جستجو
Close this search box.
جستجو

اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت: علائم، تشخیص، درمان و سیر بیماری

اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت حالتی است که در آن فرد برای مدتی محدود دچار گسست آشکار از واقعیت می‌شود و معمولاً شروعی ناگهانی دارد. این مقاله توضیح می‌دهد که هستهٔ تشخیص بر وجود نشانه‌های روان‌پریشانه، کوتاه بودن سیر و رد علت‌های دیگر است و سپس علائم شایع، از جمله هذیان، توهم، گفتار آشفته و رفتار بسیار نامنظم را مرور می‌کند. همچنین نشان می‌دهد که ارزیابی دقیق روان‌پزشکی، گرفتن شرح حال از خانواده و توجه به مصرف مواد، بیماری‌های جسمی، اختلالات خلقی و زمینهٔ فرهنگی برای تشخیص درست ضروری است. در ادامه، افتراق این اختلال از وضعیت‌های مشابه، اصول مدیریت در فاز حاد، نقش حمایت روان‌شناختی و خانواده، پیگیری پس از بهبود ظاهری و چشم‌انداز کلی بهبود بررسی می‌شود. محتوای مقاله آموزشی است و تصمیم‌های درمانی باید بر اساس ارزیابی فردی انجام شود.
تصویر آموزشی درباره برای معرفی علائم، تشخیص و درمان این اختلال.
فهرست مطالب

اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت (Brief Psychotic Disorder) به حالتی گفته می‌شود که در آن فرد برای یک دوره محدود، دچار گسست آشکار از واقعیت می‌شود؛ یعنی ذهن در تفسیر واقعیت دچار اختلال می‌شود و قضاوت، ادراک یا بیان فکر به‌طور چشمگیری از حالت معمول فاصله می‌گیرد. در معنای بالینی، این اختلال فقط «استرس زیاد» یا «آشفتگی عصبی» نیست، بلکه یک اپیزود واقعی روان‌پریشانه است که معمولاً ناگهانی شروع می‌شود و به همین دلیل نیاز به ارزیابی جدی روان‌پزشکی دارد.

برای فهم هسته این تشخیص، می‌توان آن را در سه مؤلفه اصلی خلاصه کرد: نخست، وجود یک حالت روان‌پریشانه روشن؛ یعنی تماس فرد با واقعیت به‌طور معنی‌دار مختل شده باشد. دوم، کوتاه‌بودن سیر اختلال؛ این وضعیت قرار نیست مانند برخی اختلالات روان‌پریشی دیگر به‌صورت طولانی و پایدار ادامه پیدا کند و در تعریف آن، بازگشت فرد به سطح معمول پیشین اهمیت دارد. سوم، ارزیابی بالینی برای排除 علل دیگر؛ یعنی این وضعیت نباید توضیح بهتری با یک اختلال خلقی همراه با روان‌پریشی، مصرف مواد یا یک بیماری جسمی پیدا کند. همین سه محور، مرز اصلی این اختلال را از بسیاری حالت‌های مشابه مشخص می‌کنند.

اهمیت این اختلال در زندگی روزمره از آن‌جاست که حتی اگر دوره آن کوتاه باشد، می‌تواند در مدت بروز خود، تصمیم‌گیری، روابط، کارکرد شغلی یا تحصیلی و احساس امنیت فرد و خانواده را به‌شدت مختل کند. یک برداشت نادرست این است که «کوتاه‌مدت» بودن یعنی موضوع کم‌اهمیت است؛ در حالی که کوتاه‌بودنِ دوره، از شدت اثر آن در زمان بروز کم نمی‌کند. برای ادامه مطالعه این موضوع، دانستن دو نکته کمک‌کننده است: یکی این‌که در این اختلال، شروع ناگهانی و سیر محدود نقش مهمی در درک بالینی دارند؛ و دیگر این‌که تشخیص آن فقط با کنار هم گذاشتن نشانه‌ها ممکن نیست و همیشه به ارزیابی بالینی دقیق نیاز دارد تا ماهیت اپیزود و مسیر مناسب بررسی و درمان روشن شود.

علائم و تظاهر بالینی اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت

اینفوگرافیک علائم اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت شامل نشانه های هیجانی، فکری، جسمی و رفتاری.

شروع و شکل کلی بروز

این اختلال معمولاً با شروع ناگهانی بروز می‌کند؛ یعنی فردی که پیش از آن ممکن است عملکرد نسبتاً معمولی داشته باشد، در مدت کوتاهی دچار تغییر آشکار در تماس با واقعیت می‌شود. این تغییر اغلب برای خانواده، اطرافیان، همکاران یا معلمان بسیار محسوس است و می‌تواند با سردرگمی، رفتار غیرقابل‌پیش‌بینی یا افت سریع عملکرد همراه باشد.

در بسیاری از موارد، تظاهر بالینی حالت یکنواخت ندارد و ممکن است نشانه‌ها در طول ساعات یا روزها نوسان پیدا کنند؛ به این معنا که شدت آشفتگی، هیجان یا انسجام گفتار و رفتار ثابت نباشد.

نشانه‌های اصلی روان‌پریشانه

شکل بروز اختلال معمولاً حول چند دسته علامت می‌چرخد:

  • هذیان: باورهای نادرست و محکمی که با شواهد معمول اصلاح نمی‌شوند؛ برای مثال ممکن است فرد احساس کند دیگران او را تعقیب می‌کنند، درباره او نقشه دارند، یا پیام‌های ویژه‌ای برای او فرستاده می‌شود.
  • توهم: ادراک چیزهایی که برای دیگران وجود ندارد، به‌ویژه شنیدن صداها؛ گاهی نیز ممکن است دیدن، بو کردن یا احساس‌کردن چیزهایی رخ دهد که مبنای بیرونی ندارند.
  • گفتار آشفته: حرف‌زدن ممکن است از موضوعی به موضوع دیگر بپرد، ارتباط منطقی جملات کم شود، یا صحبت‌ها برای شنونده دشوارفهم و نامنسجم به نظر برسد.
  • رفتار بسیار آشفته یا تغییرات شدید روانی‌حرکتی: رفتار ممکن است عجیب، بی‌هدف، نامتناسب با موقعیت یا به‌طور واضح مختل باشد. در برخی افراد، کندی شدید، بی‌حرکتی، حالت‌های بدنی غیرمعمول یا کاهش پاسخ‌گویی نیز دیده می‌شود.

