممکن است با اختلالات روانپریشی اشتباه شود. تفاوت مهم معمولاً این است که در دلیریوم، آشفتگی ذهنی همراه با اختلال واضح در توجه و آگاهی از محیط دیده میشود و این وضعیت اغلب ناگهانیتر و نوسانیتر است. در اختلالات روانپریشی اولیه، ممکن است توهم و هذیان برجسته باشند، اما کاهش توجه و گیجی نوسانی معمولاً به آن شکلِ دلیریوم مرکز ماجرا نیست.
دورههای مانیا یا افسردگی اساسی با ویژگیهای روانپریشانه: بیخوابی، تحریکپذیری، آشفتگی رفتاری یا حتی علائم روانپریشانه ممکن است باعث اشتباه با دلیریوم شوند. تفاوت اصلی معمولاً در این است که دلیریوم بیشتر با تغییر حاد در وضعیت هوشیاری، توجه و درک محیط همراه است، در حالی که در اختلالات خلقی، الگوی کلی علائم بیشتر با تغییر پایدار خلق، انرژی و فکر هماهنگ است. البته برای تمایز دقیق، فقط ظاهر علائم کافی نیست و زمانبندی و زمینهٔ پیدایش آنها اهمیت زیادی دارد.
اختلال استرس حاد: ترس شدید، اضطراب، احساس غیرواقعی بودن یا گسست از خود ممکن است ظاهری شبیه دلیریوم ایجاد کند. تفاوت مهم این است که در اختلال استرس حاد، علائم معمولاً پس از یک رویداد شدیداً آسیبزا پدید میآیند و بیشتر به تجربهٔ آن حادثه گره خوردهاند، در حالی که دلیریوم بیشتر با یک اختلال حاد در کارکرد مغز در زمینهٔ بیماری جسمی، دارو یا مواد دیده میشود.
ارائهٔ ساختگی یا غیرمعمول علائم
تمارض یا اختلال ساختگی: گاهی ممکن است فرد ظاهراً گیج یا آشفته به نظر برسد، اما الگوی علائم با آنچه معمولاً در دلیریوم دیده میشود همخوانی نداشته باشد. تفاوت مهم این است که در این موارد، شرح حال، معاینه، اطلاعات اطرافیان و بررسی زمینهٔ پزشکی یا مصرف مواد اهمیت زیادی پیدا میکند. تشخیص این وضعیتها فقط با مشاهدهٔ سطحی ممکن نیست و نیاز به ارزیابی حرفهای دارد.
نکتهٔ مهم دربارهٔ علل پزشکی و همزمانی اختلالها
دلیریوم ذاتاً با یک علت جسمی، دارویی یا ناشی از مواد ارتباط دارد؛ بنابراین وقتی فردی ناگهان گیج، بیتوجه یا دچار تغییر واضح در آگاهی میشود، لازم است توضیحهای پزشکی و دارویی جدی گرفته شوند. همچنین وجود یک اختلال زمینهای مثل دمانس یا یک اختلال روانپزشکی، دلیریوم را خودبهخود منتفی نمیکند.
تشخیص افتراقی دلیریوم یک فرایند بالینی تخصصی است و معمولاً بدون ارزیابی کامل پزشکی و روانپزشکی نمیتوان با اطمینان میان این وضعیتها فرق گذاشت.
مدیریت، درمان و پیشگیری از دلیریوم
هدفهای اصلی در برخورد با دلیریوم
دلیریوم معمولاً نشانهٔ یک اختلال زمینهای جسمی یا اثر داروها و درمانهاست؛ بنابراین مدیریت آن فقط به «آرام کردن» فرد محدود نمیشود. هدفهای اصلی شامل پیدا کردن و اصلاح علت زمینهای، کمکردن عوارض، فراهمکردن محیطی ایمن با کمترین آسیب برای فرد و مراقبان، و حفظ یا بازگرداندن تحرک است. چون دلیریوم در بسیاری از بیماران بستری، بهویژه سالمندان، افراد شکننده، کسانی که اختلال شناختی قبلی دارند، یا سابقهٔ دلیریوم در بیماریهای قبلی داشتهاند، قابل پیشگیری است، پیشگیری بخش مهمی از برنامهٔ درمانی محسوب میشود.
