آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا برخی افراد حتی پس از پیشبینیهای نادرست، همچنان به باورهای خود پایبند میمانند؟ آزمایش روانشناختی لئون فستینگر که به نام مطالعه فرقه روز قیامت شناخته میشود، به بررسی این پدیده پرداخته است. در دهه ۱۹۵۰، فستینگر و همکارانش با کنجکاوی به دنبال کشف این بودند که چگونه یک گروه مذهبی کوچک در مواجهه با پیشبینی نادرست روز قیامت، به واکنش نشان میدهد. این مطالعه به دلیل کشف مفهوم ناهماهنگی شناختی به یک نقطه عطف در روانشناسی تبدیل شد. با ما همراه باشید تا به بررسی جزئیات این آزمایش، یافتههای آن، و تأثیرات بلندمدت آن بر درک رفتار انسانی بپردازیم.
پیشزمینه و خاستگاه آزمایش مطالعه فرقه روز قیامت فستینگر (Festinger’s Doomsday Cult Study)
در دهه ۱۹۵۰، ایالات متحده در بحبوحه تغییرات اجتماعی و فرهنگی گستردهای قرار داشت. این دوران با جنگ سرد و ترس از جنگ هستهای، همراه با ظهور فرهنگ مصرفگرایی و رشد جنبشهای مذهبی جدید مشخص میشد. در این بستر، مردم به دنبال راههایی برای یافتن معنا و امنیت بودند، که این امر به ظهور گروههای مذهبی و فرقهای انجامید. یکی از این گروهها، فرقهای بود که به رهبری زنی به نام دوروتی مارتین، پیشبینی کرد که یک سیل بزرگ در تاریخ معین جهان را نابود خواهد کرد و تنها پیروان وفادار او نجات خواهند یافت.
لئون فستینگر، روانشناس اجتماعی برجسته، به همراه همکارانش، به بررسی این سوال پرداختند که چرا افراد حتی در مواجهه با شواهد واضحی که باورهایشان را نقض میکند، به این باورها پایبند میمانند. در آن زمان، نظریههای روانشناختی عمدتاً بر رفتارگرایی و تاثیرات خارجی بر رفتار فرد متمرکز بودند. فستینگر به دنبال کشف فرآیندهای شناختی پیچیدهتری بود که بر تصمیمگیری و تغییر نگرشها تأثیر میگذارد.
فستینگر و تیم او میخواستند بفهمند که چگونه و چرا افراد به ناهماهنگی شناختی پاسخ میدهند، وضعیتی که در آن فرد با اطلاعات یا تجربههایی روبرو میشود که با باورها یا ارزشهای او در تضاد است. آنها فرض کردند که افراد برای کاهش این ناهماهنگی از راهبردهایی مانند تغییر باورها یا افزودن توجیهات جدید استفاده میکنند. این مطالعه فرصتی بینظیر برای مشاهده این فرآیندها در یک محیط طبیعی بود.
مطالعه فرقه روز قیامت به عنوان یکی از نخستین و مهمترین پژوهشها در زمینه ناهماهنگی شناختی شناخته میشود. این آزمایش نه تنها به درک بهتری از فرآیندهای شناختی و روانشناختی پشت تغییر نگرشها کمک کرد، بلکه به توسعه نظریه ناهماهنگی شناختی انجامید که یکی از بنیادیترین نظریهها در روانشناسی اجتماعی است. یافتههای این مطالعه همچنان در حوزههای مختلف از جمله تبلیغات، تغییر رفتار، و روانشناسی سازمانی کاربرد دارد.
روش انجام آزمایش
در میانه دهه ۱۹۵۰، لئون فستینگر و تیمش به دنبال درک عمیقتری از فرآیندهای شناختی و روانشناختی بودند که بر پایداری باورها حتی در مواجهه با شواهد متناقض تأثیر میگذارند. مطالعه فرقه روز قیامت فرصتی بینظیر برای بررسی این پدیده در یک محیط واقعی فراهم آورد.
در این مطالعه، محققان به گروهی از پیروان دوروتی مارتین، که به نام «فرقه روز قیامت» شناخته میشدند، پیوستند. این گروه پیشبینی کرده بود که جهان در یک تاریخ معین توسط سیل نابود خواهد شد. محققان به عنوان شرکتکنندگان مخفی وارد گروه شدند تا رفتار و واکنشهای اعضا را به دقت مشاهده و ثبت کنند.