تغییرات هیجانی و شناختی همراه

علاوه بر علائم اصلی، فرد ممکن است آشفتگی هیجانی شدید یا سردرگمی عمیق را تجربه کند. تغییر سریع از یک حالت عاطفی شدید به حالتی دیگر نیز ممکن است دیده شود؛ برای نمونه، فرد در فاصله کوتاهی از ترس و بی‌قراری به گریه، خشم، یا حالتی نامتناسب با موقعیت برسد.

توانایی قضاوت، تمرکز، دنبال‌کردن گفت‌وگو و تفسیر درست رویدادها ممکن است مختل شود. به همین دلیل، فرد گاهی محیط را تهدیدکننده، مبهم یا غیرعادی تجربه می‌کند و ممکن است نتواند بین برداشت ذهنی خود و واقعیت بیرونی تمایز روشنی بگذارد.

اثر بر رفتار روزمره و روابط

این تظاهرات می‌توانند در مدت کوتاهی باعث اختلال قابل‌توجه در عملکرد شوند. فرد ممکن است نتواند کارهای معمول روزانه را مانند قبل انجام دهد، در مراقبت از بهداشت و تغذیه افت پیدا کند، تصمیم‌های نسنجیده بگیرد، یا در خانه، محل کار، دانشگاه و روابط نزدیک دچار آشفتگی جدی شود.

در برخی افراد، اطرافیان ابتدا متوجه کناره‌گیری اجتماعی، بدبینی ناگهانی، حرف‌ها یا رفتارهای غیرمعمول، یا ناتوانی در انجام مسئولیت‌های روزمره می‌شوند. در نوجوانان و جوانان، این تغییرات ممکن است به‌صورت افت ناگهانی در عملکرد تحصیلی، آشفتگی در روابط با خانواده و دوستان، یا رفتارهای عجیب و نامتناسب جلب توجه کند.

آنچه ممکن است از فردی به فرد دیگر فرق کند

همه افراد همه این نشانه‌ها را به یک شکل تجربه نمی‌کنند. در بعضی افراد، هذیان یا توهم برجسته‌تر است؛ در بعضی دیگر، آشفتگی گفتار، رفتار عجیب، یا سردرگمی و نوسان هیجانی بیشتر به چشم می‌آید. با اینکه این اختلال کوتاه‌مدت است، شدت اختلال در تماس با واقعیت می‌تواند در همان دوره کوتاه چشمگیر باشد.

الگوی علائم در افراد مختلف یکسان نیست، و تشخیص قطعی فقط با ارزیابی بالینی توسط روان‌پزشک یا روان‌شناس امکان‌پذیر است.

تشخیص اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت چگونه انجام می‌شود؟

ارزیابی بالینی و منطق تشخیص

تشخیص اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت باید توسط روان‌پزشک یا روان‌شناسِ آموزش‌دیده در ارزیابی اختلالات روان‌پریشی انجام شود. تشخیص فقط با دیدن یک علامت یا خواندن یک فهرست نشانه‌ها ممکن نیست. متخصص معمولاً شرح حال دقیقِ زمان شروع علائم، شدت آن‌ها، تغییرات رفتاری، سطح عملکرد فرد پیش از شروع مشکل و وضعیت فعلی را بررسی می‌کند.

در این ارزیابی، روشن کردن چند نکته اهمیت ویژه دارد: آیا علائم واقعاً ماهیت روان‌پریشانه دارند؛ آیا مدت آن‌ها حداقل ۱ روز و کمتر از ۱ ماه بوده است؛ آیا فرد در نهایت به سطح عملکرد پیشین خود برمی‌گردد؛ و آیا علائم با وضعیت دیگری بهتر توضیح داده نمی‌شوند.

در عمل، متخصص ممکن است علاوه بر مصاحبه با خود فرد، از اعضای خانواده یا نزدیکان نیز اطلاعات بگیرد؛ چون در دوره‌های روان‌پریشی، آگاهی فرد نسبت به تغییرات گفتار، رفتار یا باورهایش ممکن است کاهش یابد. بررسی سابقهٔ پزشکی، مصرف داروها، الکل و مواد، رویدادهای استرس‌زا، بارداری یا دورهٔ پس از زایمان، و سابقهٔ شخصی یا خانوادگی اختلالات خلقی و روان‌پریشی هم می‌تواند برای تشخیص لازم باشد.

برای تشخیص دقیق، تنها وجود هذیان یا توهم کافی نیست؛ متخصص باید هم‌زمان شناخت، علائم افسردگی و علائم شیدایی را نیز بررسی کند تا مشخص شود آیا با یک اختلال خلقی همراه با ویژگی‌های روان‌پریشانه یا یکی دیگر از اختلالات طیف روان‌پریشی روبه‌رو هستیم یا نه.

معیارهای تشخیصی DSM-5-TR

معیارهای تشخیصی این اختلال در DSM-5-TR به‌طور خلاصه چنین هستند. تشخیص قابل اعتماد فقط وقتی گذاشته می‌شود که همهٔ این شرایط در ارزیابی بالینی احراز شوند:

  1. معیار الف: وجود یک یا چند مورد از علائم زیر. دست‌کم یکی از علائم باید از موارد ۱، ۲ یا ۳ باشد:
    • ۱. هذیان
    • ۲. توهم
    • ۳. گفتار آشفته، مانند از خط خارج شدن مکرر جریان فکر یا نامنسجم شدن گفتار
    • ۴. رفتار به‌طور واضح آشفته یا کاتاتونیک

    نکتهٔ مهم این است که اگر یک تجربه یا باور، پاسخی پذیرفته‌شده در بافت فرهنگی یا مذهبی فرد باشد، نباید خودبه‌خود به‌عنوان علامت این اختلال شمرده شود.