اصلاح علت زمینهای و عوامل تشدیدکننده
هستهٔ اصلی درمان دلیریوم، جستوجوی فعالانه برای علتهای ایجادکننده و اصلاح آنهاست. در عمل، تیم درمان معمولاً وضعیت جسمی، آزمایشها، داروهای مصرفی و عوامل محیطی را همزمان بازبینی میکند. از اقدامهای مهم در این مرحله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- اصلاح کمآبی، سوءتغذیه و اختلالهای الکترولیتی بهصورت ایمن و بهموقع
- بازبینی همهٔ داروها و کمکردن یا کنارگذاشتن داروهایی که میتوانند دلیریوم را بدتر کنند یا بار آنتیکولینرژیک بالایی دارند
- تلاش برای بازگرداندن ریتم خواب و بیداری، ترجیحاً با روشهای غیر دارویی
- برداشتن زودهنگام وسایل محدودکننده مانند برخی لاینها، سوندها و محدودکنندههای فیزیکی، هرجا از نظر پزشکی ممکن باشد
- رسیدگی به نقصهای حسی مانند مشکل بینایی یا شنوایی و کمکردن انزوای محیطی
وقتی بیقراری یا تغییر ناگهانی رفتار دیده میشود، پیش از آنکه همهچیز فقط به دلیریوم نسبت داده شود، لازم است درد، بیماری جسمی، اختلال خواب، اثر داروها یا مواد، و دشواریهای ارتباطی هم بررسی شوند.
مداخلات غیر دارویی و محیطی
در دلیریوم، مداخلات چندجزئی غیر دارویی بخش مرکزی مراقبت هستند. این مداخلات هم برای پیشگیری و هم برای مدیریت نشانهها و رفتارهای همراه توصیه میشوند. شواهد نشان میدهد که چنین مداخلاتی میتوانند احتمال بروز دلیریوم را کم کنند، هرچند لزوماً مدت دلیریوم یا مرگومیر را در همهٔ مطالعات کاهش ندادهاند. در میان این روشها، تحرک بدنی جایگاه ویژهای دارد و حتی در بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه، تمرینهای حرکتی و دامنهٔ حرکتی در تخت نیز میتوانند مفید باشند.
- فراهمکردن محیطی آشنا، آرام و دارای نشانههای جهتیابی
- کمکردن انزوای محیطی و حفظ تماس با اطراف
- کمک به جهتیابی با یادآوری زمان، مکان و موقعیت
- تشویق به تحرک و فعالیت بدنی متناسب با وضعیت جسمی
- حفظ چرخهٔ طبیعی خواب و بیداری تا حد امکان
این رویکردها جایگزین درمان علت زمینهای نیستند، اما معمولاً ستون اصلیِ مراقبت حمایتی هستند و به کاهش نیاز به داروها یا محدودسازی فیزیکی کمک میکنند.
جایگاه خانواده و مراقبان
آموزش خانواده و مراقبان دربارهٔ ماهیت دلیریوم اهمیت زیادی دارد. حضور افراد آشنا، گفتوگوی آرام، کمک به جهتیابی، و فراهمکردن محیطی دوستانه میتواند به بهبود همکاری و احساس امنیت فرد کمک کند. در برخی مطالعات، آموزش خانواده برای اجرای مداخلات غیر دارویی حتی با کاهش بروز دلیریوم پس از جراحی همراه بوده است. مشارکت خانواده باید همراه با حفظ کرامت، ترجیحات و مشارکت خودِ فرد در تصمیمگیری، تا حد امکان، باشد.
داروها چه نقشی دارند و چه محدودیتهایی دارند؟
بر اساس شواهد موجود، دارویی که خودِ دلیریوم را درمان کند ثابت نشده است. به همین دلیل، در بیشتر موارد باید مداخلات غیر دارویی و اصلاح علت زمینهای در اولویت باشند و از داروهایی که میتوانند وضعیت را بدتر کنند تا حد امکان پرهیز شود. بهویژه توصیه میشود از داروهای با بار آنتیکولینرژیک یا اثر دلیریومزا دوری شود، داروهای گاباارژیک برای کنترل آشفتگی دلیریوم انتخاب ترجیحی نباشند، و از اوپیوئیدها برای «مدیریت رفتار» استفاده نشود.
گاهی اگر آشفتگی یا پریشانی آنقدر شدید باشد که ایمنی فرد یا انجام مراقبتهای پزشکی ضروری را مختل کند، تیم درمان ممکن است بهطور موقت از دارو برای کنترل نشانهها استفاده کند؛ اما این کار جای درمان علت زمینهای، مراقبت محیطی و پایش نزدیک را نمیگیرد.