شرکتکنندگان این مطالعه اعضای گروهی بودند که به پیشبینیهای مارتین ایمان داشتند. این افراد عمدتاً از طبقه متوسط و بالای جامعه بودند و شامل زن و مرد در سنین مختلف میشدند. انتخاب این گروه به دلیل باور قوی اعضا به پیشبینیهای مارتین و انتظار آنها برای نابودی قریبالوقوع جهان بود.
آزمایش در محیط خانگی و جلسات گروهی فرقه انجام شد. محققان با استفاده از ابزارهای مشاهده و ثبت، رفتار و گفتار اعضا را در طول جلسات و پس از تاریخ پیشبینی شده به دقت ثبت کردند. آنها به طور خاص به دنبال تغییرات در باورها و نگرشهای اعضا پس از عدم تحقق پیشبینی بودند.
فرایند آزمایش به این صورت بود که محققان در جلسات گروهی شرکت میکردند و به عنوان اعضای جدید، با دیگران تعامل میکردند. آنها به دقت به گفتوگوها گوش میدادند و یادداشتهایی از واکنشها و توجیهاتی که اعضا برای عدم وقوع پیشبینی ارائه میدادند، تهیه میکردند. این روش به محققان اجازه داد تا از نزدیک شاهد فرآیندهای ناهماهنگی شناختی در عمل باشند.
دادهها عمدتاً از طریق مشاهده مستقیم و یادداشتبرداری در طول جلسات گروهی جمعآوری شدند. محققان همچنین از گفتگوهای غیررسمی با اعضا برای فهم بهتر تغییرات در نگرشها و باورهای آنها استفاده کردند. این دادهها به محققان امکان داد تا الگوهای رفتاری و شناختی را که در پاسخ به ناهماهنگی شناختی رخ میدهند، شناسایی کنند.
آزمایش در چندین جلسه گروهی قبل و بعد از تاریخ پیشبینی شده انجام شد، و هر جلسه چند ساعت به طول انجامید. این جلسات فرصتی فراهم کرد تا محققان به صورت عمیقتر و در طول زمان به بررسی تغییرات در نگرشها بپردازند.
از نظر اخلاقی، این مطالعه چالشهای خاص خود را داشت. محققان به عنوان اعضای مخفی وارد گروه شدند و این امر به معنای نقض حریم خصوصی اعضا بود. با این حال، آنها تلاش کردند تا حد ممکن اطلاعات را به صورت محرمانه نگه دارند و از آنها برای اهداف تحقیقاتی استفاده کنند. این مطالعه به خاطر ماهیت خاص خود، بعدها مورد بحثهای اخلاقی قرار گرفت و درسی مهم در زمینه رعایت اصول اخلاقی در تحقیقات روانشناسی شد.
نتایج و یافتهها
مطالعه فرقه روز قیامت فستینگر به شکلی برجسته نشان داد که چگونه افراد در مواجهه با ناهماهنگی شناختی رفتار میکنند. هنگامی که پیشبینی روز قیامت به واقعیت نپیوست، به جای انصراف از باورها، اعضای گروه به توجیهات جدیدی روی آوردند تا باورهای خود را حفظ کنند. این رفتار به خوبی نشاندهنده نظریه ناهماهنگی شناختی فستینگر بود که بیان میکند افراد برای کاهش ناهماهنگی بین باورها و واقعیت، به تغییر نگرشها یا افزودن توجیهات جدید میپردازند.
پس از گذشت تاریخ پیشبینی شده برای نابودی جهان، اعضای فرقه با یک بحران شناختی مواجه شدند. به جای پذیرش خطای پیشبینی، بسیاری از آنها به این باور رسیدند که اعمال و ایمان آنها موجب نجات جهان شده است. این تغییر نگرش به آنها کمک کرد تا ناهماهنگی بین انتظار نابودی و تداوم زندگی را کاهش دهند. محققان مشاهده کردند که این فرایند همراه با افزایش فعالیت گروهی و تلاش برای جذب اعضای جدید بود، که نشاندهنده تقویت باورها و تلاش برای اعتباربخشی به آنها بود.