  2. معیار ب: طول دورهٔ اختلال حداقل ۱ روز اما کمتر از ۱ ماه است و پس از آن، فرد در نهایت به سطح عملکرد پیش از بیماری برمی‌گردد.
  3. معیار ج: این اختلال با وضعیت‌های دیگری بهتر توضیح داده نمی‌شود؛ از جمله:
    • اختلال افسردگی اساسی یا اختلال دوقطبی همراه با ویژگی‌های روان‌پریشانه
    • سایر اختلالات روان‌پریشی مانند اسکیزوفرنی
    • کاتاتونیا به‌عنوان یک وضعیت دیگر
    • اثرات مواد یا داروها
    • یک بیماری پزشکی دیگر

معنای عملی این معیارها آن است که تشخیص فقط بر پایهٔ «وجود روان‌پریشی» گذاشته نمی‌شود، بلکه نوع علامت، مدت دقیق، بازگشت عملکرد و رد توضیح‌های جایگزین همگی بخش ضروری تشخیص هستند.

مشخص‌کننده‌ها و سنجش شدت

پس از احراز تشخیص، متخصص می‌تواند مشخص کند که این اختلال با کدام ویژگی‌ها همراه بوده است:

  • با عامل یا عوامل استرس‌زای بارز: وقتی علائم در پاسخ به رویدادهایی ایجاد شوند که در همان بافت فرهنگی، برای تقریباً هر فردی به‌طور چشمگیری استرس‌زا باشند. این حالت گاهی به نام روان‌پریشی واکنشی کوتاه‌مدت هم شناخته می‌شود.
  • بدون عامل یا عوامل استرس‌زای بارز: وقتی چنین زمینهٔ استرس‌زای روشنی وجود نداشته باشد.
  • با شروع پیرامون زایمان: اگر شروع علائم در دوران بارداری یا طی ۴ هفتهٔ پس از زایمان باشد.
  • با کاتاتونیا: اگر علائم کاتاتونیا نیز وجود داشته باشند، این موضوع باید جداگانه مشخص شود.

همچنین می‌توان شدت فعلی علائم روان‌پریشی را به‌صورت کمی درجه‌بندی کرد. در این سنجش، شدت هذیان، توهم، گفتار آشفته، رفتار روانی‌حرکتی غیرطبیعی و علائم منفی بر اساس شدیدترین حالت در ۷ روز اخیر در مقیاسی از ۰ تا ۴ ارزیابی می‌شود. با این حال، این درجه‌بندی برای اصلِ گذاشتنِ تشخیص الزامی نیست و بیشتر به توصیف شدت فعلی کمک می‌کند.

نکاتی که در تشخیص دقیق باید بررسی شوند

در اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت، زمان‌بندی اهمیت اساسی دارد. شروع علائم با زمان تشخیص یکی نیست. ممکن است علائم ناگهانی آغاز شوند، اما تشخیص فقط پس از آن قطعی شود که متخصص بتواند مدت دوره، روند بهبود و بازگشت عملکرد را پیگیری کند. به همین دلیل، گاهی در نخستین مراجعه هنوز تشخیص نهایی با احتیاط مطرح می‌شود.

بررسی بافت فرهنگی و مذهبی فرد هم ضروری است. بعضی تجربه‌ها، مانند شنیدن صدای فرد درگذشته در دورهٔ سوگ یا تجربه‌های خاص در آیین‌های مذهبی، در برخی فرهنگ‌ها لزوماً نشانهٔ اختلال روان‌پریشی نیستند. همچنین برای قضاوت دربارهٔ هذیانی بودن یک باور، باید زمینهٔ فرهنگی، زبانی و اجتماعی فرد در نظر گرفته شود.

از نظر پزشکی نیز ممکن است معاینهٔ جسمی، بررسی وضعیت عصبی، مرور داروهای مصرفی و در صورت نیاز آزمایش‌ها یا ارزیابی‌های تکمیلی درخواست شود تا علل پزشکی یا ناشی از مواد کنار گذاشته شوند. این بررسی‌ها «تست اختصاصیِ تشخیص اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت» نیستند؛ بلکه برای رد سایر علل احتمالی به کار می‌روند.

در نهایت، تشخیص زمانی معتبرتر است که متخصص بتواند تغییر واقعی نسبت به وضعیت معمول فرد را ببیند: یعنی بداند پیش از شروع علائم، عملکرد شغلی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی فرد چگونه بوده و آیا پس از پایان دوره واقعاً به همان سطح بازگشته است یا نه. همین نکته در جدا کردن این اختلال از دوره‌های طولانی‌تر یا اختلالات دیگر اهمیت زیادی دارد.

افتراق اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت از وضعیت‌های مشابه

اینفوگرافیک تشخیص افتراقی اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت و وضعیتهایی که ممکن است علائم مشابه ایجاد کنند.

علل پزشکی و ناشی از مواد

  • بیماری‌های جسمی و عصبی: بعضی مشکلات پزشکی یا مغزی می‌توانند با هذیان، توهم یا آشفتگی فکریِ ناگهانی ظاهر شوند و در نگاه اول شبیه اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت باشند. تفاوت مهم این است که در این حالت‌ها معمولاً در شرح‌حال، معاینه یا آزمایش‌ها نشانه‌ای به نفع یک علت جسمی پیدا می‌شود؛ بنابراین وقتی علائم ناگهانی، غیرمعمول یا همراه با تغییرات جسمی و شناختی هستند، بررسی پزشکی اهمیت دارد.
  • دلیریوم: دلیریوم هم می‌تواند با توهم و بدگمانی همراه باشد، اما معمولاً مشکل اصلی در آن نوسان هوشیاری، توجه و آگاهی است. اگر فرد علاوه بر علائم روان‌پریشانه، گیجی واضح یا تغییرات شدید در توجه و هوشیاری داشته باشد، این وضعیت ممکن است توضیح مناسب‌تری برای علائم باشد.
  • اختلالات ناشی از مواد یا داروها: مصرف یا قطع بعضی مواد و داروها، و نیز مسمومیت با آن‌ها، می‌تواند علائمی بسیار شبیه روان‌پریشی ایجاد کند. تفاوت عملیِ اصلی معمولاً در رابطهٔ زمانی میان مصرف ماده یا دارو و شروع علائم روشن می‌شود؛ برای همین شرح‌حال دقیق و گاهی آزمایش‌های مربوط به مواد به افتراق کمک می‌کند.