پایش، بازبینی و تنظیم مداوم برنامهٔ درمان
دلیریوم معمولاً نوسان دارد؛ یعنی شدت گیجی، توجه، خواب، همکاری و بیقراری ممکن است در طول ساعتها تغییر کند. به همین دلیل، برنامهٔ درمانی باید مرتب بازبینی شود: آیا علت زمینهای در حال اصلاح است؟ آیا تحرک، تغذیه و آبرسانی بهتر شدهاند؟ آیا دارویی باعث بدترشدن وضعیت شده است؟ آیا نیازهای مراقبتی یا حمایتی تغییر کردهاند؟
در بسیاری از افراد، با درمان علت زمینهای و اجرای مراقبت چندوجهی، شدت نشانهها کاهش مییابد و عملکرد بهتر میشود؛ بااینحال سرعت بهبود در همه یکسان نیست و گاهی به پیگیری نزدیکتر و تنظیم مکرر برنامه نیاز است. امید واقعبینانه در دلیریوم بر این پایه است که با ارزیابی دقیق، درمان علتها، حمایت محیطی مناسب و پیگیری فردمحور، میتوان ایمنی، آرامش و احتمال بهبود را بیشتر کرد.
سیر بیماری و پیشآگهی دلیریوم
سیر معمول دلیریوم
دلیریوم معمولاً سیر حاد و نوسانی دارد؛ یعنی شدت آشفتگی ذهنی و کاهش توجه و آگاهی میتواند در طول ساعتها و روزها کموزیاد شود. در بسیاری از افراد، بهویژه بزرگسالان جوانتر، این وضعیت پس از برطرف شدن عامل جسمی یا دارویی زمینهای فروکش میکند و بهبود کامل ممکن است رخ دهد.
با این حال، سیر دلیریوم همیشه کوتاه و ساده نیست. در بعضی افراد، بهویژه سالمندان یا کسانی که پیش از آن مشکلات شناختی یا جسمی قابلتوجه داشتهاند، علائم ممکن است طولانیتر شوند یا بهصورت طولکشیده و پایدار ادامه پیدا کنند. اگر دلیریوم دیر تشخیص داده شود یا علت زمینهای آن برطرف نشود، ممکن است شدت یابد و در موارد شدید به کاهش شدید سطح هوشیاری، تشنج، کما یا حتی مرگ برسد.
بهبود علائم با بازگشت کامل عملکرد یکسان نیست
حتی وقتی آشفتگی حاد کمتر میشود، بازگشت به عملکرد قبلی همیشه فوری نیست. بعضی افراد برای مدتی دچار کندی ذهنی، کاهش تمرکز، خستگی شناختی، یا افت توانایی در انجام کارهای روزمره میمانند. بنابراین کمشدن علائم دلیریوم لزوماً به این معنی نیست که فرد از نظر حافظه، استقلال عملکردی، تحرک، یا مشارکت در فعالیتهای روزانه فوراً به سطح پیشین برگشته است.
در افراد بستری، دلیریوم با بستری طولانیتر، نیاز بیشتر به مراقبت، و خطر بالاتر پیامدهای نامطلوب در ماههای بعد همراه بوده است. در سالمندان، دلیریوم در پیگیری طولانیمدت با افت شناختی بیشتر و افزایش احتمال بروز یا آشکارشدن اختلال شناختی عمده همراه شده است، بهویژه اگر پیش از آن نیز آسیبپذیری شناختی وجود داشته باشد. این موضوع به این معنا نیست که هر فرد مبتلا حتماً دچار زوال پایدار میشود، اما نشان میدهد که دلیریوم میتواند فقط یک حالت گذرای ساده نباشد.
مدت طولانیتر دلیریوم معمولاً نشانه سیر پیچیدهتر است. همچنین نوع کمفعال یا کمتحرک که ممکن است کمتر جلب توجه کند، با پیامدهای نامطلوبتری گزارش شده است؛ بخشی از این مشکل میتواند به دلیل دیرتر شناخته شدن آن باشد.
چه عواملی بر پیشآگهی اثر میگذارند؟
چند عامل با سیر دشوارتر یا پیشآگهی نامطلوبتر دلیریوم همراه بودهاند:
- سن بالاتر: سالمندان هم بیشتر مستعد دلیریوم هستند و هم بیشتر در معرض پیامدهای طولانیتر، افت عملکرد، و عوارض بعدی قرار میگیرند.
- اختلال شناختی پیشین: وجود مشکلات شناختی قبلی، از جمله اختلال شناختی خفیف یا دمانس، میتواند هم احتمال بروز دلیریوم را بیشتر کند و هم روند بهبود را پیچیدهتر سازد.