این یافتهها نشان دادند که افراد در مواجهه با شواهدی که باورهایشان را نقض میکند، ممکن است به جای تغییر باورها، به توجیهات جدیدی متوسل شوند. این رفتار به درک عمیقتری از پایداری باورها و مقاومت در برابر تغییر آنها حتی در مواجهه با شواهد مخالف انجامید. نظریه ناهماهنگی شناختی به عنوان یکی از مبانی مهم در روانشناسی اجتماعی مطرح شد و به تحلیل رفتارهای فردی و گروهی کمک کرد.
یکی از نتایج غیرمنتظره این بود که به جای فروپاشی گروه، پیشبینی نادرست باعث تقویت روابط و افزایش تعاملات گروهی شد. این واکنش نشان داد که ناهماهنگی شناختی میتواند به جای تضعیف، به تقویت انسجام گروهی بیانجامد. این نتیجه، دیدگاه جدیدی به چگونگی واکنش گروهها به ناکامیهای شناختی ارائه داد.
یافتههای این مطالعه کاربردهای گستردهای در حوزههای مختلف دارند. در سیاست، تبلیغات و روابط عمومی، درک ناهماهنگی شناختی میتواند به طراحی پیامهایی کمک کند که با باورهای مخاطبان همسو باشد. همچنین در رواندرمانی، این نظریه به درمانگران کمک میکند تا به بیماران در مواجهه با ناهماهنگیهای شناختی یاری برسانند و راهحلهای مؤثری برای کاهش استرس ناشی از این وضعیتها ارائه دهند.
یکی از محدودیتهای این مطالعه، تعداد کم و نمونهی خاص شرکتکنندگان بود که ممکن است نتایج را به گروههای دیگر قابل تعمیم نسازد. همچنین، وجود محققان به عنوان اعضای مخفی ممکن است بر رفتار گروه تأثیر گذاشته باشد. این عوامل نشان میدهند که نیاز به پژوهشهای بیشتری برای بررسی ناهماهنگی شناختی در محیطهای متنوعتر و با روشهای دقیقتر وجود دارد.
در مجموع، مطالعه فرقه روز قیامت فستینگر به عنوان یکی از پژوهشهای برجسته در روانشناسی اجتماعی، به درک عمیقتری از پایداری باورها و فرآیندهای شناختی مرتبط با آنها کمک کرده است. این یافتهها همچنان در تحقیقات و کاربردهای عملی مورد استفاده قرار میگیرند و به بررسی رفتارهای انسانی در مواجهه با ناهماهنگیهای شناختی یاری میرسانند.
بحث و تحلیل مطالعه فرقه روز قیامت فستینگر (Festinger’s Doomsday Cult Study)
تحلیل یافتهها
مطالعه فرقه روز قیامت فستینگر یکی از نمونههای کلاسیک است که به بررسی ناهماهنگی شناختی میپردازد. فستینگر و همکارانش مشاهده کردند که پیروان دوروتی مارتین، علیرغم عدم وقوع پیشبینیهایشان در مورد پایان جهان، همچنان به باورهای خود پایبند ماندند. یافتههای این مطالعه نشان داد که وقتی افراد با شواهدی روبرو میشوند که باورهای آنها را به چالش میکشد، به جای پذیرش اشتباه، اغلب به تقویت باورهای خود و یافتن توجیهات جدید روی میآورند. این نتایج نقش مهمی در توسعه نظریه ناهماهنگی شناختی ایفا کردند، که بیان میکند افراد برای کاهش ناهماهنگی میان باورها و رفتارهایشان، ممکن است باورهای خود را تغییر دهند یا به توجیهات جدیدی دست یابند.
انتقادات و محدودیتها
با وجود تأثیرگذاری این مطالعه، انتقاداتی نیز به آن وارد است. یکی از اصلیترین انتقادات مربوط به روششناسی مطالعه است. فستینگر و همکارانش به عنوان ناظران مخفی در گروه فرقهای شرکت کردند که ممکن است بر رفتار و نتایج مطالعه تأثیر گذاشته باشد. همچنین، سوالاتی درباره تعمیمپذیری یافتهها مطرح است، زیرا این مطالعه تنها بر یک گروه خاص تمرکز داشت و ممکن است نتایج آن به سایر گروهها و فرهنگها قابل تعمیم نباشد. از نظر اخلاقی نیز، حضور مخفیانه پژوهشگران در گروه بدون اطلاع اعضا، میتواند مورد انتقاد قرار گیرد.