اختلالات خلقی و سایر اختلالات روان‌پریشی

  • افسردگی اساسی یا اختلال دوقطبی با ویژگی‌های روان‌پریشانه: در برخی افراد، هذیان یا توهم فقط در جریان یک دورهٔ کامل خلقی دیده می‌شود؛ مثلاً همراه با افسردگی شدید یا شیدایی. در این وضعیت‌ها، علائم روان‌پریشانه بیشتر در بستر اختلال خلقی فهمیده می‌شوند، نه به‌عنوان اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت. تفاوت اصلی معمولاً این است که آیا علائم روان‌پریشانه فقط در زمان دورهٔ خلقی رخ داده‌اند یا نه.
  • اسکیزوفرنی‌فرم، اسکیزوفرنی و دیگر اختلالات طیف اسکیزوفرنی: این اختلالات می‌توانند در شروع شبیه باشند، به‌ویژه وقتی نخستین اپیزود ناگهانی است. تفاوت مهم بیشتر از همه در سیر زمانی و الگوی ادامهٔ علائم مشخص می‌شود. اگر علائم مدت بیشتری ادامه پیدا کنند، یا الگوی بیماری به سمت عودهای تکراری و اختلال پایدارتر برود، ممکن است تشخیص دیگری مناسب‌تر باشد.
  • اختلال هذیانی: وقتی مشکل اصلی یک باور ثابت و نادرست است و تصویر بالینی با هذیان محدودتر توضیح داده می‌شود، ممکن است این تشخیص مطرح شود. در عمل، افتراق به نوع علائم، دامنهٔ درگیری روان‌پریشانه و روند زمانی نیاز دارد، نه به یک نشانهٔ منفرد.
  • عود اختلالات خلقی یا روان‌پریشانه: اگر اپیزودهای مشابه دوباره تکرار شوند، باید احتمال این را در نظر گرفت که با یک اختلال عودکننده مانند اختلال دوقطبی یا تشدیدهای مکرر یک اختلال روان‌پریشانهٔ پایدارتر روبه‌رو باشیم. بنابراین تکرار علائم لزوماً به معنای همان تشخیص قبلی نیست.

وضعیت‌های دیگری که می‌توانند شبیه باشند یا هم‌زمان وجود داشته باشند

  • اختلالات شخصیت: در بعضی افراد مبتلا به اختلالات شخصیت، فشار روانی می‌تواند دوره‌های کوتاهِ افکار عجیب، بدگمانی یا علائم شبه‌روان‌پریشانه ایجاد کند. این علائم همیشه به معنی یک اختلال جداگانه نیستند. تفاوت معمولاً در این است که آیا این علائم بسیار گذرا و وابسته به تنش هستند یا به اندازه‌ای پایدار شده‌اند که نیاز به تشخیص مستقل را مطرح کنند. همچنین وجود اختلال شخصیت، اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت را لزوماً رد نمی‌کند و این دو می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند.
  • تمارض و اختلال ساختگی: گاهی ممکن است فرد به‌طور عمدی علائمی شبیه روان‌پریشی نشان دهد. در این حالت، مسئلهٔ اصلی خودِ علائم نیست، بلکه شواهدی است که نشان می‌دهد علائم عمداً ایجاد یا وانمود شده‌اند. تشخیص این وضعیت بسیار ظریف است و فقط با ارزیابی بالینی دقیق ممکن می‌شود.

افتراق اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت از این وضعیت‌ها یک فرایند تخصصی است و معمولاً به بررسی زمان‌بندی علائم، زمینهٔ بروز، سابقهٔ مواد و داروها، و در صورت لزوم ارزیابی پزشکی و روان‌پزشکی نیاز دارد.

مدیریت دورهٔ حاد و پیگیری اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت

اصول کلی درمان و تعیین سطح مراقبت

درمان اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت همیشه باید فردمحور باشد؛ یعنی بر پایهٔ شدت علائم، میزان آشفتگی یا گیجی، خطر آسیب به خود یا دیگران، توانایی مراقبت از خود، وجود کاتاتونیا، سابقهٔ قبلی، بیماری‌های جسمی، مصرف مواد، حمایت خانواده و امکان پیگیری منظم تنظیم شود. هدف اولیه معمولاً آرام‌کردن دورهٔ حاد، کاهش علائم روان‌پریشی و کمک به بازگشت هرچه بیشتر به عملکرد قبلی است. در مقایسه با اسکیزوفرنی، این اختلال معمولاً با بستری کوتاه‌تر و بهبود کارکردی سریع‌تر همراه است، اما شدت علائم در شروع می‌تواند بالا باشد و نیاز به مراقبت نزدیک ایجاد کند.

پیش از آن‌که همهٔ تغییرات رفتاری یا روانی فقط به اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت نسبت داده شود، ارزیابی بالینی باید علت‌های مهم دیگر را هم در نظر بگیرد؛ از جمله بیماری‌های جسمی و عصبی، اثر داروها، مصرف یا قطع مواد، کم‌خوابی شدید، درد، فشار روانی شدید و اختلالات خلقی. این موضوع فقط برای تشخیص نیست؛ بلکه مسیر درمان و میزان فوریت مراقبت را هم تغییر می‌دهد.

  • مراقبت سرپایی زمانی مطرح است که فرد از نظر ایمنی در وضعیت نسبتاً پایداری باشد، همکاری درمانی ممکن باشد و خانواده یا اطرافیان قابل اتکا برای پیگیری وجود داشته باشند.
  • مراقبت فشرده‌تر یا بستری ممکن است لازم شود اگر آشفتگی، بی‌نظمی رفتاری، گیجی، کاتاتونیا، ناتوانی در خوردن و آشامیدن یا مراقبت از خود، یا نگرانی جدی دربارهٔ ایمنی وجود داشته باشد.