- ناتوانی عملکردی و شکنندگی جسمی: افرادی که پیش از شروع دلیریوم در انجام کارهای روزمره وابستگی بیشتری داشتهاند یا از نظر جسمی شکنندهتر بودهاند، معمولاً ذخیره بدنی و مغزی کمتری برای تحمل بیماری حاد دارند.
- شدت بیماری جسمی و همزمانی چند بیماری: هرچه بیماری زمینهای شدیدتر باشد، یا عفونت، نارسایی اندامها، و مشکلات پزشکی همزمان بیشتری وجود داشته باشد، سیر دلیریوم معمولاً سنگینتر میشود.
- اختلالات حسی: کاهش بینایی یا شنوایی میتواند با افزایش آسیبپذیری و دشوارتر شدن سیر بیماری همراه باشد.
- برخی سابقههای پزشکی و روانپزشکی: افسردگی، سابقه سکته مغزی، و سابقه مصرف الکل از عواملی هستند که با خطر بیشتر یا سیر پیچیدهتر همراه گزارش شدهاند.
از نظر سنی، حساسیت به دلیریوم و پیامدهای آن یکسان نیست. در اوایل بزرگسالی تا میانسالی، معمولاً آسیبپذیری و خطر مرگومیر کمتر است. در مقابل، در شیرخوارگی و کودکی، وقتی دلیریوم رخ میدهد، اغلب در زمینه بیماریهای شدیدتر دیده میشود و میتواند با عوارض مهمتری همراه باشد.
در مجموع، پیشآگهی دلیریوم بسیار به شرایط زمینهای فرد، شدت بیماری جسمی، سرعت شناسایی، و کیفیت مراقبت و پیگیری بستگی دارد. بسیاری از افراد بهبود قابلتوجهی پیدا میکنند، اما در بعضی افراد بهویژه سالمندان و کسانی که آسیبپذیری شناختی یا جسمی بیشتری دارند، بهبودی ممکن است طولانیتر باشد یا با افت ماندگارتر در عملکرد همراه شود. ارزیابی بهموقع، رسیدگی به علت زمینهای، حمایت محیطی، و پیگیری بعدی میتواند به بهتر شدن چشمانداز و کاهش عوارض بلندمدت کمک کند.
علائم هشدار دلیریوم که به ارزیابی فوری نیاز دارند

دلیریوم معمولاً یک تغییر حاد در وضعیت ذهنی است و میتواند نشانهٔ عفونت، کمآبی، مشکل دارویی، مسمومیت، افت اکسیژن، اختلال متابولیک، تشنج یا یک بیماری مغزی و جسمی دیگر باشد. به همین دلیل، دیدن این علائم بیشتر یک هشدار پزشکی فوری است تا صرفاً یک مشکل روانپزشکی. کمک خواستن در این وضعیت یک اقدام ایمنی است، نه نشانهٔ ضعف یا ناتوانی.
۱) شروع ناگهانی گیجی یا تغییر واضح از وضعیت معمول فرد
- اگر فرد طی چند ساعت تا چند روز ناگهان مثل همیشه نیست، توجهش بهسختی جمع میشود، حرفها را گم میکند، زمان و مکان را اشتباه میگوید، یا بین هوشیاری بهتر و بدتر نوسان دارد، باید همان روز ارزیابی پزشکی شود.
- این موضوع بهویژه وقتی مهم است که فرد سالمند باشد، دمانس داشته باشد، تازه بیمار شده باشد، جراحی کرده باشد، یا نتواند دقیق علائم جسمی خود را توضیح دهد.
- بیقراری، وارونه شدن چرخهٔ خواب و بیداری، یا دیدن و شنیدن چیزهایی که دیگران متوجه نمیشوند، اگر همراه با این تغییر حاد باشند، باید به نفع دلیریوم و یک علت جسمی فوری در نظر گرفته شوند، نه اینکه خودبهخود به یک اختلال روانی اولیه نسبت داده شوند.
۲) کاهش سطح هوشیاری، کندی شدید، یا پاسخ ندادن کافی
- اگر فرد بهسختی بیدار میشود، خیلی خوابآلود یا منگ است، پاسخهای بسیار کم و دیر میدهد، تماس چشمی و توجه مؤثر ندارد، یا تقریباً به صدا و تحریک معمول پاسخ نمیدهد، این وضعیت اورژانسی است.
- چنین حالتی میتواند با دلیریوم شدید، اثر دارو یا مواد، مشکل عصبی، یا وضعیتهای خطرناک دیگر همراه باشد.