تأثیر بر روانشناسی و روانپزشکی
این مطالعه به طور گستردهای در روانشناسی اجتماعی و شناختی تأثیرگذار بوده است. نظریه ناهماهنگی شناختی که از این مطالعه نشأت گرفت، درک ما از فرآیندهای شناختی و چگونگی تغییر نگرشها و رفتارها را بهبود بخشید. این نظریه کاربردهای گستردهای در زمینههای مختلف از جمله تبلیغات، آموزش، و درمانهای روانشناختی پیدا کرده است. به عنوان مثال، در تبلیغات، شرکتها از ناهماهنگی شناختی برای ترغیب مصرفکنندگان به خرید محصولات جدید استفاده میکنند.
انعکاسهای اخلاقی و فرهنگی
از منظر اخلاقی، این مطالعه سوالاتی درباره روشهای جمعآوری دادهها و تأثیر آن بر شرکتکنندگان مطرح میکند. در دنیای امروز، رعایت اصول اخلاقی در پژوهشها اهمیت بیشتری یافته و مطالعات باید به گونهای طراحی شوند که به حقوق و رفاه شرکتکنندگان احترام بگذارند. از نظر فرهنگی، یافتههای این مطالعه نشان میدهد که چگونه باورهای مذهبی و فرقهای میتوانند در بسترهای اجتماعی و تاریخی خاصی تقویت شوند. این امر به ما کمک میکند تا بفهمیم چگونه عوامل فرهنگی و اجتماعی میتوانند بر پایداری باورها و مقاومت در برابر تغییر تأثیر بگذارند.
در نهایت، مطالعه فرقه روز قیامت فستینگر به ما یادآوری میکند که درک فرآیندهای شناختی و روانی انسان پیچیده است و نیازمند بررسی دقیق و همهجانبه است. این مطالعه همچنان به عنوان یک منبع ارزشمند برای درک نحوه برخورد افراد با ناهماهنگیهای شناختی و تغییر نگرشها باقی مانده است.
نتیجهگیری
مطالعه فرقه روز قیامت فستینگر به وضوح نشان داد که چگونه انسانها میتوانند با ناهماهنگی شناختی روبرو شوند و برای کاهش این ناهماهنگی به تغییر باورها و نگرشهای خود بپردازند. این آزمایش نشان داد که حتی در مواجهه با شواهد متناقض، انسانها ممکن است به جستجوی توجیهاتی بپردازند که با باورهای موجودشان سازگار باشد. این یافتهها نه تنها به درک بهتری از رفتارهای گروهی و فردی کمک کرده است، بلکه در زمینههایی چون تبلیغات، سیاست و تغییرات اجتماعی نیز کاربرد دارد. با در نظر گرفتن این درسها، ما میتوانیم در زندگی روزمره خود با دیدی بازتر به باورها و تصمیمگیریهایمان نگاه کنیم و از این طریق به رشد و توسعه شخصی دست یابیم.
منابع
- William Douglas Woody & Wayne Viney (2017). A History of Psychology: The Emergence of Science and Applications. Routledge.
- Edward Shorter (1997). A History of Psychiatry: From the Era of the Asylum to the Age of Prozac. John Wiley & Sons.
- Experiments in Psychology (2016). Experiments in Psychology. Motilal Banarsidass Publishing House.
- Psychological Experiments on the Internet (2000). Psychological Experiments on the Internet. Elsevier Science.
- Slater, L. (2004). Opening Skinner’s Box: Great Psychological Experiments of the Twentieth Century. W.W. Norton.
- Mook, D. G. (2004). Classic Experiments in Psychology. Bloomsbury Academic.
- Britt, M. A. (2016). Psych Experiments: From Pavlov’s Dogs to Rorschach’s Inkblots, Put Psychology’s Most Fascinating Studies to the Test. Adams Media.
- Hock, R. R. (2012). Forty Studies that Changed Psychology. Pearson Education.