کنترل علائم در فاز حاد

در فاز حاد، تمرکز اصلی بر کاهش هذیان، توهم، گفتار یا رفتار آشفته و بازگرداندن خواب، تغذیه و نظم روزانه است. شواهد اختصاصی برای این اختلال محدود است، اما در چند مطالعهٔ بالینی، داروهای ضدروان‌پریشی مانند هالوپریدول، ریسپریدون و اولانزاپین برای بهبود علائم حاد سودمند بوده‌اند. با این حال، این به آن معنا نیست که همهٔ افراد به یک دارو، یک مدت درمان یا حتی لزوماً درمان دارویی یکسان نیاز دارند. انتخاب درمان به شدت علائم، وضعیت جسمی، احتمال عوارض، پاسخ قبلی و ترجیح فرد بستگی دارد.

در صورت استفاده از درمان دارویی، پیگیری منظم برای سنجش فایدهٔ واقعی درمان و نیز بررسی عوارض احتمالی اهمیت دارد. هدف، مصرف حداقلیِ لازم برای کنترل علائم و حفظ ایمنی است، نه درمان طولانی‌مدت بدون بازبینی. بر اساس منابع موجود، هنوز پژوهش کافی برای پاسخ قطعی به این پرسش وجود ندارد که پس از فروکش کامل علائم، درمان دارویی دقیقاً تا چه مدت باید ادامه یابد؛ بنابراین این تصمیم باید با بازبینی مکرر و به‌صورت فردی گرفته شود.

حمایت روان‌شناختی، آموزش و مشارکت خانواده

پس از آن‌که علائم شدیدتر فروکش کرد، بخش مهمی از مراقبت به فهم تجربهٔ روان‌پریشی و بازسازی عملکرد مربوط می‌شود. روان‌درمانی حمایتی، آموزش دربارهٔ ماهیت علائم، کمک به کاهش ترس و شرم، تنظیم خواب، کاهش فشارهای محیطی و بازگشت تدریجی به کار، تحصیل و روابط می‌تواند مفید باشد. برای اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت، پژوهش‌های اختصاصی روان‌درمانی به اندازهٔ درمان دارویی هم گسترده نیست؛ بنابراین معمولاً از مداخلات حمایتی و آموزش‌محور به‌عنوان مکمل مراقبت روان‌پزشکی استفاده می‌شود، نه جایگزین آن.

اگر یک فشار روانی روشن پیش از شروع علائم وجود داشته باشد، برنامهٔ درمانی می‌تواند پس از پایدارتر شدن فرد، به آن عامل هم بپردازد؛ برای نمونه سوگ، تعارض خانوادگی، تجربهٔ آسیب‌زا یا استرس شدید. در این مرحله، درمان باید با سرعت مناسب پیش برود تا خودِ پرداختن به استرس، باعث افزایش دوبارهٔ آشفتگی نشود.

خانواده یا مراقبان، در صورت رضایت و مشارکت فرد، می‌توانند نقش مهمی در فراهم‌کردن محیطی آرام، پیگیری خواب و تغذیه، مشاهدهٔ تغییرات رفتاری تازه، تشویق به حضور در ویزیت‌ها و انتقال دقیق اطلاعات به درمانگر داشته باشند. در عین حال، تصمیم‌گیری درمانی باید تا حد امکان با مشارکت خود فرد و با حفظ کرامت و ترجیحات او انجام شود.

پیگیری، بازبینی تشخیص و پیشگیری از عود

یکی از مهم‌ترین بخش‌های مدیریت این اختلال، پیگیری پس از بهبود ظاهری است. در بخشی از افراد، تشخیص اولیه در گذر زمان تغییر می‌کند و ممکن است بعداً روشن شود که با یکی از اختلالات طیف اسکیزوفرنی یا اختلالات خلقیِ همراه با روان‌پریشی روبه‌رو بوده‌اند. همچنین در برخی گزارش‌ها، حدود نیمی از افراد طی چند سال بعدی دچار عود می‌شوند. به همین دلیل، حتی اگر فرد به سطح عملکرد قبلی خود بازگردد، پیگیری دوره‌ای اهمیت دارد.

در ویزیت‌های پیگیری معمولاً این موارد دوباره بررسی می‌شوند:

  • بازگشت یا باقی‌ماندن علائم روان‌پریشی
  • وجود نشانه‌های افسردگی یا مانیا، چون می‌تواند مسیر درمان و حتی تشخیص را تغییر دهد
  • وضعیت شناختی و تمرکز
  • خواب، مصرف مواد، فشارهای محیطی و موانع پایبندی به درمان
  • عملکرد فرد در خانه، روابط، کار یا تحصیل
  • نیاز به ادامه، کاهش یا بازنگری سطح حمایت حرفه‌ای و خانوادگی

ارزیابی نشانه‌های افسردگی، مانیا و مشکلات شناختی در بازبینی‌ها اهمیت ویژه دارد، زیرا به تشخیص دقیق‌تر و انتخاب مراقبت مناسب‌تر کمک می‌کند.

چشم‌انداز اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت در بسیاری از افراد از اسکیزوفرنی بهتر است و بسیاری می‌توانند به سطح خوبی از عملکرد بازگردند، اما این نتیجه برای همه یکسان نیست. بهترین رویکرد، پیگیری منظم، بازنگری صادقانهٔ پاسخ به درمان، و تنظیم مرحله‌به‌مرحلهٔ برنامهٔ مراقبتی بر اساس نیازهای واقعی فرد است؛ رویکردی که هم امکان بهبود قابل توجه را حفظ می‌کند و هم خطر نادیده‌گرفتن عود یا تغییر تشخیص را کمتر می‌سازد.

سیر اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت و چشم‌انداز بهبود

الگوی معمول شروع و فروکش

اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت معمولاً شروعی ناگهانی دارد و در بعضی افراد حتی بدون دوره هشداردهنده روشن بروز می‌کند. این اختلال می‌تواند از نوجوانی تا بزرگسالی دیده شود و فقط به یک سن خاص محدود نیست، هرچند میانگین سن شروع در برخی منابع حدود میانه دهه ۳۰ زندگی گزارش شده است.

از نظر سیر بیماری، نکته اصلی این است که این اختلال به‌طور تعریف‌شده گذراست: نشانه‌های روان‌پریشی باید ظرف کمتر از ۱ ماه برطرف شوند و فرد در نهایت به سطح عملکرد پیشین خود برگردد. در بعضی افراد، کل دوره فقط چند روز طول می‌کشد؛ در بعضی دیگر، علائم تا چند هفته ادامه پیدا می‌کند. بنابراین «کوتاه‌مدت» بودن به این معنی نیست که تجربه فرد خفیف یا کم‌اهمیت است، بلکه به مدت زمان episode اشاره دارد.