- در صورت وجود خطر فوری، اگر در ایران هستید با اورژانس پزشکی ۱۱۵ تماس بگیرید؛ در سایر کشورها با شمارهٔ اورژانس محل زندگی خود تماس بگیرید یا فوراً به نزدیکترین اورژانس بیمارستان مراجعه کنید.
۳) بیقراری شدید یا رفتارهای نایمن که فرد را در معرض آسیب فوری میگذارد
- اگر فرد آنقدر آشفته یا بیقرار است که احتمال زمینخوردن، سرگردانی، کشیدن سرم یا وسایل درمانی، فرار ناایمن، یا آسیب تصادفی به خود یا اطرافیان وجود دارد، باید فوراً کمک اورژانسی گرفته شود.
- در دلیریوم، این رفتارها معمولاً از بههمریختگی هوشیاری و درک محیط ناشی میشوند، نه لزوماً قصد آگاهانه برای آسیب.
- مراقبان بهتر است تغییر را نسبت به وضعیت معمول فرد توضیح دهند و اطلاعاتی مثل شروع ناگهانی علائم، تب یا عفونت، درد، کمخوابی شدید، آسیب اخیر، و تغییرات دارویی یا تماس با مواد را به تیم درمان بگویند.
- در صورت وجود خطر فوری، اگر در ایران هستید با اورژانس پزشکی ۱۱۵ تماس بگیرید؛ در سایر کشورها با شمارهٔ اورژانس محل زندگی خود تماس بگیرید یا فوراً به نزدیکترین اورژانس بیمارستان مراجعه کنید.
۴) احتمال علت جسمی یا دارویی خطرناک در کنار دلیریوم
- اگر گیجی حاد همراه با تب، لرز، تنگی نفس، افت واضح توان جسمی، کمآبی، ناتوانی در خوردن و آشامیدن، استفراغ مکرر، تشنج، یا بدتر شدن سریع حال عمومی باشد، ارزیابی فوری لازم است.
- شروع علائم پس از اضافه شدن یا تغییر دارو، مصرف بیش از حد، قطع ناگهانی بعضی مواد یا داروها، یا تماس با سموم نیز یک هشدار مهم است و باید همان روز یا بهصورت اورژانسی بررسی شود.
- اگر فرد بهدلیل گیجی دیگر نمیتواند نیازهای پایهٔ خود مثل نوشیدن آب، همکاری برای مراقبت، یا حفظ ایمنی ساده را انجام دهد، موضوع را اورژانسی در نظر بگیرید.
برخی نشانهها مثل بههمخوردن خواب، تحریکپذیری، یا نوسان خلق ممکن است بهتنهایی بحران فوری نباشند؛ اما وقتی با تغییر حاد توجه، آگاهی، یا کارکرد روزمره همراه میشوند، باید سریع از نظر علت پزشکی بررسی شوند.
علتها و عوامل خطر دلیریوم

دلیریوم معمولاً نشانهٔ یک مشکل جسمی یا اثر مواد و داروهاست
دلیریوم برخلاف بسیاری از اختلالات روانپزشکیِ اولیه، معمولاً یک علت جسمی یا فیزیولوژیک مستقیم دارد. یعنی اغلب وقتی ایجاد میشود که عملکرد مغز بهدلیل یک بیماری حاد، عفونت، اختلال سوختوساز بدن، کمبود اکسیژن، نارسایی اندامها، اثر داروها، مسمومیت، یا قطع بعضی مواد بههم میریزد. به همین دلیل، دلیریوم را باید بیشتر یک سندرم ناشی از برهم خوردن کارکرد مغز در زمینهٔ بیماری یا مداخلهٔ پزشکی دانست، نه صرفاً واکنشی به استرس روزمره.
در بعضی افراد، یک عامل واحد روشن پیدا میشود؛ اما در بسیاری از موارد، دلیریوم چندعاملی است. مثلاً فردی سالمند با کمی افت حافظه ممکن است همزمان دچار عفونت، کمآبی بدن و مصرف چند دارو باشد و مجموعهٔ این عوامل با هم دلیریوم را ایجاد کنند. بنابراین، نبودِ یک علت واضح، دلیریوم را رد نمیکند.
علتها و محرکهای شایع
- عفونتها: بهویژه عفونتهای ادراری، ذاتالریه، سپسیس، مننژیت و انسفالیت. در سالمندان، عفونت گاهی پیش از آنکه با تب یا درد واضح خود را نشان دهد، با دلیریوم بروز میکند.