بهبود، عملکرد، و احتمال عود

در بسیاری از افراد، چشم‌انداز کلی از نظر کاهش علائم و عملکرد اجتماعی خوب است. یعنی پس از فروکش episode، فرد می‌تواند دوباره به روابط، نقش‌های خانوادگی، کار یا تحصیل خود نزدیک شود. با این حال، رفع علائم با تضمین بهبودی دائمی یکسان نیست. حتی وقتی episode نخست کاملاً برطرف می‌شود، در بخشی از افراد امکان عود وجود دارد.

مطالعات نشان می‌دهند که عود در این اختلال غیرمعمول نیست و در پیگیری‌های چندساله، حدود نیمی از افراد یا بیشتر ممکن است episode دیگری را تجربه کنند. به همین دلیل، حتی پس از بهبود کامل اولیه، مدتی پیگیری بالینی اهمیت دارد.

نکته مهم دیگر این است که در یک اقلیت معنادار از موارد، تشخیصی که در ابتدا «اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت» گذاشته شده است، با گذشت زمان تغییر می‌کند. اگر چنین تغییری رخ دهد، بیشتر به سمت اختلالات طیف اسکیزوفرنی می‌رود و کمتر به سمت اختلالات خلقی یا سایر اختلالات روان‌پریشی. این موضوع لزوماً به این معنا نیست که تشخیص اول «اشتباه» بوده است؛ گاهی فقط سیر زمان نشان می‌دهد که تصویر بالینی به کدام اختلال پایدارتر تعلق دارد.

چه عواملی بر پیش‌آگهی اثر می‌گذارند؟

شواهد درباره عوامل پیش‌آگهیِ کاملاً اختصاصی برای اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت محدود است، اما در پژوهش‌های مربوط به این تشخیص و حالت‌های بسیار نزدیک به آن، چند الگو دیده شده است:

  • چشم‌انداز بهتر بیشتر با شروع ناگهانی، عملکرد خوب پیش از بیماری، کوتاه بودن فاصله بین شروع علائم و رسیدگی بالینی، و فروکش زودتر علائم همراه بوده است.
  • نیاز به پیگیری دقیق‌تر زمانی بیشتر مطرح می‌شود که علائم شدیدتر یا بستری طولانی‌تر وجود داشته باشد، فرد در سن پایین‌تری دچار episode شده باشد، یا سابقه خانوادگی اختلالات طیف اسکیزوفرنی وجود داشته باشد.

این عوامل فقط احتمال‌ها و الگوهای آماری را نشان می‌دهند و سرنوشت فرد را تعیین نمی‌کنند. ممکن است کسی با یک عامل نگران‌کننده، سیر بسیار خوبی داشته باشد و فرد دیگری با شروع ظاهراً مطلوب، بعدها عود را تجربه کند.

چشم‌انداز بلندمدت

در مقایسه با اختلالات روان‌پریشی پایدارتر، اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت معمولاً با مدت کمتر علائم، عملکرد اجتماعی بهتر، و بازگشت سریع‌تر به زندگی روزمره همراه است. با این حال، نتیجه نهایی فقط با ناپدید شدن علائم سنجیده نمی‌شود. کیفیت زندگی، بازگشت به احساس امنیت، توان ادامه نقش‌های روزانه، و کاهش ترس از تکرار episode هم بخش مهمی از بهبود هستند.

به‌طور کلی، سیر این اختلال در افراد مختلف یکسان نیست: بعضی افراد فقط یک episode را تجربه می‌کنند و دیگر تکرار نمی‌شود، بعضی دچار عود می‌شوند، و در بعضی دیگر با گذشت زمان تشخیص روشن‌تر می‌شود. ارزیابی مناسب، پیگیری در ماه‌ها و سال‌های بعد، و حمایت خانوادگی و اجتماعی می‌تواند به تشخیص زودتر عود، حفظ عملکرد، و بهبود چشم‌انداز بلندمدت کمک کند.

علائم هشدار فوری در اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت

اینفوگرافیک علائم هشدار فوری در اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت شامل نشانههایی که نیاز به کمک تخصصی فوری دارند.
اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت همیشه به وضعیت اورژانسی تبدیل نمی‌شود، اما شروع ناگهانی از دست‌دادن تماس با واقعیت می‌تواند در مدت کوتاهی خطرناک شود. کمک فوری گرفتن در این شرایط یک اقدام ایمنی است، نه نشانهٔ ضعف یا شکست.

چه وقت باید فوراً اقدام کرد؟

  • خطر فوری خودکشی یا آسیب شدید به خود: اگر فرد می‌گوید می‌خواهد به خود آسیب بزند، به‌سمت رفتارهای خطرناک می‌رود، یا بر اساس باورهای نادرست و هذیان‌ها در معرض آسیب جدی قرار گرفته است، باید فوراً کمک اورژانسی گرفته شود.
  • خطر جدی و قریب‌الوقوع برای دیگران: اگر فرد به‌دلیل هذیان، توهم، آشفتگی شدید یا از دست‌دادن قضاوت، احتمال دارد به کسی آسیب جدی بزند یا نتوان او را در محیط به‌طور ایمن نگه داشت، این وضعیت اورژانسی است.
  • آشفتگی شدید، گم‌گشتگی یا بی‌نظمی رفتاری به‌حدی که ایمنی از بین رفته است: مثلاً فرد حرف‌های بسیار نامنسجم می‌زند، نمی‌تواند موقعیت را بفهمد، رفتارهای بسیار بی‌هدف یا خطرناک نشان می‌دهد، یا دیگر نمی‌تواند تصمیم‌های ساده و ایمن بگیرد.
  • ناتوانی در تأمین نیازهای پایه: اگر فرد نمی‌تواند غذا و آب کافی مصرف کند، بهداشت اولیه را حفظ کند، لباس مناسب بپوشد، یا خود را از پیامدهای قضاوت مختل و باورهای نادرست محافظت کند، به ارزیابی فوری نیاز دارد.
  • کاهش واضح پاسخ‌دهی یا کاتاتونیا: اگر فرد بسیار کم‌تحرک شده، به صدا زدن پاسخ نمی‌دهد، طولانی‌مدت در یک وضعیت می‌ماند، یا برعکس دچار بی‌قراری روانی‌حرکتی شدید و غیرقابل‌کنترل شده است، باید فوراً ارزیابی شود.