- اختلالات آب، الکترولیت و سوختوساز: کمآبی، کاهش یا افزایش سدیم، پتاسیم، کلسیم و منیزیم، اختلال قند خون، اسیدوز یا آلکالوز، و افزایش آمونیاک میتوانند تعادل کارکرد مغز را بر هم بزنند.
- کاهش اکسیژنرسانی یا خونرسانی به مغز: کمخونی شدید، افت فشار خون، شوک، بیماریهای قلبی یا ریوی، و هر وضعیتی که اکسیژن یا جریان خون مغز را کم کند.
- بیماریها و آسیبهای مغزی و عصبی: سکتهٔ مغزی، خونریزی مغزی، ضربهٔ مغزی، صرع، تومورهای مغزی، عفونتهای دستگاه عصبی، پارکینسون و برخی دیگر از بیماریهای عصبی.
- نارسایی اندامها و اختلالات داخلی: نارسایی کلیه، کبد، قلب یا دیگر اندامها، و همچنین برخی اختلالات هورمونی مانند پرکاری یا کمکاری تیروئید و مشکلات غدد فوقکلیوی.
- جراحی، بیهوشی و تروما: بهویژه پس از جراحیهای بزرگ، بستری در بخش مراقبت ویژه، سوختگی شدید، گرمازدگی یا هیپوترمی. درد بعد از عمل نیز میتواند محرک مهمی باشد.
- کمبودهای تغذیهای: سوءتغذیه و کمبود ویتامینهایی مانند تیامین، فولات و ویتامین ب۱۲ در بعضی افراد زمینه را برای دلیریوم فراهم میکند.
- اختلال خواب و برهم خوردن ریتم شبانهروزی: کمخوابی شدید، اختلال در چرخهٔ خوابوبیداری، و محیطهایی که نور و صدا خواب را مختل میکنند، میتوانند آغاز یا تشدید دلیریوم را تسهیل کنند.
داروها، مواد و سموم
بخش مهمی از دلیریوم با اثر داروها، تداخل چند دارو، مسمومیت، یا قطع بعضی مواد ارتباط دارد. این موضوع بهویژه در بیمارانی مهم است که همزمان چند دارو مصرف میکنند یا بیماری جسمی زمینهای دارند.
- داروهای آرامبخش و خوابآور: بهویژه بنزودیازپینها و برخی داروهای مشابه، میتوانند در بعضی افراد دلیریوم را ایجاد یا بدتر کنند.
- اپیوئیدها و بعضی داروهای ضددرد: بهخصوص در افراد سالمند، بدحال یا بستری.
- داروهای دارای اثر آنتیکولینرژیک: بعضی آنتیهیستامینها، برخی داروهای روانپزشکی و شماری از داروهای دیگر ممکن است خطر را بالا ببرند؛ هرچند شدت این اثر در همهٔ مطالعات یکسان نبوده است.
- کورتونها، برخی آنتیبیوتیکها، داروهای ضدتشنج، داروهای قلبی و داروهای مؤثر بر دوپامین: در برخی شرایط با دلیریوم ارتباط داشتهاند.
- الکل و مواد دیگر: هم مسمومیت حاد با بعضی مواد و هم ترک آنها، بهویژه ترک الکل و داروهای مضعف دستگاه عصبی مرکزی، میتواند دلیریوم ایجاد کند.
- سموم محیطی: مانند مونوکسید کربن، برخی حلالها، فلزات سنگین، آفتکشها و دیگر مواد سمی.
نکتهٔ مهم این است که در دلیریوم، گاهی خودِ درمان پزشکی هم میتواند ناخواسته نقش داشته باشد؛ برای مثال، آرامبخشی عمیق، بیحرکتی طولانی، یا مصرف همزمان چند داروی مؤثر بر مغز ممکن است خطر را بیشتر کند. این موضوع بهمعنای اشتباه حتمی در درمان نیست، بلکه نشان میدهد مراقبت از افراد در معرض خطر باید با دقت بیشتری انجام شود.
چه کسانی آسیبپذیرترند؟
همهٔ افراد در برابر یک محرک به یک اندازه آسیبپذیر نیستند. بعضی ویژگیها آستانهٔ بروز دلیریوم را پایین میآورند؛ یعنی محرکی که در یک فرد جوان و سالم شاید مشکلی ایجاد نکند، در فردی دیگر دلیریوم بهدنبال داشته باشد.
- سن بالاتر: سالمندی یکی از مهمترین عوامل خطر است. با افزایش سن، ذخیرهٔ عملکردی مغز و توان سازگاری بدن با بیماریهای حاد کمتر میشود.
- اختلال شناختی پیشین: دمانس یا حتی افت شناختی خفیف، خطر دلیریوم را بالا میبرد و میتواند سیر آن را پیچیدهتر کند.
- ضعف جسمی و شکنندگی: افرادی که پیش از بیماری حاد از نظر جسمی ضعیفتر، کمتحرکتر یا وابستهتر هستند، معمولاً آسیبپذیرترند.
- اختلال حواس: کاهش بینایی یا شنوایی میتواند دریافت درست از محیط را دشوار کند و احتمال سردرگمی حاد را بیشتر کند.
- شدت بیماری جسمی و تعدد بیماریهای همراه: هرچه بیماری زمینهای شدیدتر یا بیماریهای همزمان بیشتر باشد، خطر دلیریوم افزایش مییابد.
- سابقهٔ سکتهٔ مغزی، افسردگی یا مصرف الکل: این عوامل نیز با افزایش خطر ارتباط دارند.
- اختلال عملکرد پیشین: نیاز به کمک در کارهای روزمره یا کاهش استقلال عملکردی، از نشانههای آسیبپذیری بیشتر است.
در کودکان هم دلیریوم ممکن است رخ دهد، اما الگوی آسیبپذیری با بزرگسالان فرق دارد و معمولاً در زمینهٔ بیماریهای شدیدتر یا بستریبودن اهمیت بیشتری پیدا میکند.
عوامل بیمارستانی و شرایطی که میتوانند شروع یا تشدید را آسانتر کنند
در محیط بیمارستان، بهویژه در بخشهای مراقبت ویژه، بعضی شرایط میتوانند بهعنوان محرک عمل کنند یا دلیریوم را تداوم دهند:
- بیخوابی، نور و صدای نامنظم، و بههم خوردن شب و روز
- انزوا، کاهش تحریک شناختی، یا ناتوانی در دیدن و شنیدن محیط
- بیحرکتی طولانی، استفاده از محدودکنندههای فیزیکی، سوندها، لولهها و وسایل تهاجمی
- درد کنترلنشده
- خروج از آرامبخشی، بیهوشی، کما یا قطع بعضی داروها و مواد
این عوامل همیشه علت اصلی نیستند، اما در فردی که زمینهٔ آسیبپذیری دارد میتوانند مثل جرقه عمل کنند یا باعث شوند دلیریوم دیرتر برطرف شود.
جمعبندی
دلیریوم معمولاً نتیجهٔ یک برهمخوردگی حاد در کارکرد مغز در اثر بیماری جسمی، دارو، ماده، ترک ماده، یا ترکیبی از چند عامل است. مهمترین عوامل خطر شامل سن بالا، اختلال شناختی قبلی، مشکلات حسی، شکنندگی جسمی، شدت بیماری، عفونت و مصرف بعضی داروها هستند. در بسیاری از افراد، دلیریوم نه از یک علت منفرد، بلکه از جمع شدن چند زمینه و چند محرک ایجاد میشود. این الگو به خانواده و درمانگران یادآوری میکند که دلیریوم تقصیر فرد یا نزدیکان او نیست و برای فهم علت آن باید بهدنبال مجموعهای از عوامل قابلبررسی بود.
همهگیرشناسی دلیریوم: از شیوع پایین در جامعه تا فراوانی بالا در بیمارستان و سالمندی
دلیریوم در جمعیت عمومی نسبتاً نادر است، اما در محیطهای درمانی و بهویژه در سالمندان بستری بسیار شایعتر دیده میشود. برآوردها نشان میدهد شیوع کلی آن در جامعه حدود ۱ تا ۲ درصد است، اما این عدد با افزایش سن، بستریبودن، نوع بخش درمانی و دقت روشهای شناسایی بهطور چشمگیری بالا میرود.
الگوی شیوع در محیطهای مختلف درمانی
در سالمندانی که به بخش اورژانس در آمریکای شمالی مراجعه میکنند، شیوع دلیریوم حدود ۸ تا ۱۷ درصد گزارش شده است. هنگام پذیرش در بیمارستان، شیوع دلیریوم در مطالعات کشورهای مختلف حدود ۱۸ تا ۳۵ درصد بوده و بروز دلیریومی که در طول بستری ایجاد میشود، در جمعیتهای عمومی بیمارستانی حدود ۲۹ تا ۶۴ درصد گزارش شده است. این تفاوتها تا حد زیادی به ویژگیهای بیماران، محل مراقبت و حساسیت روش تشخیص بستگی دارد.