در صورت وجود خطر فوری، اگر در ایران هستید با اورژانس پزشکی ۱۱۵ تماس بگیرید؛ در سایر کشورها با شمارهٔ اورژانس محل زندگی خود تماس بگیرید یا فوراً به نزدیک‌ترین اورژانس بیمارستان مراجعه کنید.

چه علائمی ارزیابی همان‌روز را لازم می‌کنند؟

  • شروع ناگهانی هذیان، توهم یا گفتار کاملاً آشفته: حتی اگر هنوز خطر فوری دیده نمی‌شود، این تغییر ناگهانی نیاز به ارزیابی سریع همان‌روز دارد.
  • سردرگمی شدید یا تغییر واضح از وضعیت معمول فرد: اگر خانواده یا مراقب می‌گویند فرد «اصلاً شبیه حالت همیشگی‌اش نیست»، این تغییر مهم است و نباید فقط به حساب یک مشکل روانی گذاشته شود.
  • نوسان شدید هیجان همراه با افت قضاوت: تغییر سریع بین ترس، پریشانی، بی‌قراری یا گیجی، به‌ویژه وقتی عملکرد روزمره به‌وضوح مختل شده، نیاز به ارزیابی فوری دارد.

چرا باید علت جسمی یا مصرف مواد هم فوری بررسی شود؟

روان‌پریشی کوتاه‌مدت فقط زمانی مطرح می‌شود که علائم بهتر با مصرف یا قطع مواد، عوارض دارویی، یا یک بیماری جسمی و عصبی توضیح داده نشوند. به همین دلیل، وقتی روان‌پریشی، گیجی، آشفتگی، کاهش پاسخ‌دهی یا تغییر ناگهانی رفتار شروع می‌شود، باید به علت‌های پزشکی هم فکر کرد؛ از جمله عفونت، درد شدید، تشنج، ضربهٔ سر، مسمومیت، یا دلریوم.

این موضوع به‌ویژه وقتی مهم‌تر است که فرد نتواند حال خود را دقیق توضیح دهد یا اطرافیان متوجه شوند ناگهان از وضعیت معمول خود فاصله گرفته است. در این شرایط، خانواده یا همراه می‌توانند با گفتن تغییرات اخیر، بیماری‌های تازه، ضربه، مصرف مواد، یا تغییرات دارویی به ارزیابی سریع‌تر و ایمن‌تر کمک کنند.

نکتهٔ مهم برای خانواده

وجود یک دورهٔ کوتاه به این معنی نیست که خطر همیشه کم است. در فاز حاد، قضاوت و تماس با واقعیت ممکن است آن‌قدر مختل شود که فرد به نظارت و محافظت نیاز داشته باشد. اگر ایمنی، تغذیه، آب‌خوردن، بهداشت یا توانایی ماندن در محیط امن مختل شده است، کمک فوری را به تأخیر نیندازید.

علت‌ها و عوامل خطر اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت

اینفوگرافیک علتها و عوامل خطر اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت بر اساس مدل زیستی، روانی و اجتماعی.

علت دقیق معمولا یک عامل واحد نیست

در بیشتر موارد، برای اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت یک «علت» قطعی و واحد شناخته نمی‌شود. الگوی کلی این است که این اختلال می‌تواند چندعاملی باشد؛ یعنی احتمالا از ترکیب یک آسیب‌پذیری زمینه‌ای با یک محرک نزدیک به شروع علائم پدید می‌آید. به همین دلیل، بعضی افراد پس از یک فشار روانی دچار حمله می‌شوند و بعضی دیگر بدون محرک آشکار. همچنین وجود یک عامل خطر به این معنا نیست که فرد حتما به این اختلال مبتلا می‌شود، و نبودن عامل خطر هم آن را رد نمی‌کند.

محرک‌های احتمالی شروع علائم

یکی از مهم‌ترین نکاتی که درباره این اختلال مطرح شده، نقش فشار روانی حاد به‌عنوان یک محرک احتمالی است. در بعضی افراد، شروع علائم روان‌پریشانه با یک استرس شدید و نزدیک به زمان شروع همراه است. با این حال، این ارتباط در همه موارد دیده نمی‌شود و وجود استرس برای تشخیص لازم نیست. بنابراین، استرس می‌تواند در برخی موارد نقش آغازگر داشته باشد، اما به‌تنهایی توضیح کامل همه موارد نیست.

آسیب‌پذیری‌های زمینه‌ای و عوامل همراه

برخی شواهد نشان می‌دهند که سابقه خانوادگی اختلالات طیف اسکیزوفرنی ممکن است با آسیب‌پذیری بیشتر در بعضی افراد همراه باشد. این موضوع بیشتر به این معناست که در برخی افراد، زمینه زیستی یا خانوادگی می‌تواند احتمال بروز یک دوره روان‌پریشانه کوتاه را افزایش دهد یا احتمال این را بیشتر کند که در پیگیری‌های بعدی، تشخیص به یکی از اختلالات پایدارتر طیف روان‌پریشی تغییر کند. با این حال، این یافته به هیچ‌وجه به معنای «وراثت قطعی» یا اجتناب‌ناپذیر بودن بیماری نیست.

از سوی دیگر، چون این اختلال می‌تواند به‌طور ناگهانی و حتی بدون دوره مقدماتی طولانی شروع شود، همیشه نمی‌توان پیش از بروز علائم، یک مسیر روشن و قابل پیش‌بینی برای آن پیدا کرد. همین موضوع نشان می‌دهد که آسیب‌پذیری زمینه‌ای در همه افراد به یک شکل دیده نمی‌شود.

چه چیزهایی شبیه این اختلال هستند اما علت آن نیستند

برای اینکه تشخیص اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت مطرح شود، باید روشن شود که علائم ناشی از مواد، داروها یا یک بیماری پزشکی نیستند. بعضی مواد یا داروها، از جمله برخی داروهای اثرگذار بر دستگاه عصبی مرکزی، و نیز بعضی وضعیت‌های پزشکی یا عصبی، می‌توانند علائمی شبیه روان‌پریشی ایجاد کنند. در این موارد، فرد ممکن است نشانه‌هایی بسیار مشابه داشته باشد، اما علت اصلی چیز دیگری است و تشخیص، اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت نخواهد بود.

همین‌طور اگر علائم روان‌پریشانه در واقع بخشی از یک اختلال خلقی با ویژگی‌های روان‌پریشانه یا یکی دیگر از اختلالات روان‌پریشی باشند، نباید آن را به‌عنوان اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت در نظر گرفت. این نکته بیشتر به ارزیابی دقیق علت علائم مربوط است تا نسبت دادن شتاب‌زده همه موارد روان‌پریشی به یک تشخیص واحد.

در مجموع، اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت معمولا نتیجه یک علت ساده و منفرد نیست. در بعضی افراد، یک فشار روانی حاد پیش از شروع علائم دیده می‌شود و در بعضی دیگر، احتمال یک آسیب‌پذیری زمینه‌ای مطرح است؛ اما در همه موارد، بررسی علل پزشکی، دارویی و مصرف مواد اهمیت اساسی دارد. این نگاه کمک می‌کند بدون سرزنش فرد یا خانواده، علت‌های محتمل با دقت بیشتری فهمیده شوند.

شیوع و الگوی جمعیتی اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت

فراوانی کلی

اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت در جمعیت عمومی نادر در نظر گرفته می‌شود و برآورد دقیق شیوع یا بروز آن آسان نیست؛ یکی از علت‌ها این است که تشخیص در بخشی از افراد با گذشت زمان تغییر می‌کند و بعداً در قالب اختلالات دیگری در طیف روان‌پریشی یا اختلالات خلقیِ همراه با علائم روان‌پریشانه طبقه‌بندی می‌شود.

با این حال، در چند کشور گزارش شده است که این اختلال ممکن است حدود ۲٪ تا ۷٪ از موارد نخستین شروع روان‌پریشی را تشکیل دهد. این عدد به شیوع در کل جمعیت اشاره نمی‌کند، بلکه سهم این تشخیص را در میان افرادی نشان می‌دهد که برای نخستین بار با روان‌پریشی مراجعه می‌کنند.

سن، جنس و تفاوت‌های جمعیتی

در منابع در دسترسِ بازیابی‌شده، برای اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت برآورد عددیِ قابل اتکای مشخصی درباره توزیع سنی، نسبت زنان و مردان، یا تفاوت‌های جغرافیایی و فرهنگی ارائه نشده است. بنابراین، درباره اینکه این اختلال دقیقاً در کدام سنین یا در کدام جنس شایع‌تر است، نمی‌توان بر پایه همین شواهد عدد قطعی بیان کرد.

نکته مهم در تفسیر آمارها

آمارهای این اختلال باید با احتیاط خوانده شوند، چون تعریف تشخیصی، محیط مطالعه، و پیگیری طولی افراد می‌تواند بر برآوردها اثر بگذارد. به همین دلیل، ممکن است در یک مرکز یا کشور این تشخیص سهم قابل‌توجهی از نخستین دوره روان‌پریشی را نشان دهد، اما در مطالعات دیگر کمتر ثبت شود.

نتیجه‌گیری

اختلال روان‌پریشی کوتاه‌مدت با وجود نامش، می‌تواند در زمان بروز برای فرد و خانواده بسیار آشفته‌کننده باشد و نباید آن را صرفاً به استرس یا آشفتگی گذرا فروکاست. شناخت درست این وضعیت بر پایهٔ ارزیابی بالینی دقیق، بررسی مدت و نوع علائم، و کنار گذاشتن علت‌های دیگر انجام می‌شود. در بسیاری از افراد، چشم‌انداز کلی از نظر کاهش علائم و بازگشت به عملکرد قبلی امیدبخش است، اما پیگیری پس از فروکش علائم هم اهمیت دارد، چون مسیر بیماری در همه یکسان نیست و ممکن است در طول زمان روشن‌تر شود. اگر علائم ادامه پیدا کند، شدت بگیرد، کارکرد روزمره را مختل کند یا نگرانی ایمنی ایجاد شود، ارزیابی توسط متخصص لازم است. برخورد آرام، محترمانه و بدون سرزنش، به فرد و خانواده کمک می‌کند تا این دوره را بهتر پشت سر بگذارند.

منابع

  1. American Psychiatric Association (2022). Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition, Text Revision (DSM-5-TR). American Psychiatric Association Publishing.
  2. Tasman A, Riba MB, Alarcón RD, Alfonso CA, Kanba S, Lecic-Tosevski D, Ndetei DM, Ng CH, Schulze TG, editors (2024). Tasman’s Psychiatry. 5th ed. Springer Nature.
  3. Boland RJ, Verduin ML, Ruiz P (2021). Kaplan & Sadock’s Synopsis of Psychiatry. 12th ed. Wolters Kluwer.
  4. World Health Organization (2024). Clinical Descriptions and Diagnostic Requirements for ICD-11 Mental, Behavioural and Neurodevelopmental Disorders (CDDR). World Health Organization.
  5. World Health Organization (2023). Mental Health Gap Action Programme (mhGAP) Guideline for Mental, Neurological and Substance Use Disorders. 3rd ed. World Health Organization.
  6. American Psychiatric Association (n.d.). Clinical Practice Guidelines. American Psychiatric Association.
  7. National Institute for Health and Care Excellence (n.d.). Mental Health, Behavioural and Neurodevelopmental Conditions: NICE Guidance. NICE.
  8. American Academy of Child and Adolescent Psychiatry (n.d.). Clinical Practice Guidelines, Clinical Updates, and Practice Parameters. AACAP.
به این نوشته امتیاز دهید.

به اشتراک بگذارید:

به این نوشته امتیاز دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهت مشاهده ویدیو های درمانگران، با کلیک روی آیکون زیر، عضو اینستاگرام باور شوید