در سالمندان پس از عمل جراحی، دلیریوم در حدود ۱۱ تا ۵۱ درصد موارد دیده میشود و در بخش مراقبتهای ویژه ممکن است تا ۸۱ درصد بیماران را درگیر کند. در خانههای سالمندان یا مراکز مراقبت پساحاد نیز شیوع آن حدود ۲۰ تا ۲۲ درصد گزارش شده است. این الگو نشان میدهد که دلیریوم بیش از همه یک مسئله مهم در مراقبتهای بیمارستانی، سالمندی و مراقبتهای پیچیده پزشکی است.
سن و گروههای در معرض بیشتر
بیشترین بار دلیریوم در سالمندان بستری دیده میشود. بهطور کلی هرچه سن بالاتر میرود و وضعیت جسمی فرد پیچیدهتر میشود، احتمال مشاهده دلیریوم نیز بیشتر میشود. به همین دلیل، سالمندانِ بستری، افراد پس از جراحی، بیماران بخش مراقبتهای ویژه و افرادی که در مراحل پایانی بیماریهای شدید قرار دارند، از مهمترین گروههایی هستند که دلیریوم در آنها بیشتر دیده میشود.
بار بالینی و تفاوتهای جمعیتی
در افراد مبتلا به بیماریهای پیشرفته در پایان عمر، دلیریوم میتواند بسیار شایع باشد و در برخی گزارشها تا ۸۸ درصد موارد دیده شده است. این موضوع نشان میدهد که دلیریوم فقط یک مشکل گذرا نیست، بلکه در برخی محیطهای درمانی بخش مهمی از بار مراقبتی را تشکیل میدهد. همچنین دادههای محدودی از ایالات متحده نشان دادهاند که میزان بروز دلیریوم در برخی بیماران جوانتر آفریقاییتبارِ بستری در ICU از همتایان سفیدپوستِ همسن کمتر بوده است؛ با این حال، چنین تفاوتهایی ممکن است تحت تأثیر ویژگیهای جمعیت مورد مطالعه و روش شناسایی قرار گیرد و نباید به همه جمعیتها تعمیم داده شود.
نتیجهگیری
دلیریوم یک تغییر ناگهانی و نوساندار در وضعیت ذهنی است که معمولاً نشانهٔ یک مشکل جسمی، دارویی یا ناشی از مواد بهشمار میآید و نباید آن را بهسادگی به شخصیت یا رفتار فرد نسبت داد. مهمترین پیام این است که تشخیص دلیریوم نیاز به ارزیابی حرفهای دارد، چون باید هم خودِ وضعیت ذهنی و هم علت زمینهای آن بررسی شود. خبر امیدوارکننده این است که با شناسایی بهموقع، اصلاح علتها، مراقبت حمایتی و همکاری خانواده و تیم درمان، میتوان به کاهش آشفتگی و بهبود عملکرد کمک کرد. اگر تغییر هوشیاری، توجه، رفتار یا تواناییهای روزمرهٔ فرد ناگهانی است یا در حال بدتر شدن است، ارزیابی پزشکی را به تعویق نیندازید.
منابع
- American Psychiatric Association (2022). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition, Text Revision (DSM-5-TR). American Psychiatric Association Publishing.
- Tasman A, Riba MB, Alarcón RD, Alfonso CA, Kanba S, Lecic-Tosevski D, Ndetei DM, Ng CH, Schulze TG, editors (2024). Tasman’s Psychiatry. 5th ed. Springer Nature.
- Boland RJ, Verduin ML, Ruiz P (2021). Kaplan & Sadock’s Synopsis of Psychiatry. 12th ed. Wolters Kluwer.
- World Health Organization (2024). Clinical Descriptions and Diagnostic Requirements for ICD-11 Mental, Behavioural and Neurodevelopmental Disorders (CDDR). World Health Organization.
- World Health Organization (2023). Mental Health Gap Action Programme (mhGAP) Guideline for Mental, Neurological and Substance Use Disorders. 3rd ed. World Health Organization.
- American Psychiatric Association (n.d.). Clinical Practice Guidelines. American Psychiatric Association.
- National Institute for Health and Care Excellence (n.d.). Mental Health, Behavioural and Neurodevelopmental Conditions: NICE Guidance. NICE.
- American Academy of Child and Adolescent Psychiatry (n.d.). Clinical Practice Guidelines, Clinical Updates, and Practice Parameters. AACAP.



